در حالي كه شرايط منطقه پيچيدهترين وضعيت را طي سالهاي اخير به خود گرفته، فردي در تركيه از مقام خود استعفا داده كه به طور مستقيم ارتباط با اين پيچيدگي اوضاع دارد. هاكان فيدان در دقايق اوليه هفتم فوريه استعفاي خود از رياست سازمان اطلاعات ملي تركيه، ميت، را تقديم نخست وزير تركيه كرد و بنا بر گفتههاي منابع نخست وزيري تركيه، احمد داوداوغلو هم استعفاي او را پذيرفته است. به اين ترتيب، فيدان از 10 فوريه ديگر رياست بر ميت را به عهده نخواهد داشت و آن گونه كه در متن استعفاي خود بيان كرده، آماده حضور در انتخابات پارلماني تركيه ميشود كه قرار است در ماه ژوئن برگزار شود.
فيدان براي شركت در انتخابات پارلماني بايد تا اين تاريخ از مقام خود كنار ميرفت چون شوراي عالي انتخابات تركيه اين تاريخ را پايان مهلت براي كنار رفتن كاركنان دولت از سمت خود تعيين كرده بود تا آن كه بتوانند براي انتخابات ثبتنام بكنند. بنابر اين، استعفاي فيدان مثل هر كارمند ديگر دولت طبق روند معمول قانوني است اما مسئله مهم اين است كه چرا او در اين شرايط پيچيده از حساسترين مقام امنيتي و اطلاعاتي استعفا ميدهد.
قبل از هر چيز، بايد توجه داشت كه شروع رياست فيدان بر ميت در 25 مي2010 يكي از اقدامهاي اساسي رجب طيب اردوغان، نخست وزير وقت تركيه، براي كنترل كامل و سازماندهي بيشتر دستگاه اطلاعاتي تركيه بود. او براي اين كار فيدان را انتخاب كرده بود چراكه در گذشته فيدان كار در ارتش، آموزش عالي نيروهاي واكنش سريع ناتو، تحصيلات عالي دانشگاهي در زمينههاي اطلاعاتي و امنيتي ديده ميشد و مهمتر از اين موارد، فيدان از افراد مورد اعتماد كامل اردوغان بود.
فيدان با اين ويژگيهاي از نمايندگي تركيه در آژانس انرژي اتمي به ميت آمد و گذشته از انجام تغييرات اساسي در ساختار ميت، پرونده ويژه اردغان در مورد مذاكره با كردها و به خصوص پ. ك. ك. را در دست گرفت. ميتوان گفت كه فيدان تا اندازه زيادي در اين پرونده موفق شد و توانست بعد چند دهه تنش، پ. ك. ك. را متقاعد به قبول مذاكره و اميدوار به نتيجه آن بكند اما در اين موقع بود كه اتفاقات جهان عرب وضعيت كاري او را تغيير داد.
خيزش عربي به سرعت از تونس شروع و به ديگر كشورهاي عربي توسعه يافت و فيدان مقام تركيهاي بود كه مسئول اين پرونده بود تا سياست مورد نظر اردوغان را دنبال ميكرد كه به طور مشخص مربوط ميشد به حمايت از آن دسته جريان عربي كه همخواني با سياستها و اهداف اردوغان در منطقه دارند. اين مأموريت فيدان عبارت بود از يك چرخش سريع و تمام عيار دولت تركيه در ديپلماسي منطقهاي به نحوي كه سياست به صفر رساندن تنش كنار گذاشته شد و ورود به منازعات و تنش در دستور كار قرار گرفت.
چرخش سريع در ديپلماسي منطقهاي دولت تركيه در تمام كشورهاي عربي درگير بحران نمود پيدا كرد اما مشخصترين و حادترين آن در سوريه بود. اردوغان تا پيش از اين رابطه دوستانهاي با نظام سوريه داشت اما ناگهان اين رابطه مبدل شد به خصمانهترين وجه كه نه تنها ادبيات خصمانه از زبان مقامهاي تركيه نسبت به نظام سوريه شنيده ميشد بلكه دولت تركيه در عمل از گروههاي مسلح ضد نظام سوريه به شكلهاي مختلف حمايت كرد. فيدان در نقطه كانوني اين چرخش قرار داشت و او مسئول براندازي نظام سوريه از سوي دولت تركيه بود كه از تمام امكانات براي تحقق اين هدف استفاده ميكرد. از اين جهت بود كه روزنامه امريكايي وال استريت ژورنال در سال گذشته فيدان را شاهجاسوس قدرتمند تركيه و نيروي محرك تلاشها براي تغذيه شورشيان و سرنگوني بشار اسد، رئيسجمهور سوريه، معرفي كرد كه «معمار كليدي راهبرد امنيتي- منطقهاي تركيه» است. حالا فيدان در حالي از مقام خود استعفا ميدهد كه معماري او به نتيجه نرسيده و حتي ميتوان گفت شكست خورده است.
جريان مورد حمايت دولت تركيه در مصر به طور كامل از قدرت خلع و در حاشيه قرار گرفته و وضعيت در ليبي هم از به اين قرار است اما در سوريه، معماري فيدان نه تنها شكست خورده و باعث سرنگوني نظام سوريه نشده بلكه نتيجه آن چيزي شده به نام داعش كه حالا كشورهاي منطقه و جهان قصد نابودي آن را دارند و البته نگاه شماتتباري هم به دولت تركيه دارند.
گذشته از اين، پرونده قبلي فيدان در مورد پ. ك. ك. هم به شدت آسيب ديده و ديگر آن اميدها براي صلح بين دولت و پ. ك.ك. رنگ باخته است. تمام شواهد نشان ميدهد كه ديپلماسي منطقهاي دولت تركيه در اين چهار سال نتيجه معكوس داده و اين امر ميتواند يك عامل اساسي براي استعفاي فيدان باشد تا دولت تركيه با كنار گذاشتن او، آماده يك چرخش سريع ديگر در ديپلماسي منطقهاي خود بشود. بايد ديد كه اردوغان و داوداوغلو تا چه حد به شرايط موجود واقعبينانه نگاه ميكنند و آماده تغيير ديپلماسي منطقهاي خود هستند اما دست كم، استعفاي فيدان از رياست ميت نشانهاي از اين آمادگي است تا آن كه گامي براي نوعي رجعت به ديپلماسي قبل برداشته شود.