درنگي بر محتواي دفتر چهارم از «نهضت امام خميني»
نسل امروز و نسلهاي آينده در راه آزمون و پندگيري از گذشتهها و رويارويي با تحريفها و وارونهنويسيهاي زهرآگين تاريخ نويسان وابسته به استكبار جهاني و سازمان فراماسونري به بررسي موشكافانه سرگذشت گذشتگان نيازي بايسته دارد تا دريابد قلم به مزدان از خدا بيخبر به نام تاريخنگار، تاريخشناس، پژوهشگر، نويسنده و... چه بر سر تاريخ آوردهاند؟ و چگونه واقعيتها را دگرگون كرده و حركتهاي آزاديخواهانه و عدالتمندانه ملتها را به گرداب دروغپردازيها، نيرنگبازيها و پشت هماندازيها كشيده و تاريخ اين كشور را تحريف كردهاند. امروز نيز چگونه در راه به زير سؤال بردن انقلاب اسلامي و به بيراهه كشاندن راه شهيدان وطن و امام شهيدان به تكاپو افتادهاند و با انتشار كتابهاي آكنده از دروغ، تزوير و تحريف تلاش ميكنند ملت ايران و ديگر تودههاي مسلمان و آزاديخواهان جهان را از پيگيري راه امام بازدارند و راه انقلاب را بيرهرو سازند. بررسي تاريخ انقلاب و انقلابآفرينان وارسته، رسالت مقدس و مسئوليت ترديدناپذير روشنگران راه زندگي است تا بخروشند و تاريخنگاري را از چنگ مشتي هرزههاي سياسي و مزدوران سرسپرده به سازمانهاي جاسوسي برهانند. بيترديد مجموعه گران «نهضت امام خميني»اثر يار ديرين حضرت امام خميني، جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد حميد روحاني ازجمله تاريخ نگاريهايي است كه نكات واسنادي دست اول و موثق را درخود جاي داده است. اينك كه به همت مولف ارجمند، جلد چهارم اين اثر گرانسنگ روانه بازار گشته، مروري بر محتويات اين مجلد از زبان نويسنده مناسب به نظر ميرسد:
1ـ موضوع مجموعهاي كه پيش روي شما قرار دارد، حكومت اسلامي است كه از رويدادهاي سازنده و سرنوشتساز نهضت امام بهشمار ميآيد. امام با طرح حكومت اسلامي در نجف، در سال 1348 دگرگوني فكري و سياسي ژرفي در ميان ملت ايران پديد آورد و حكومت اسلامي را به عنوان جايگزين (آلترناتيو) رژيم پوسيده شاهي و سلطنتي به نمايش گذاشت... خيزش ملت ايران در سال 1356 با شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» ناگهاني و بدون پيشينه نبود. مردم بدون مطالعه و شناختخواهان برقراري جمهوري اسلامي نشدند، بلكه نزديك ده سال آزگار در محور اين طرح بحث و گفتوگو كرده بودند تا آنجا كه در سال 1354 ـ چنان كه در اين دفتر آمده استـ قانون و اساسنامه جمهوري اسلامي از سوي هواداران اين طرح در سراسر كشور پخش شد و مردم ايران را پيرامون نظام اسلامي به آگاهي بايستهاي رساند. بگذريم از اينكه ملت ايران در طول سدهها و دورههايي حكومت اسلامي را به عنوان ايدهاي آرماني و ايدهآل در انديشه داشتند و براي رسيدن به آن روزشماري ميكردند.
2ـ از اهداف و انگيزههاي نگارنده در تدوين اين مجموعه روشن كردن اين نكته بوده كه طرح و بحث حكومت اسلامي در ايران زمينهاي ديرينه و درازمدت داشته و اين گونه نبوده است كه تنها در سال 1356 يكباره بر سر زبانها افتاده باشد، ليكن جاي بالندگي و خرسندي است كه در كنار اين رسالت ارزنده، نام و ياد شماري از گروهها، جمعيتها و جوانمرداني را كه با هدف برپايي حكومت اسلامي گروه تشكيل داده، فداكاري و دلاوري كرده و گمنام ماندهاند، زنده كند و در تاريخ به ثبت برساند.
3ـ چنان كه در پيشنوشتار دفتر سوم، دي ماه 1371 آمد: نگارنده از پيش آگاهي داشت كه پيروي راستين، ريشهاي و اصيل از اصل ولايت فقيه و از راه و انديشه امام(ره) و نگارش تاريخ با راستي و درستي و بهدور از مجامله و غرضورزي كه در آن حقكشي، پردهپوشي و خوشامدگويي راه و جايي نداشته باشد، با كارشكنيها، سنگاندازيها و چوب لاي چرخ گذاشتنها روبهرو خواهد شد و دستهاي مرموزي در راه پيشگيري از اينگونه تاريخنگاري خداپسندانه به كار خواهد افتاد. بايكوت، سانسور، توطئه و ترفند بازدارنده ضد اين گونه نوشتهها و نويسندگان به شيوهاي مرموزانه و شيطاني دنبال خواهد شد. نمونه آشكار اينگونه كارشكنيها و سنگاندازيها دستبرد به اسناد و مدارك گردآوريشده درباره دفتر چهارم نهضت امام بود.
4ـ از همكاران دانشمند، انديشمند و سختكوش بنياد تاريخپژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي كه نگارنده را در نگارش اين دفتر و گردآوري اسناد ياري كردهاند، بسيار سپاسگزارم. آرزومندم در راه تدوين تاريخ و دانشنامه انقلاب اسلامي پيوسته همراه و همگام باشند و گامهاي برجسته، ارزنده و سازندهاي در راه انجام اين رسالت مقدس بردارند.
5ـ از ملت آگاه و روشنضمير ايران درخواست ميشود كه اگر اسناد و مداركي در دست دارند مانند اعلاميه، روزنامه، شبنامه، كتاب، مجله، نوار، عكس، فيلم، شعر، خاطره، دستنوشته، وصيتنامه و زندگينامه از شهيدان و ديگر رزمندگان و مجاهدان راه خدا و هرگونه نشاني كه ميتواند واقعيتهاي تاريخي را روشن كند و تاريخ ايران زمين را پربار سازد، در اختيار بنياد تاريخپژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي قرار دهند و تاريخ انقلاب را پاس بدارند، باشد كه رهنمود حكيمانه امام به بار بنشيند و «...پايههاي تاريخ انقلاب اسلامي ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد....»
استادسيدهادي خسروشاهي
حاشيهاي برانتشارخاطرات مستندنگارنده ازآيت الله سيد محمود طالقاني
در سطور نخستين مقدمه كتاب «متون ايراني» ـ مجموعهاي از رسالههاي فارسي و عربي خطي كه اخيراً به چاپ رسيده استـ جملهاي خواندم كه بسيار جالب بود: «گردش ايام مجال آن نميدهد كه چندان صبر كني تا همه شرايط و اسباب براي كاري بزرگ فراهم آيد كه اگر صبر كردي تا چنان شود، به حكم شرع و عقل زيانكاري...» اين بود كه از دايره دقت در حد وسواس ساليان دراز در مورد نشر كامل خاطرات سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود به در آمدم و تصميم بر آن شد تا مجموعهاي از «خاطرات مستند» خود را در زمينههاي فوق و درباره شخصيتهاي برجسته و فرهيخته دنياي علم و دين، فقاهت و سياست، در رسالههايي ولو كمحجم به دست چاپ بسپارم، بهويژه كه اغلب آنها در سالهاي اخير در گفتوگوها و مصاحبههاي مختلفي كه با اصحاب جرايد و ارباب قلم كردم، بيان شده و آماده نشر است. البته اين تصميم ميتواند دو نتيجه و فايدت! هم داشته باشد:
1ـ بالاخره اين خاطرات مكتوب از «حبس خانگي» و گردونه «فراموش شدن» و «زير گرد و غبار مكتبه ماندن» رها ميشود و در اختيار عموم قرار ميگيرد.
2ـ علاقهمندان يا اهالي تاريخ و معاصران معاصر! فرصت مييابند حداقل نيم نگاهي به آنها كنند، بهويژه كه شرايط زمان و مكان بنا بر تجربهاي كه همگي داريم، اجازه نميدهد كتابهاي قطور و چند صد صفحهاي در هر زمينهاي مطالعه شود، ولي مرور رسالههاي كمحجم سهل، آسان و قابل اجرا تواند بود! نقل مكرر بعضي از حوادث و خاطرات در برخي موارد، به علت مرور ايام و سنوات و فاصله زماني بين انجام گفتوگوها و مصاحبهها ظاهراً يك امر طبيعي است كه به ياري خدا در چاپهاي بعدي ميتوان از آن پرهيز كرد، بهويژه اگر ياران تاريخدان و صاحبان خاطرات در رفع اين نقيصه ما را با تذكارهاي خود ياري دهند. آنچه هماكنون در اختيار قرار ميگيرد، رساله شماره چهار از «حديث روزگار» است كه شامل خاطرات متفرقهاي درباره آيتالله سيد محمود طالقاني، آماده چاپ و نشر شده است. اميد كه نشر رسالههاي ديگر درباره امام خميني، علامه سيد محمدحسين طباطبايي، آيتالله سيد علي خامنهاي، شهيد دكتر سيد محمد حسيني بهشتي و ديگران هم بهزودي انجام پذيرد.