اين مخترع بسيجي نسبت به وضع موجود و حمايت نهادهاي دولتي گلايه دارد و معتقد است از نوآوران و مخترعان حمايت صورت نميگيرد. فرهوشي در ميان سازمانهاي مختلفي كه وجود دارند سازمان بسيج جامعه علمي را مناسبترين مكان براي حمايت از مخترعان و ايدههايشان ميداند. گفتوگويي را با او درباره اختراعاتش و بحثهاي حمايتي انجام دادهايم كه تقديم حضورتان ميكنيم.
انگيزه و دلايل حضور شما در بسيج چيست؟
وقتي با بسيج و فعاليتهاي همهجانبهاش آشنا شدم، برحسب علاقهام عضو بسيج سازمان مهندسين شدم و از طريق آنان با بسيج جامع علمي آشنا شدم. بعد از آشنايي ديدم كه ديدگاههاي خوبي وجود دارد و قصد كار كردن دارند. افرادي هستند كه با ديد باز از فناوري حمايت ميكنند و دغدغههاي علمي دارند. از همان زمان همكاريام با بسيج را شروع كردم. من سياسي نيستم و كار علمي ميكنم و ديدم فعاليتهاي علمي بسيج در جهت منافع ملي است. من هم عرق ملي و علاقههاي علمي داشتم و بسيج را جايگاه خوبي براي فعاليت ديدم.
كمي از اختراعاتي كه به ثبت رساندهايد برايمان ميگوييد؟
من بيشتر در حوزه انرژيهاي تجديدناپذير كار كردهام. دستگاهي براي توليد برق از امواج دريا كه مخصوص كشور ايران بود را ساختم. دستگاههايي كه تا به حال برق را از امواج دريا ميگيرند در كشور ما كارايي ندارند چون آنها بر اساس امواج خاص خودشان طراحي شدهاند. من سال 88 دستگاه را اختراع و در محمودآباد آزمايش كردم و توانستيم توليد برق هم داشته باشيم. اما به دليل ارزان بودن نفت استفاده از انرژيهاي تجديدپذير برايمان بهصرفه نيست و تا زماني كه قيمت انرژي واقعي نشود انرژيهاي نو جايگاهي در كشور ندارد. بعد از آن سيستمي درباره توليد برق همزمان از جزر و مد و امواج دريا اختراع كردم كه آن هم مخصوص كشورمان است. تنها دستگاهي است كه هم از امواج و هم از جزر و مد توليد برق ميكند. اين دستگاه هم فعلاً به سرنوشت قبلي دچار شده و كاربرد چنداني در توليد انرژي در كشور ندارد. دستگاه ديگري در زمينه قدرت اختراع كردم كه با آن عضو بنياد ملي نخبگان شدم. برقها 400 كيلوولت هستند و كليدهاي اين ولتاژ معمولي نيست و اندازه كليدهايش شايد به اندازه يك ساختمان دو طبقه باشد. كليدهايي كه الان استفاده ميشود از گاز «اس اف6» است كه كاملاً از خارج وارد ميشود و به آن وابسته هستيم. وقتي تحريمها شروع شد ما براي وارد كردن آن به مشكل برخورديم. دستگاهي اختراع كردم كه به جاي اينكه از اين گاز استفاده كند، از عايق هواي خشك كه تكنولوژياش را در كشور داريم استفاده ميكند. آمدم با عايق سراميكي جامد مقاومسازي كردم كه همان كارايي را دارد، قيمتش پايينتر است و كاملاً در داخل توليد ميشود. الان هم مشغول كار بر روي مقره بوشينگي هستم. از دكلهاي برق مقرههايي آويزان است كه به آن سيم آويزان است. مقرههاي فعلي نيروي مكانيكي و الكترونيكيشان همجهت است و به همين دليل ارتفاعشان خيلي زياد ميشود. مقرهاي كه ساختهام مكانيكي و الكتريكيشان بر هم عمود است و به همين دليل ارتفاعشان خيلي كم ميشود. به همين دليل اگر بخواهيم خط انتقال برق ايجاد كنيم تعداد دكلهاي مورد نياز 20درصد كاهش پيدا ميكند. اختراع آخرم لولههاي نوري است. ساختمانها الان در طراحي قناسي دارند و ما ميتوانيم روشنايي نور خورشيد را با لولههاي نوري تا 17 طبقه(51 متر) زيرزمين ببريم. اين فناوري در همه زمينهها كاربردهاي زيادي دارد.
آيا اختراعاتتان تا كنون به خط توليد رسيدهاند؟
متأسفانه در كشورمان وقتي «ساخت ايران» را روي كالا درج ميكنيم كسي آن را از ما نميخرد و هميشه مرغ همسايه برايمان غاز است. مقره بوشينگي را من در دولت قبلي اختراع كردم و به هزار جا بردم و در آخر به من گفتند اگر ساخت هر جايي بود ميتوانستيم بخريم ولي چون «ساخت ايران» است و هنوز هيچ جايي استفاده نكرده ميترسيم از آن استفاده كنيم. ميگويم اين تأييديه و مراحل آزمايشش هست ولي باز براي استفاده كردن ترس دارند.
اين مشتريهاي خصوصي و خرد هستند يا سازمانهاي دولتي و بزرگ چنين چيزي ميگويند؟
بيشتر مشتريهاي ما دولتي هستند. مديران ميترسند از اين اختراعات استفاده كنند. من از سال 83 در حال كار علمي هستم و سال 86 دانشجوي فعال مهندسي برق ايران شدم. در سالن همايشهاي صداوسيما به من جايزه دادند. آن زمان در اين همايش حدود 5 ميليارد هزينه شد و فقط به شش نفر برتر كه دانشجويان سال برق ايران بودند نفري دوو نيم سكه دادند. من فهميدم بسياري از حرفهاي مديران نمايشي بيش نيست و بحث حمايت از نخبگان و نوآوري در حد حرف است. البته با كمك سازمان فني و حرفهاي ميخواهيم خط توليد لولههاي نوري را به صورت كوچك راه بيندازيم و اين بار ميخواهيم كالايمان را به مردم بفروشيم نه سازمانهاي دولتي. به شخصه ديگر اميدي به نوآوري ندارم و نهايتاً مقالهاي برايISI بفرستم.
بسيج جامعه علمي يكي از نهادهاي حمايتكننده نخبگان و نوآوران است. اين سازمان تاكنون چقدر حامي شما بوده است؟
به نظر من بهترين جايي كه از نخبگان حمايت ميكند بسيج جامعه علمي است. وقتي يك مخترع جوان، به جاهايي مثل پاركهاي علم و فناوري رجوع ميكند و ايدهاش را تأييد ميكنند به او وام ميدهند و در اصل بدهكارش ميكنند. شخص پس از چند ماه بايد شروع به پرداخت قسطهاي وامش كند. ايده را نميتوان خيلي سريع براي اختراع فروخت. بسيج علمي در اين زمينه يك كار خيلي خوب انجام داده و اگر ميبيند طرحي خوب است به شخص كمك بلاعوض ميكنند. از هر 300 طرح يك طرح خوب است و ميتواند فروش داشته باشد. بسيج علمي بچهها را بدهكار نميكند و به آنها كمك بلاعوض ميكند. همچنين ارتباطات خوبي با دولت و سازمانهاي مختلف دارد و ميتواند معرف مخترعان باشد. روندي كه بسيج علمي طي ميكند خيلي خوب است و اگر مقداري كارشان علميتر و تخصصيتر شود عالي ميشود.
پس بسيج علمي در كنار سازمانهاي موجود نقش مؤثرتري در مورد حمايت از نخبگان داشته است؟
بحث حمايتي بسيج علمي واقعاً حمايتي بوده است. وقتي به مخترع جوان 20 ساله 5 ميليون تومان وام داده شود ميتواند ايدهاش را نهايي كند. با نهايي شدن ايده و ساخت دستگاه حالا بايد براي ثبت و معرفياش تلاش كند.
آيا با تغيير دولت و شعار حمايت از سازمانهاي دانشبنيان تغييري در حمايت دولت از نخبگان ايجاد شده است؟
الان كمي حالت نمايشي بودن كمتر شده است و مانند دولت قبلي الكي تعريف نميكنند. من در دولت قبلي بدهكار شدم. كلي مرا تشويق كردند كه برو جلو و وقتي من كلي هزينهكردم هيچكدام پشت من نبودند. اگر الان حمايت نميكنند ديگر دروغ نميگويند و وعده الكي نميدهند. شركت من تازگي دانشبنيان شده و گفتهاند اگر دانشبنيان شويد از شما حمايت ميكنيم. حالا بايد ببينيم حمايتي صورت ميگيرد يا خير.
الان با سازمان خاصي همكاري داريد؟
الان با سازمان فني و حرفهاي لرستان همكاري دارم و ميگويند كارگاه ما اينجا آماده است و شما ميتوانيد به صورت رايگان با آوردن مواد اوليه از كارگاه استفاده كنيد. قولهايي داده شده ولي هيچكدام براي توليد نهايي نشده است. معضلات زيادي در حمايت از نوآوري و پيشرفت كشور وجود دارد و بسياري از اين معضلات كاملاً مسخره و حل شدني هستند. يكسري بازاريها و دستهايي هستند كه نميخواهند كشور پيشرفت كند.
آيا در بحث اشتغالزايي هم ميتوانيد نقش داشته باشيد؟
فعلاً توانستهايم براي چهار، پنج نفر اشتغالزايي كنيم. خدا بايد كمك كند كه شرمنده اين چند نفر نشويم.