بيش از يك سال است كه بحران بر روابط روسيه و غرب سايه انداخته و دليل آن هم دست كم در ظاهر امر به مسائل اوكراين ارتباط دارد. غرب از زمان شروع ماجراهاي اوكراين روسيه را نشانه گرفته بود تا آنكه الحاق شبهجزيره كريمه به روسيه بهانهاي به دست غرب داد تا تحريمهايي عليه روسيه وضع كند و اين تحريمها با شروع درگيريها در شرق اوكراين رفتهرفته شدت گرفتند.
توافق حاصل از گفتوگوهاي مينسك بين دولت كييف و جداييطلبان شرق آتشبس نيمبندي را ايجاد كرده بود كه با حمله ارتش اوكراين در چند روز قبل براي تصرف فرودگاه دونتسك شكسته شد و دوباره درگيريها در شرق اوكراين بالا گرفت. اتحاديه اروپا بيتوجه به مسئوليت ارتش اوكراين باز انگشت اتهام را به سوي روسيه گرفته و در نشست وزراي خارجه اين اتحاديه در 29 ژانويه، تحريمهاي مصوب اتحاديه براي شش ماه ديگر تمديد شد و قرار شده رهبران اتحاديه در 12 فوريه بحث در مورد وضع تحريمهاي تازه عليه روسيه را شروع كنند.
بنابر اين، جناح اروپايي غرب عليه روسيه همزمان با نيمنگاهي به مذاكره با مقامهاي كرملين به سلاح تحريم براي تحميل خواستههاي خود به مسكو متوسل شدهاند و هر از چند گاهي هم اين سلاح را تند و تيزتر ميكنند. اين توسل اروپايي به سلاح تحريم و به عبارتي جنگابزار نرم در حالي انجام ميگيرد كه مدتي است حرف از سلاح هستهاي زده ميشود تا سمت و سوي بحران موجود در روابط روسيه و غرب شكل ديگري هم به خود بگيرد.
قبل از هر چيز، بايد گفت كه اين نوع حرف زدن در مورد سلاح هستهاي و نقش بازدارندگي آن پديدهاي تازه در روابط روسيه و غرب است چراكه بعد سقوط بلوك شرق در بيش از دو دهه و نيم اخير، موضوع سلاح هستهاي در ادبيات دو طرف به حاشيه رفته بود مگر در جهت كاهش اين نوع سلاحها كه نمونه آخر آن امضاي معاهدهاي بود بين باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، و ديميتري مدودف، رئيسجمهور قبلي روسيه، در هشتم آوريل 2010. حالا به نظر ميرسد كه وضعيت به طور كلي فرق كرده و نه تنها سلاحهستهاي از حاشيه بيرون آورده شدهاند بلكه رنگ و جلايي يافتهاند تا از آنها در بحران موجود و موازنه قدرت مرتبط به آن استفاده شود.
ژنرال والري گراسيموف، رئيس نيروهاي مسلح ارتش روسيه، گفته كه تسليحات هستهاي قوي برتري نظامي مسكو عليه غرب را تضمين ميكند و روسيه سعي ميكند با هزينه چند ميليارد دلاري نيروهاي خود را تا سال 2020 مدرنيزه كند. او حمايت از نيروهاي تسليحات استراتژيك روسيه را موجب تضمين ارتقاي توانمنديهاي نظامي روسيه دانسته كه ديگر ناتو و امريكا نميتوانند برتري نظامي در مقابل روسيه داشته باشند و در اين جهت از تحويل بيش از 50 موشك هستهاي بين قارهاي به ارتش روسيه در سال جديد ميلادي خبر داده است.
به نظر ميرسد كه روسيه براي رسيدن به اين برتري برنامه گسترده نظامي به خصوص در موضوع سلاحهاي استراتژيك خود تدوين كرده چنان كه قصد دارد تا 2020 قريب به 20 هزار ميليارد دلار را براي بهروزرساني سلاحهاي هستهاي و استراتژيك خود هزينه كند. بحران موجود بين روسيه و غرب يك محور از ادبيات هستهاي است كه مسكو بر زبان ميآورد و شايد اين تصور بشود كه كرملين با اين سبك ادبيات سعي دارد قدرت سخت خود را در برابر جنگ نرم غرب به كار ببرد اما خبرهايي از پنتاگون شنيده ميشود كه دلالت بر وجه ديگر معادله دارد. رابرت ورك، معاون وزير دفاع امريكا، در كنفرانس امنيتي 29 ژانويه از برنامه جديد پنتاگون به نام ابتكار خلاقانه دفاع گفته تا به زعم وي، امريكا بتواند جلو بودن از دشمنان خود را تضمين كند.
اين برنامه در حال حاضر و در بودجه 2016 امريكا با تخصيص 350 ميليارد دلار براي گسترش به روزرساني تسليحات هستهاي در نظر گرفته شده است. ويليام فالون، ژنرال بازنشسته نيروي دريايي امريكا، با ديگر مقامهاي ارشد پنتاگون نشستهايي در روزهاي اخير با كميته سرويس تسليحاتي كنگره امريكا داشته تا نمايندگان كنگره را به تأييد اين هزينه نظامي متقاعد كند. لازم به ذكر است كه با توجه به كل بودجه نظامي 534 ميليارد دلاري براي سال 2016، تخصيص 359 ميليارد دلار به معناي آن است كه امريكا بيش از نيمي از كل بودجه نظامي خود را براي توسعه اين تسليحات در نظر گرفته است.
بنابر اين، خروج ادبيات هستهاي از حاشيه توسط دو قدرت عمده هستهاي جهان تنها به بحران اوكراين در مناقشه روسيه و غرب محدود نميشود بلكه به دليل برنامههاي بلندپروازانه هستهاي دو طرف است كه آيندهاي نامطمئن را در برابر امنيت جهاني ترسيم ميكنند. بايد توجه داشت كه رويارويي هستهاي در دوران جنگ سرد منطق خاصي از بلوكبنديهاي فكري، اقتصادي و سياسي داشت كه ديگر آن منطق در اين ادبيات هستهاي حضور ندارد و به همين دليل، معلوم نيست تشديد اين ادبيات سرنوشت امنيت و صلح جهاني را به كجا خواهد برد.