
خبر مرگ ملك عبدالله پادشاه عربستان چند روزي است كه به عنوان يكي از مهمترين رخدادهاي منطقهاي و داخلي است و بسياري از كارشناسان بينالمللي از تأثيرات مستقيم مرگ وي در تحولات منطقه خبر ميدهند.
در اين ميان با توجه به اقدامات جهتدار عربستان طي 37 سال انقلاب اسلامي، افكار عمومي عمدتاً نگاه منفي به حاكمان اين كشور داشته و به چشم يك كشور هم سو به عربستان سعودي نگاه نميكنند، برهمين اساس اكثر جامعه ايراني از مرگ ملك عبدالله اظهار ناراحتي نميكنند، اما در مقابل اين نوع نگرش جرياني سياسي قرار داد كه تلاش كرده با بازماندگان پادشاه ابراز همدري كرده و در رسانههايشان اين احساس را تزريق كنند.
قبل از پرداختن به چرايي ناراحتي جريان تجديدنظرطلبان از مرگ پادشاه و روابط حسنه پدرخواندههاي اين جريان با كارگزاران آلسعود بايد به برخي از اقدامات عربستان طي چهار دهه اخير اشاره كرد.
با نگاهي كوتاه به تاريخچه روابط ايران و عربستان سعودي ميتوان به چگونگي و چرايي رفتارهاي خصمانه آلسعود عليه جمهوري اسلامي ايران پرداخت كه در ادامه به بخشي از آن اشاره ميكنيم.
فاجعه كشتار حجاج ايراني در مكه
روابط ميان عربستان سعودي و كشورمان در جولاي سال 1987 ميلادي به بدترين سطح ممكن رسيد. در آن زمان 402 نفر از زائراني كه 275 نفر آنان ايراني بودند در جريان درگيري در شهر مكه به شهادت رسيدند. در ايران معترضان سفارت عربستان را تصرف كردند و دامنه اعتراضاتشان به سفارت كويت كشيده بود. يكي از ديپلماتهاي سعودي در تهران به دليل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد و در آن زمان ملك فهد تلاش كرد تا روابط ميان عربستان سعودي و ايران را در سال 1988 بهبود بخشد. روابط دو كشور در سال 1991 ميلادي از سرگرفته شد.
افزايش تنشهاي منطقهاي
در سال 2003 ميلادي حمله نيروهاي نظامي امريكايي به عراق و سرنگوني «صدام حسين» سبب شد تا شيعيان عراقي كه اكثريت جمعيت آن كشور را تشكيل ميدهند قدرت را در دست گيرند و عراق تا حدود بسياري به سوي ايران تمايل پيدا كند.
با تغيير رويكرد عراق نسبت به تهران و همچنين نبرد نفسگير حزبالله لبنان و رژيمصهيونيستي و شكست اين رژيم از حزبالله باعث شد عربستان سعودي بيش از پيش از اين موضوع هراسيد قدرت نفوذ ايران و دامنه اثرگذاري آن هر روز در حال وسيعتر شدن است.
با بالا گرفتن موضوع برنامه هستهاي ايران پس از به قدرت رسيدن «محمود احمدينژاد» ، دغدغه عربستان سعودي افزايش يافت. بر همين اساس سايت افشاگر «ويكي ليكس» گزارش داد كه ملك عبدالله در سال 2008 ميلادي از امريكا خواسته بود به ايران حمله كند و از اين موضوع تحت عنوان «لزوم قطع سر مار» ياد كرده بود.
اما با شكل گرفتن بهار عربي در سال 2011 موج نگرانيهاي عربستان سعودي نسبت به فعاليتهاي بينالمللي جمهوري اسلامي ايران افزايش پيدا كرد، چراكه كارگزاران آلسعود بيم آن را داشتند با الگوگيري مردم منطقه از انقلاب 57 ايران، جمهوري اسلامي ايران بتواند قيامهاي مردم را مديريت كرده و حاكميتهاي منطقه را در دست بگيرد. در كنار اين، موج انقلابهاي مردمي منطقه به شهرهاي عربستان هم سرايت پيدا كند.
در اين ميان اعتراضات مردمي در بحرين هم براي سعوديها غيرقابلتحمل بود چراكه اين كشور خطقرمز سعوديها محسوب ميشد به اين دليل كه بحرين در همسايگي ايران قرار دارد و شيعيان آن كشور روابط عميقي با ايرانيان دارند. به همين دليل عربستان سعودي كمكهاي فراواني را به رژيم بحرين صورت داد. كمك به شكلگيري گروههاي تروريستي منطقه و تلاش براي منقطع كردن نوار مقاومت در منطقه به كمك همين گروهها هم دقيقاً در راستاي منزوي كردن جمهوري اسلامي ايران توسط عربستان صورت گرفت.
حاميان عربستان در داخل كشور
اما دشمنيهاي 37 ساله عربستان با جمهوري اسلامي ايران هيچ گاه باعث آن نشده تا جريان تجديدنظرطلب به چشم دشمن و حتي يك رقيب منطقهاي به سردمداران رژيم آلسعود نگاه كنند بلكه بلعكس در مقاطعي از تاريخ هم به عنوان يك دوست و حامي به حكمرانان اين كشور هم نگاه كرده، مرور كوتاهي به برخي رويدادهاي تاريخي به خوبي همپوشاني تجديدنظرطلبان وآلسعود را نشان ميدهد.
ملك فهد پادشاه عربستان سعودي پيروزي «محمد خاتمي» رئيسجمهوري ايران در انتخابات سال 2001 ميلادي را به او تبريك ميگويد و از سياستهاي اصلاحطلبانه او استقبال ميكند.
در مقابل رئيس دولت اصلاحات هم طي هشت سال تلاشهاي فراواني را براي بهبود روابط تهران و رياض صورت داد، تلاشهاي كه خروجي آنچناني در كاهش دشمنيهاي دو دولت نداشت بلكه تنها توانست در آستانه انتخابات 88 كمكهاي مالي را به جريان مدعي اصلاحات سرازير نمايد.
البته نبايد اين را هم فراموش كرد كه خاتمي با سفر به عربستان بهبود نسبي را در روابط ميان دو كشور به دنبال داشت تا آنجايي كه در آوريل سال 2001 ميلادي پيمان امنيتي مشتركي ميان تهران – رياض امضا شد.
اما اهميت سفر ديگر محمدخاتمي به كشور عربستان در سال 88 اصلاً قابل مقايسه با سفر مورد اشاره در دوران حاكميت اصلاحات نيست چراكه برخي از مسئولان بلندپايه و مطلع كشورمان پس از شهر آشوب 88 افشا كردند كه رئيسجمهور اسبق كشورمان در اين ديدار مبلغ قابلتوجهي را از پادشاه عربستان جهت تسريع براندازي در ايران دريافت كرده است.
آيتالله جنتي دبير شوراي نگهبان در نماز جمعه ششم مردادماه ۱۳۸۹ با اشاره به هزينههاي غائله 88 و تحركات براندازانه سران فتنه ميگويد: «امريكاييها يك ميليارد دلار از طريق افراد سعودي كه هم اكنون عامل امريكا در كشورهاي منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همين سعوديها كه به نمايندگي امريكا صحبت ميكردند، گفتند، اگر توانستيد نظام را منقرض كنيد، تا 50 ميليارد دلار ديگر را هم ميدهيم، اما خداوند اين فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش كرد.»
حجتالاسلام مصلحي عاليترين مقام امنيتي جمهوري اسلامي ايران در آن برهه در شهريور ۸۹ در جمع خبرنگاران هم با تأييد اين خبر بيان ميكند: «اين موضوع واقعيت دارد بلكه شما ميتوانيد بالاتر از آن را نيز حساب كنيد.» مصلحي ادامه ميدهد: «در بحث فتنه بدين شكل نبود كه يك حركت دروني فقط توسط مجموعهاي صورت بگيرد بلكه مانند دوران دفاع مقدس همه مجموعههاي ضد انقلاب داخلي و كشورهاي مختلف حامي اين جريان بودند و براي براندازي نظام و حكومت حمايت ميكردند.»
كدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان يكي ديگر از شخصيتهاي مطلعي است كه در مرداد ۸۹ در نشست خبري خود با اشاره به اسناد اين موضوع گفت: «هر زمان به جرم افرادي كه مقابل نظام ايستادهاند رسيدگي شود، اسناد دريافت كمكهاي ميلياردي نيز به دادگاه ارائه خواهد شد.»
حال شايد به همين دليل باشد كه برخي از وابستگان به آقاي خاتمي از مرگ ملك عبدالله ابراز ناراحتي ميكنند، به عنوان نمونه محمدعلي ابطحي از عناصر اصلاحطلب در صفحه اجتماعي فيسبوك خويش ضمن تسليت مرگ وي، از او به دليل اقداماتش مبني بر مهار تندروي در سطح منطقه تقدير مينمايد!
البته روزنامههاي زنجيرهاي هم همانطور كه اشاره شد طي سه روز اخير – البته به شكلي هوشمندانهتر- از مرگ پادشاه ابراز ناراحتي كردهاند.
ديپلماسي دولت يازدهم هم گرهي از كار باز نكرد
پدرخواندههاي اين طيف با شكلگيري دولت يازدهم به دنبال گشايش روابط حسنه با كشورهاي غربي و برخي از كشورهاي منطقهاي برآمدند كه مهمترين آن عربستان سعودي بود اما با گذشت نزديك به دو سال ميتوان به جرئت گفت نه تنها روابط كشورمان با اين كشورها خاصه عربستان سعودي بهتر نشده بلكه رو به سردي هم رفته است. البته رسانههاي اين طيف در طول ماههاي اخير تلاش كردند تا سفر هاشمي به عربستان را هم عامل مهمي براي بهبود روابط دو كشور عنوان كنند؛ موضوعي كه نگاه احساسي جماعت تجديدنظرطلب به موضوعات مهم بينالمللي و منطقهاي را نشان ميدهد و اين را نمايان ميكند كه سرنگوني جمهوري اسلامي ايران يكي از راهبردهاي عربستان سعودي در منطقه به شمار ميآيد و با تغيير دولتها رفتار آل سعود با ايرانيها تفاوت ماهوي آنچناني نميكند.