فرقي ندارد جنس زن در فرهنگ اروپايي رشد كند يا امريكايي، حتي اصلاً مهم نيست كه ايراني باشد يا مسلمان بلكه اولويت ذات يك زن حس مادرانه اوست كه به خاطر وجود همين احساس لطيف است كه از گذشته تا امروز زنان از اشتغال در بسياري از زمينههاي كاري يا فعاليت در حوزههاي خشن خودداري ميكردهاند.
تصورش هم منطقي است وقتي درنظر ميگيريم ظرافت و لطافت مادرانه موضوعي است كه از كودكي ذهن دختر را به خود مشغول كرده است؛ دختري كه تمام روزهاي كودكياش در ارتباط سالم و سراسر وابستگي با عروسكهايش سري ميشود و از همان دوران كودكي حس مادري را تمرين ميكنند.
حالا تصور كنيد بياييد و در برهه خاصي از زندگي يك زن او را از شرايط عادي و طبيعت ذاتياش دور كنيد. چه اتفاقي ميافتد؟ با چنين كاري در واقع شما هرگونه ارتباط عاطفي يك زن را با دوران كودكي گذشته و حس همسري فعلي و وابستگي مادري آيندهاش قطع ميكنيد و حقيقتاً زن بدون اين سه احساس و تجربه پوچ است. اين پازل چند تكهاي را گوشه ذهنتان نگه داريد تا برويم سراغ بخش ديگري از ماجرا. همه احساسهاي عاطفي و مسئوليتپذيري بين جوامع با فرهنگ غني و ديرينه، به مراتب قويتر است يعني زنان و دختران آسيايي نسبت به همجنسهاي اروپايي و امريكايي خود تجربههاي زيادتري از شرايط زندگي زنانهشان دارند. تنها عواملي كه به اين احساس زنان آسيايي رنگ بيشتري ميدهد وجود فرهنگ قديمي و اديان الهي در اين كشورهاست. همه اين تكهها را كه كنار هم بگذاري تازه متوجه ميشوي دليل سير تحول اشتغال زنان در كشورهاي اروپايي و امريكايي چيست؟ به اين فكر كردهايد كه چرا روند اشتغال زنان امريكايي در ارتش و نيروهاي اعزامي به افغانستان و عراق صعودي است؟
سكانس اول
برخي دولتهاي منطقه سطحيترين نيازهاي يكزن را هم محدود ميكنند
تصور كنيد دختر جواني كه حساسترين روزهاي زندگياش را با حذف عاطفه در ارتش امريكا سپري ميكند قطعا ميتواند زندگي مشتركي داشته باشد و اين زن بلاشك از عاطفه مادري معمولي برخوردار نيست. نتيجه اين نوع تربيت زنان در دولتهاي غربي كار را به آنجا رسانده كه تولد فرزندان بدون پدر و فرزنداني كه بعد از تولد به دولت سپرده ميشوند رشد فزايندهاي دارد.
درنظر بگيريد كودكاني كه اينطور متولد و در شرايط بيمادري بزرگ ميشوند زناني ميشوند به مراتب سنگدلتر از مادرانشان. آنها حتي از رگههاي احساسي كه در وجود مادرشان بوده بينصيب ماندهاند و در نهايت اگر در مشاغل مهمي مثل ارتش به كار گرفته شوند نه تنها نسبت به ساير همجنسهايشان حتي زنان كشورهاي ديگر هيچ احساس عاطفياي ندارند بلكه از كشتن كودكان هم هيچ ابايي ندارند.
اين دختركان كه آغوش گرم خانواده را احساس نكردهاند نميتوانند در بزرگسالي ضجه مادران را در غم از دست دادن فرزند درك كنند. اين زنان هرگز نخواهند فهميد وقتي داوطلبانه يا براي دريافت حقوقي بيشتر به نيروهاي نظامي ملحق ميشوند چه بلايي بر سر جنس زنانهشان ميآورند. صدالبته كه هيچ زن و هيچ مادري نميتواند اين حضور در جبههها را دليلي براي شجاعت بنامد چون قساوت قلب تنها كلمهاي است كه با شنيدن كشتار، جنگ و ارتش به ذهن هر انساني خطور ميكند.
اگرچه اين تغيير نقشها مختص به كشورهاي اروپايي و امريكايي نيست اما موضوع مهم بحث اينجاست كه همانطور كه كشورهاي به اصطلاح آزاد زمينهاي براي تغيير هويت و احساس زن ايجاد ميكنند در كشورهاي همسايه ما هستند دولتهايي كه حتي سطحيترين نيازهاي يك زن را محدود ميكنند. كشورهايي كه براساس اسلام خودساختهشان براي زنان محدوديتهايي در چارچوب قوانينشان قائل ميشوند. قوانيني كه اغلب در كشورهاي عربي همسايه ايران اجرا ميشود وقتي در سطح جهان منتشر ميشود و در رسانههاي امريكايي مطرح ميگردد بازتاب بسيار تأسف باري به دنبال دارد. جامعه جهاني با مشاهده محدوديتهاي زنان در كشورهايي مانند عربستان، نسبت به اسلام تنفر پيدا ميكند و چون ديد كاملي نسبت به دين ما ندارد پس ترجيح ميدهد زناني منطبق بر سبك اروپايي و امريكايي تربيت كند. درست زماني كه از يكسو زنان در برخي كشورها وارد ارتش و كارهاي نظامي و خشن ميشوند از سوي ديگر زناني وجود دارند كه در كشوري با منابع مالي بسيار غني هنوز براي به دست آوردن حقوق اوليه خود مانند حق رانندگي ميجنگند! در عربستان سعودي حتي زنان اجازه رانندگي نداشته و ندارند اينكه چرا دولتمردان غربي كه اينقدر سنگ احقاق حقوق بشر را به سينه ميزنند در اين مورد خاص دخالت نميكنند سؤال بيجوابي است كه تلاش براي رسيدن به پاسخ آن بينتيجه است.
سكانس دوم
منع زنان از رانندگي ربطي به دين ندارد
در ماه مي2011 بود كه منال شريف يكي از زنان محجبه عرب ساكن و متولد عربستان سعودي براي اولين بار پشت فرمان يك كاديلاك نشست و دوستش حين رانندگي از او فيلمبرداري كرد. درست همان روز خودرو وي توسط پليس راهنمايي و رانندگي عربستان متوقف شد و پس از اين منال شريف به جرم رانندگي 9 روز را در بازداشت گذراند.
منال شريف معتقد است براي شكستن تابوي رانندگي نكردن زنان در كشور عربي مثل عربستان بهاي زيادي پرداخته اما جز سرزنش چيزي نيافته است!
پس از جريان اولين رانندگي مخاطرهآميزش منال شريف براي تحصيل گواهينامه رانندگي فرم درخواستي به اداره امور راهنمايي و رانندگي در عربستان سعودي فرستاد اما آنها درخواست وي را عودت دادند اما با اصرار، به چالش كشيدن محدوديتهاي عرفي و شكايت از اين اداره بالاخره منال توانست گواهينامهاش را بگيرد اما همچنان سنگ محكم ضدآزادي زن پيش پاي منال بود! با همه اين تلاشها طبيعي بود كه انتظار برود او با داشتن گواهينامه قانوني بتواند رانندگي كند اما حقيقت اين نبود.
جالب اينجاست كه عربستان سعودي تنها كشوري در جهان است كه زنان در آنجا حق رانندگي ندارند، اما هيچ سازمان بينالمللي براي رفع اين تحريمها تلاش نميكند و اينگونه حقوق را درگير مسائل سياسي نميدانند. منال شرف درباره اتفاقات بعدي ميگويد:«احكام شرع در اينجا به نحوي تفسير و به تأييد حكام شرع رسيدهاند كه بسياري از حقوق را از زنان عرب سلب ميكند. حق رانندگي يكي از حقوق قانوني و اجتماعي است كه از ما سلب شده است. علاوه بر اين ما حق افتتاح حساب بانكي، حق مسافرت آزادانه، حق ادامه تحصيل بدون حضور نگهبان آقا، حق ازدواج با فردي خارجي حتي يك فرد مسلمان را نداريم. باور كردني نيست كه حقوقي از اين قبيل در مملكتي به ظاهر اسلامي پايمال شود». شايد باور كردنش سخت باشد اما حقيقت دارد، بانوان عربستان سعودي براي ازدواج با افراد خارجي حتي مسلمان نياز به موافقت وزارت داخله عربستان دارند كه در بيشتر موارد درخواستها بدون جواب عودت داده ميشوند.
قصه منال شريف به مخالفتهايي كه گفته شد محدود نشد چون با وجود تمام اين تحريمها باز اين بانوي محجبه پس از دريافت گواهينامه تصميم گرفت رانندگي كند با اين تفاوت كه اين بار همسر و برادرش هم همراه بودند. واقعيت تلخ اين است كه او اين بار به همراه برادر و همسرش دستگير شد! همان روزها فيلم ويدئويي از رانندگي منال شريف در صفحه شبكه اجتماعي او منتشر ميشود. او به نمادي براي كسب حقوق رانندگي زنان تبديل ميشود و صفحه اجتماعي و صندوق پيامهاي الكترونيكياش پر ميشود از عبارتهاي توهين آميز مانند «قبر، انتظار تو را ميكشد».
اين بانوي عرب تنها به خاطر رانندگي در ملأ عام بار سرزنشهاي زيادي را به دوش كشيد و به خاطر فعاليتهاي حقوق زنان در مي2012 از محل كارش اخراج شد. خودش ميگويد روز اخراج از محيط كار رئيسش پس از شنيدن خبرهايي مبني بر فعاليتهاي او در زمينه حقوق زنان به او گفته است:« با اين كار دروازههاي جهنم را به سوي خود گشودهاي».
منال در اين باره ميگويد هرچه با خودم فكر كردم ديدم رانندگي يك بانو با رعايت كامل پوشش اسلامي آن هم با نوع خاص پوششي كه عرب براي زنان در نظر گرفته موجب باز شدن درهاي جهنم نخواهد شد. من مطمئن بودم كه رانندگيام هيچ خدشهاي به دينم و حتي پوششم نميزند. حتي در بعضي موارد نياز من را از ارتباط با نامحرم رفع ميسازد اما متأسفانه اين ديد هنوز برخلاف عرف جامعه عربستان سعودي است .
بعد از همه تلاشهاي منال شريف در عرصه احقاق حقوق از دست رفته زنان عرب حاكمان شرع در عربستان سعودي اعلام كردند كه همچنان از رانندگي زنان در عربستان ممانعت به عمل ميآيد و قرار نيست اين مسئله مورد ارزيابي مجدد قرار گيرد.
جالب اينجاست كه در كمپين «رانندگي براي زنان» كه منال شريف امروز يكي از رهبرانش است بسياري از زنان شيعه نيز از وي حمايت ميكنند و اين بهترين سند براي اثبات اين است كه احقاق حقوق از دست رفته يك زن عرب دغدغه زنان شيعه نيز است.
نكته مهم اين است كه منع زنان از رانندگي براي دولتمردان عربستان سعودي تنها مسئله اسلام نيست بلكه مسئله بر سر قدرت است. دولت عربستان سعودي از انجام تمامي اموري كه قدرت زنان را در جامعه افزايش ميدهد جلوگيري ميكند يا با اعمال شديد نظارت به آنها تن ميدهد. اين در حالي است كه بسياري از كشورهاي اسلامي مانند ايران، لبنان، سوريه و تركيه نه تنها حقوق شهروندي مساوي براي بانوان خود اعمال ميكنند، بلكه زنان دوشادوش مردان در جبهههاي سياسي و فرهنگي در حال تلاش و كوشش براي پيشرفت سرزمينشان هستند. دولتمردان اين كشورهاي مسلمان معتقدند حضور موفق زنان در صحنه اجتماع و در چارچوب دين نه تنها به حفظ دينشان خدشهاي وارد نكرده بلكه به روند اجرايي امور مملكتي هم كمك شاياني كرده است.
همه آزاديهاي زنان كشورهاي مسلمان در حالي است كه زنان سعودي تنها براي به دست آوردن كمترين حق مثل حق رانندگي بايد از جان خود بگذرند و قيد زندگي خانوادگي و مشتركشان را بزنند! اين مسائل در گوشه گوشه جهان بعضا تكرار ميشود ولي به دليل برخي موضوعات سياسي، مليتي و نيازهاي كشورهاي مختلف نه تنها از حقوق بانوان حمايت نميشود، بلكه گاهي به حقوق آنها تعرض هم ميشود. به طور مثال در برخي جوامع از بانوان در مشاغل سخت و طاقت فرسا كه با روحيات و لطافتهاي مادرانه تناقض دارد با حداقل دستمزد استفاده ميشود انگار دولتمردان اين كشورها فراموش كردهاند كه اسلام اولين وظيفه يك زن را مادري و همسري ميداند.
سكانس سوم
هزاران فرصت شغلي براي زنان
همه ساله قدرتمندترين مردان و سرمايهداران عرب گرد هم ميآيند تا در مراسم معارفه 500 نفر برتر جهان عرب را معرفي كنند و سال 2012 خبر معرفي يك زن عرب به عنوان رتبه سوم اين مراسم همه سردمداران عرب را شوكه كرد. ريم اسد زني بود كه برخلاف همه اعراب معرفي شده تا آن روز هيچ پشتوانه مالي بزرگي نداشت. او از طبقه اشراف و شاهزادگان عرب نبود، ريم اسد يك خانهدار عادي همانند تمام زنان ديگر بود و در كنار آن مشاور مالي بود كه به خوبي به عواقب وخيم بيكار بودن آگاهي داشت. براي ريم، بيكار نشستن يك گزينه نبود.
ريم درباره كاري كه انجام داده ميگويد: «من كار خاصي نكردم اين كار از عهده هر زن و هر عربي ساخته بود اما من مطمئنم اعراب يكي از محافظهكارترين ملل دنيا هستند اما با اين حال، كماكان لباسهاي شخصي خود را بايد از مردان خريداري كنيم.»
سال 2006 براساس قانون وضع شده در مجلس عربستان سعودي تصميم گرفته شد از آن پس زنان به جاي مردان در فروشگاههاي لباس زنانه و خرده فروشيها به كار گرفته شوند. بعد از وضع اين قانون مقاومتهايي كه از سوي عموم مردم، متعصبهاي حزب محافظهكار (كه اعتقاد دارند جاي زن فقط در خانه است) و مردان بازار كسب و كار (كه عقيده دارند ورود خانمها به بازار كار هزينههاي اضافي را در بر خواهد داشت) صورت گرفت و اين اعتراضها تا جايي پيش رفت كه تصميم وزرا ناديده گرفته شد.
اگرچه به ظاهر اينها فقط اعتراضهايي بود كه به تصويب نشدن يك مصوبه در مجلس عربستان سعودي ختم شد اما در حقيقت اين جرقهاي بود براي آغاز يك مأموريت نفسگير چهار ساله براي ريم اسد.
تنها دو سال بعد ريم اسد كمپين مبارزاتي بيوقفهاي را راهاندازي كرد تا با تحميل تصويب اين قانون، پاي زنان را به فروشگاههاي لباس زنانه باز كند. آغاز فعاليتهاي او در شبكههاي اجتماعي با 6 هزار عضو كليد خورد و در سال 2009، زماني كه كارها با سرعت كم و خلاف انتظارش پيش ميرفت، او براي افزايش فشار، با صدور اطلاعيهاي از زنان خواست تا مغازههاي فروش لباس زنانه را به مدت دو هفته تحريم كنند. ريم اسد در ماههاي آغازين امسال توانست نتيجه تلاشهاي چند ساله خود را به دست آورد و زنان خانهدار زيادي را به بازار كار معرفي كند.
كمپين ريم همان سال توانست وزارت كار را مجاب كند مردان را از كار كردن در مغازههاي فروش لباس زنانه منع كند و بدين وسيله 44 هزار شغل را براي زنان ايجاد كند اما بخش دوم فعاليتها، ريم ممكن است موفق شود، 30 هزار فرصت شغلي ديگر را براي زنان عربستان ايجاد كند؛ اقدامي كه به گفته اقتصاددانان، تلنگري حياتي براي اقتصاد اين كشور خواهد بود.
مطابق با آنچه در وبلاگ اينترنتي ريم اسد آمده، هدف اصلي او ترفيع و ترقي آگاهيهاي اقتصادي در عربستان سعودي و ارتقاي سطح رفاه اجتماعي و اقتصادي مردم كشورش بوده است. در روشي كه ريم پيش گرفته بود نيازي به دانستن فرمولهاي عجيب نداشت، البته او بسيار سنجيده و ساختارمند حركت كرد. با در دست داشتن دانش كافي از سيستم و محاسبات اقتصادي، نقشه ساده ريم بالا بردن آگاهيهاي عمومي و ايجاد جنبشي بود تا در نهايت مسبب تغيير شود. نتيجه تصميمهاي ريم به مردم عربستان سعودي نشان داد كه توده انتقادي در ميان مردم وجود دارد كه محافظهكار افراطي نيستند و با كار كردن زنان دوش به دوش مردان در بازار كار مشكلي ندارند.
البته زنان سعودي همچون ريم اسد زياد هستند و كسب رتبه سومي در ليست 500 نفره افتخاري نيست كه تنها به ريم تعلق داشته باشد، بلكه متعلق به تمام زناني است كه با ابتكارات و ايستادگي در برابر تضييع حقوقشان زمين را جاي بهتري براي زيستن كردهاند. به همين خاطر است كه هم اكنون در عربستان سعودي از ريم اسد به عنوان يك قهرمان ياد ميشود. ريم اسد از اينكه توانسته است بعد از چهار سال فعاليت مداوم و سخنراني و نويسندگي، بخشنامهاي در راستاي احقاق حقوق زنان عربستان به اجرا در آورد بسيار هيجان زده است و گفته است: « اميدوارم نتيجه كارها توقعاتم را برطرف سازد، تعادل اقتصادي به همراه داشته باشد، فرصت كار را براي آنهايي كه نياز دارند فراهم كند و به زنان نيرويي بدهد تا بتوانند آنچه را كه لايق آن هستند به دست آورند».
سكانس چهارم
چه دليلي شما را مجاب كرد تا كمپيني راهاندازي و مردان را از عرصههاي خاص زنان دور كنيد؟
به لحاظ سنتي، در عربستان سعودي، مردان از اسباببازي كودكان تا لوازم آرايشي و تاير ماشين را ميفروشند اما اكنون زمانه عوض شده است و درهاي بيشتري ميتواند براي ورود زنان به عرصه صنعت باز شود تا فرصتهاي شغلي مناسبي را براي آنها مهيا كند. من با ديدن بيكار بودن زنان هموطنم افسوس فراواني ميخوردم و نميفهميدم چرا آنها نبايد نان بازوي خودشان را بخورند. در كنار اينها فروش لباس زنانه كار هر كسي نيست و اكثر خانمهاي اينجا با خريد آن از مرد نامحرم احساس نارضايتي ميكردند. فكر ميكنم اين كمترين حقي است كه ميتوان براي يك زن قائل شد.
با صدور اجازه كار كردن زنان در فروشندگيهاي لباس زنانه، چند فرصت شغلي ايجاد شد؟
متأسفانه ما آمارهاي دقيقي در دست نداريم ولي طبق برآوردهايمان، فكر ميكنم بالاي 40 هزار فرصت شغلي. البته اينها تنها مغازههاي فروش لباس نيستند. اگر متوجه شده باشيد، طبق احكام و قوانين كشور ما، زنان بايد در مشاغلي كه به وسايل زنانه شامل لباس، لوازم آرايشي و بهداشتي و نظاير آن مربوط ميشود، فروشندگي كنند. بنابراين، اين نيز در پيروزي ما امتياز مهمي به حساب ميآمد.
ميخواهم درباره نقدي كه در روزنامه گاردين خواندم از شما سؤال كنم. به گفته منتقد، با قرار دادن منحصري زنان به عنوان فروشنده در فروشگاههاي عرضهكننده لباس زنانه، نوعي تفكيك جنسيتي بهوجود ميآيد كه آن را نامناسب خوانده و عنوان كرده است كه بايد تعامل ميان افراد جامعه همواره باشد. نظر شما چيست؟
من فكر نميكنم اينگونه باشد. اگر شما سناريوي سر كار رفتن يك خانم را در نظر بگيريد، متوجه ميشويد زماني كه در مسير رفتن به سر كار است، او وارد مركز خريد خواهد شد و با افراد زيادي همچون نگهبان، مغازهداران، صندوقداران در ارتباط خواهد بود؛ چه بخواهد، چه نخواهد. علاوه بر اين، در فرهنگ ما مرسوم نيست كه يك زن با تمامي افراد دور و برش در ارتباط باشد، يعني لزومي ندارد.
من شنيدهام كه خيلي از افراد در پي استخدام خانمها اعتراض كرده بودند و عقيده داشتند كه اين موضوع در كشور شما يك جرم به حساب ميآيد! علاوه بر اين، گفته ميشود كه يك مغازه در مكه به همين دليل پلمب شد. آيا شما واكنشي به اين عمل نشان داديد؟
من چند روز پيش با عدهاي از دوستانم اين موضوع را مطرح كردم. آنها نيز همانند من از شنيدن آن شگفت زده يا ناراحت نشدند چراكه ما انتظار اينگونه اقدامات را داشتيم و ميدانستيم كه افراد زيادي وجود دارند كه از تصويب اين قانون دلخور خواهند شد، بنابراين ما خودمان را براي همه چيز آماده كرده بوديم. بالاخره بايد تا پيروزي جنگيد. سياستگذاران در حال پيش بردن كارها هستند و در حال حاضر، تنها اين اهميت دارد.
آيا از زماني كه اين قانون به تصويب رسيد، سري به فروشگاهها زدهايد و تفاوتي را احساس كردهايد؟
بله، صحنههاي خيلي زيبايي را هم مشاهده كردم. زنان خوشحال زيادي را ديدم كه مشغول كار كردن بودند و همه آنها از اينكه با مشتريانشان در ارتباط هستند احساس رضايت ميكردند. اينها زناني قوي هستند بنابراين، آنها در برآورده كردن نيازهايشان و به دست آوردن درآمد براي خود، از همه تواناترند. من مطمئن هستم كه اين زنان از اجداد خود زندگي بهتري را خواهند داشت. به اميد روزي كه همه در عربستان متوجه شوند كه كار كردن حق مسلم هر زن مسلماني است.