با اين وجود هنوز آنچه انجام شده با وضعيت مطلوب و مورد انتظار ما تفاوت فاحش دارد. لذا تحقق جنبش نرمافزاري و توليد علم ديني و حل مسائل و چالشهاي تمدني و ارزشي كه منوط به توليد علم ديني و استخراج نظريههاي علمي از بطن آموزههاي وحياني ميباشد كار سخت و طاقتفرسايي است. لذا جهت ايجاد فضايي مناسب براي توليد علم ديني مناسب است كه اين موضوع از جهات مختلف مورد بررسي قرار بگيرد چراكه رسيدن به دركي مشترك از علم ديني نيازمند بررسي تعاريف مختلف آن است.
براي اينكه تعريف دقيقي از علم ديني حاصل شود، ابتدا واژههاي علم و دين مورد بررسي قرار ميگيرد:
تعريف علم
علم در گفتمانهاي مختلف تعاريف متفاوتي دارد. در اينجا تعاريف علم در گفتمان علم مدرن و گفتمان ديني بيان ميشود.
تعريف علم در گفتمان علم مدرن
ابتدا لازم است فهم و تلقياي كه از اين علم صورت گرفته ارائه شود. هرچند در تلقي و تعريفي كه از علم جديد ارائه شده در سدههاي مختلف به لحاظ كارآمديهايي كه از آن انتظار ميرفت و نيز آسيبها و كاستيهايي كه هر علمي در عصر خود با آن درگير بوده است، تعاريف علم دچار اختلاف شده است.
تعريف دمپي ير (Dempier): واژه لاتين Scientia از Scire به معني آموختن و دانستن در وسيعترين مفهوم به معناي آموزش يا دانش است. اما واژه انگليسي Science به عنوان اصطلاحي كوتاه شده براي علوم طبيعي به كار ميرود، هر چند نزديكترين معادل آن در آلماني Wissensch، هنوز هم نه تنها همه مطالعات منظمي را كه ما علم ميناميم دربرميگيرد، بلكه مطالعات منظم تاريخ، فقه اللغه يا فلسفه را نيز شامل ميشود. بنابراين علم را ميتوان به دانش مرتب درباره پديدههاي طبيعي و بررسي منطقي روابط ميان مفاهيمي كه اين پديدهها به كمك آنها بيان ميشود تعريف كرد (خاكي قراملكي، 1389، ص 75).
تعريف راسل: علم چنان كه واژه آن ميرساند، مقدمتاً نوعي معرفت است و به اصطلاح چنان معرفتي است كه به وسيله ربط دادن چند جزئي در صدد كشف قانونهاي كلي است. با اين حال به تدريج جنبه معرفتي علم تحتالشعاع جنبه ديگر آن كه به كسب قدرت در برابر طبيعت نظر دارد قرار ميگيرد و از آنجاست كه علم در مقايسه با هنر، ارزش اجتماعي بيشتري كسب ميكند. زيرا به ما قدرت ميدهد تا در طبيعت تصرف كنيم، ولي از لحاظ حقيقتجويي با هنر برابر است و نسبت به آن امتيازي ندارد (خاكي قراملكي، 1389، ص 58).
تعريف چالمرز: معرفت علمي معرفتي اثبات شده است. نظريههاي علمي به شيوهاي دقيق از يافتههاي تجربي كه با مشاهده و آزمايش به دست آمدهاند اخذ ميشوند. علم بر آنچه ميتوان ديد و شنيد و لمس كرد و امثال اينها بنا شده است. عقايد و سليقههاي شخصي و تخيلات نظري هيچ جايي در علم ندارند. علم عيني است. معرفت علمي معرفت قابل اطميناني است، زيرا به طور عيني اثبات شده است. به نظر من اينگونه اظهارات گوهر تلقي متداول از معرفت علمي است. (چالمرز، 1379، ص 13).
بنابر اين تعاريف معناي علم در گفتمان علم مدرن از مفهوم وسيع آن به مفهومي محدود و مبتني بر روشهاي تجربي تقليل يافته است. يعني اگرچهScientia به معناي گسترده آن اشاره داشته، اما Science فقط به حوزه خاصي از علم كه مبتني بر روش تجربي است اشاره دارد.
تعريف علم در گفتمان ديني
از منظر انديشمندان ديني معاصر اساساً اطلاق تعريف علم با عدم حصر روش شناختي به متد تجربي و عقلي با التزام به معيار و منطق وحي در تشخيص صحت و سقم يك گزاره، واژه علم حوزه و قلمرو وسيعي را دربرميگيرد. به همين دليل علم اصول، فقه، كلام و فلسفه عنوان علمي به خود ميگيرند و علم منحصر به علوم رياضي و تجربي نميشود. منطقيون و فلاسفه علم را «حضور صوره الشيء عندالعقل يا عندالنفس» تعريف ميكنند. بنابراين هر گزاره و قضيهاي كه تطابق عيني داشته باشد يك گزاره علمي به شمار ميرود. برخي از انديشمندان علم را مجموعهاي از تصورات و تصديقات ميدانند و علوم را دو دسته حصولي و حضوري تقسيم ميكنند. علم به معناي قطع و يقين و متعلق آن گزارههايي است كه مورد يقين آدمي باشد، اعم از اينكه آن گزاره يقيني، صادق و مطابق با واقعيت باشد يا كاذب و خلاف واقع بوده باشد. علم در اين كاربرد مقابل شك، ظن و وهم قرار دارد. برخي ديگر علم را به معناي نظام و سيستمي از گزارههاي حصولي كه با روشهاي مختلف كسب معرفت به دست آمدهاند ميدانند مانند علوم تجربي، فلسفي، تاريخي، عرفاني، ادبي و غيره. علم تناسبات فهم انسان از اشياي عيني است. افرادي كه علم را بدين صورت تعريف ميكنند كاشفيت تطابقي علم را نقض ميكنند و آن را مجموعه معارف كاربردي در جهت رفع نظام نيازمنديهاي فردي و اجتماعي ميدانند. بر اين اساس علم زماني حاصل ميشود كه منجر به نوعي خاص از كارآمدي عيني بشود (خاكي قراملكي، 1389، صص 299- 302).
جمعبندي تعريف علم
گفتمان علم مدرن، علم را در روش تجربي محصور نموده است. اگرچه از اعتبار اين نگاه به علم، به مرور زمان كاسته شد اما هنوز هم ديدگاه غالب در جوامع علمي است. در گفتمان ديني، علم را به روش تعريف نميكنند و همه روشهاي كسب معرفت از درجه اعتبار يكساني برخوردار هستند. يكي از مناقشات در باب ماهيت علم اين است كه علم بر اساس روش تعريف شود يا خير. برخي گمان ميكنند اساساً اولين تقسيمي كه بر سر علم انجام ميشود اين است كه علم تجربي است يا عقلي؟ يا به تعبيري ديگر علم تجربي است يا غيرتجربي؟ و در واقع محك تجربه را عامل اساسي در باب ماهيت علم ميدانند. در حالي كه محك تجربه را به عنوان مهمترين معيار در ماهيت علم معرفي كردن، يك اشتباه معرفت شناختي است. يعني اگر كسي اين ديدگاه را بپذيرد، خيلي سريع ميتوان نشان داد اين فرد بر اساس نسبيت اظهارنظر ميكند و نظرات او مبتني بر شكاكيت است و تمام كساني كه روش تجربي را در ماهيت علم اخذ كردهاند، نهايتاً به نسبيت و شكاكيت رسيدهاند؛ چراكه روش تجربي مملو از گزارههاي فلسفي است و اين مطلبي است كه مخصوصاً مورد توجه پست مدرنها قرار گرفته است. در مقابل اين رويكرد مدرن، فلاسفه مسلمان قرار دارند كه علم را يا بر اساس موضوع يا بر اساس غايت تقسيم ميكردند (سوزنچي 9819 ص 59).
بنابراين علم در گفتمان ديني عبارت است از نظام و سيستمي از گزارههاي حصولي كه با روشهاي مختلف كسب معرفت به دست آمده و داراي خصلت كاشفيت، ارزش جهانشناختي، واقعنمايي و خارجنمايي است.
تعريف دين
براي رسيدن به تعريف علم ديني، واژه دين نيز بايد مورد بررسي قرار بگيرد. در اينجا معاني لغوي و اصطلاحي دين بيان ميشود.
معناي لغوي دين
در آيات قرآني ميتوان معاني زير را براي لغت دين يافت كه بعضي از اين واژهها به معناي اصطلاحي دين نزديكتر است:
1. دين به معناي تسليم
2. دين به معناي اطاعت و بندگي
3. دين به معناي شريعت و قانون
4. دين به معناي اعتقادات
5. دين به معناي جزا و پاداش
6. دين به معناي ملك و سلطنت
7. دين به معناي ملت.
با توجه به اين معاني كه ريشه قرآني دارند، معاني اول و دوم ناظر به بيان حقيقت دينداري است، اما معاني سوم و چهارم به مفهوم «حقيقت دين» اشاره دارد كه طبعاً به معناي اصطلاحي دين نزديكتر است (خاكي قراملكي1389، ص67).
معناي اصطلاحي دين
در نگاه علامه طباطبايي بعضي از تعاريف دين به معناي عام و برخي به معناي خاص دلالت ميكند.
معناي عام دين
دين مجموعهاي از برنامهها و مقررات متناسب و هماهنگ براي زندگي است كه بر يك نوع جهانبيني استوار است و انسان براي نيل به سعادت خود آن را وضع ميكند يا از ديگران ميپذيرد (طباطبايي 1383، ص21).
دين سلسلهاي از معارف علمي است كه سلسلهاي از معارف عملي را به دنبال دارد. جامع اين دو دسته معارف علمي و عملي آن است كه همگي جنبه اعتقادي دارند (طباطبايي 1364، ج2، ص342.)
دين مجموعه عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي است كه براي اداره امور جامعه انساني و پرورش انسانها ميباشد (جوادي آملي، 1372، ص 93).
معناي عام دين همه اديان توحيدي و غيرتوحيدي را شامل ميشود.
معناي خاص دين
استاد شهيد مطهري ماهيت دين را به حقيقتي به نام اسلام بازميگرداند كه در همه اديان وجود دارد هرچند لفظ و واژه اسلام به ديگر اديان اطلاق نشده باشد. ايشان اسلام را يك مكتب و ايدئولوژي ميداند كه مبتني بر جهانبيني خاص ميباشد، به گونهاي كه معطوف به بيان و ارائه سلسله بايدها و نبايدهايي در حوزه زندگي اجتماعي بشر و در جهت سعادت حقيقتي انسان ميباشد. با توجه به اينكه قرآن تنها كتاب آسماني است كه از خطر تحريف مصون مانده، معناي خاص دين كه ناظر به «حقيقت اسلام» است را ميتوان منحصر به دين اسلام دانست.
جمعبندي تعريف دين
اما از آنجا كه اسلام آمده است تا سرپرستي تكامل بشر را در طول تاريخ بر عهده بگيرد و تكامل بشر نيز با قرب به حضرت حق و توسعه پرستش همهجانبه او امكانپذير است، ميتوان گفت كه دين عبارت است از نظام تناسبات حاكم بر تولي عبد يا ابزار جريان ولايت كه عمدتاً به صورت نظام تكاليف و نظام توصيف و نظام ارزشي از سوي وحي الهي و توسط پيامبر اكرم ابلاغ شده است (خاكي قراملكي، 1389، ص70).
تعريف علم ديني
تعاريف علم ديني را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد. دسته اول تعاريفياند كه از يك بعد به علم ديني توجه كردهاند. دسته دوم تعاريفياند كه ابعاد مختلفي را براي علم ديني مفروض ميدانند.
تعاريف تك بعدي
تعاريف تك بعدي به شرح زيرند:
علم ديني علمي است كه علاوه بر جنبه ملكي (تأمين دنيا و معاش آن) داراي جنبه ملكوتي باشد، يعني انسان را به سمت حق مطلق يعني خداي جهان فراخواند (جوادي آملي، 1391، ص 19).
علم ديني علمي است كه مفاهيم، فرضيهها، مدلها و سبك تبيين آن الهام گرفته از دين باشد و از بوته تجربه بگذرد (باقري، 1382، ص 209).
علم ديني علمي است كه بر پايه منابع و متون ديني و با روش اجتهادي استخراج شود (عليپور و حسني، 1389، ص150).
علم ديني علمي است كه بر حسب ذات يا ساختار نظري و معرفتي خود، از هويت قدسي معنوي يا ديني برخوردار باشد (پارسانيا، 1390، ص21).
علم ديني مجموعه تعاريف كاربردي است كه با تكيه بر نظام ارزشي دين، تصرف و تسخير مدلمند و قاعدهمند عالم هستي را در جهت تحقق اهداف اجتماعي دين دنبال ميكند (خاكي قراملكي، 1389، ص307).
علم ديني علمي است كه بر اساس مباني معرفتشناختي، هستيشناختي، انسانشناختي و ارزششناختي ديني بنا شده باشد (آذربايجاني، 1391، ص89).
سيدحسين نصر معتقد است كه علم ديني علمي است كه از حق است و باوي حق بازميگردد (حسني و همكاران، 1386، ص27).
نقيب العطاس بر اين باور است كه علم ديني علمي است كه با دين در تقابل و تضاد نباشد. لذا در عمل پاكسازي علوم غربي را از مفاهيم ضد ديني پيشنهاد ميدهد (خاكي قراملكي، 1389، ص 379).
از نظر عابدي شاهرودي علم ديني علمي است كه ميخواهد موجود خردمند را به مراتب نفسالامر انتقال دهد و او را با نظام احسن جمعي امكاني هماهنگ سازد (حسني و همكاران، 1386، ص73).
سعيد زيباكلام نيز بر اين باور است كه علم ديني علمي است كه از طريق دخالت دادن ارزشها و باورهاي ديني و فلسفي در فعاليت علمي حاصل شود (حسني و همكاران، 1386، ص129).
انديشمندان مربوط تعاريف علم ديني
جوادي آملي، پارسانيا، نصر، عابدي شاهرودي، زيباكلام، خاكي قراملكي، آذربايجاني علم ديني به معناي علم هماهنگ با اصول، معيارها و اهداف اسلامي
باقري (روش تجربي )
علي پور و حسني (روش اجتهادي) علم ديني به معناي علم برگرفته از متون ديني
العطاس علم ديني به معناي علم غير مخالف با دين
تعاريف چندبعدي
مصباح يزدي (1391)علم ديني را با چهار تعريف از علم غير ديني متمايز ميكند:
1. علم غيرمخالف با دين؛
2. علم موافق با دين؛
3. علم به دست آمده از راه منابع ديني؛
4. علم با نگاه الهي.
رفيعي آتاني (1391) نيز معتقد است علم ديني در مجموعهاي از تعاريف معنا پيدا ميكند. وي 5 تعريف براي علم ديني ارائه ميدهد:
1. مجموعهاي از علوم كه نيازهاي جامعه اسلامي را تأمين و مسائل آن را حل كند
2. مجموعه علومي كه انديشمندان اسلامي بهوجود ميآورند.
3. مجموعه علومي كه از منابع اسلامي و با روش اسلامي بهوجود ميآيند.
4. مجموعه علومي كه موضوعات آنها اسلامي و در چارچوب متدولوژي رايج علم ايجاد شود.
5. مجموعه علومي كه از بررسي جامعهاي با پيشفرضهاي اسلامي و با متدولوژي علوم ايجاد شود (رفيعي آتاني، 1391، ص84).
پيغامي (1391) مبتني بر ديدگاههاي شهيد مطهري، تعاريف شش گانهاي از علم ديني ارائه ميكند و معتقد است كه اين تعاريف در كنار يكديگر متمايز كننده علم ديني از علم غيرديني خواهند بود:
1. مجموعه علومي كه از منابع نقلي استخراج ميشوند مانند تفسير و فقه و حديث
2. مجموعه علومي كه براي علوم دسته اول لازم ميشوند مانند صرف و نحو و علوم عقلي
3. مجموعه علومي كه در جغرافياي مسلمانان يا توسط مسلمانان توليد شود مانند معماري اسلامي
4. مجموعه علومي كه براي جامعه اسلامي و براي مسلمين مورد نياز باشد مانند پزشكي
5. مجموعه علومي كه مبادي و مباني آن برگرفته از اسلام يا سازگار با اسلام باشد
6. مجموعه علومي كه در بعد نظري كاشف از حقيقت باشند و در بعد عملي اقامه حق كنند (پيغامي، 1391).
جمعبندي
با تعاريف مذكور ميتوان به طيفي هفت گانه از علم ديني دست يافت.
منابع
1. آذربايجاني، مسعود (1391)، امكان علم ديني: مقايسه روانشناسي غربي و روانشناسي اسلامي؛ در بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع)، گفتارهايي در علم ديني، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران.
2. باقري، خسرو (1382)، هويت علم ديني: نگاهي معرفت شناختي به نسبت دين با علوم انساني، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران.
3. پارسانيا، حميد (1390)، روششناسي انتقادي حكمت صدرايي، چاپ اول، كتاب فردا، قم.
4. پيغامي، عادل (1391)، تعابير شش گانه از علم ديني، تارنماي علم ديني به آدرس www. elmedini. com تاريخ دسترسي: 10/12/1391
5. جوادي آملي، عبدالله (1372)، شريعت در آينه معرفت، نشر فرهنگي رجاء، قم.
6. جوادي آملي، عبدالله (1391)، گستره دين (ويراستي از كتاب انتظار بشر از دين) مركز نشر اسرا، قم.
7. چالمرز، آلن اف (1379)، چيستي علم، ترجمه سعيد زيباكلام، انتشارات سمت، تهران.
8. حسني، سيدحميدرضا و مهدي عليپور و سيدمحمدتقي موحد ابطحي (1386)، علم ديني؛ ديدگاهها و ملاحظات، چاپ سوم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم.
9. خاكي قراملكي، محمدرضا (1389)، تحليل هويت علم ديني و علم مدرن، كتاب فردا، قم.
10. رفيعي آتاني، عطاءالله (1391)، با اين علوم انسان در سطح زندگي حيوانيش حبس است، پژوهشهاي فرهنگي و اجتماعي، شماره 1، صص83- 93.
11. سوزنچي، حسين (1391)، علم اسلامي، دانشگاه اسلامي؛ آسيبشناسي دانشگاه امام صادق(ع) در بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق (ع)، گفتارهايي در علم ديني، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران.
12. طباطبايي، سيدمحمدحسين (1364)، تفسير الميزان بنياد علمي و فكري علامه طباطبايي، قم.
13. طباطبايي، سيدمحمدحسين (1383)، شيعه در اسلام، چاپ شانزدهم، دفتر انتشارات اسلامي، قم.
14. عليپور، مهدي و سيد حميدرضاحسني (1389)، پارادايم اجتهادي دانش ديني (پاد)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم.
15. مصباح يزدي، محمدتقي (1391)، مجموعه سخنراني در همايشهاي علم ديني، پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيتالله مصباح يزدي به آدرس:
www. mesbahyazdi. ir تاريخ دسترسي: 23/11/1391