کد خبر: 699444
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۲
مرد مواد فروش كه متهم است چهارماه قبل يكي از مأموران پليس تهران را با شليك گلوله به قتل رسانده بود، سرانجام بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 28 مهر ماه، كارآگاهان پليس آگاهي تهران در جريان زخمي شدن يكي از مأموران كلانتري مرزداران در درگيري با مرد مسلحي قرار گرفتند. مأموران لحظاتي بعد خود را به محل حادثه كه در حاشيه بزرگراه حكيم بود رساندند و با جسد خونين سروان محمد جلال كاشاني، سرگشت كلانتري مرزداران مواجه شدند. نخستين بررسي‌ها همزمان با حضور قاضي بستان‌زاده  بازپرس ويژه قتل در محل حادثه نشان داد كه سروان كاشاني بر اثر اصابت گلوله‌هاي اسلحه ساچمه‌زني به شهادت رسيده است.  سرباز وظيفه‌اي كه همراه مأمور گشت بود به كارآگاهان گفت: لحظاتي قبل با خودرو در حال گشت‌زني بوديم كه به يك نفر كه در تاريكي شب در تپه خاكي كنار بزرگراه پرسه مي‌زد و يك چراغ قوه هم دستش بود مظنون شديم. سروان كاشاني از خودرو پياده شد و مظنون را دنبال كرد و دستور ايست داد اما از سوي مرد ناشناس هدف گلوله قرار گرفت. ضارب هم در تاريكي شب از محل گريخت.
يكي از شاهدان هم به كارآگاهان گفت: در حال عبور از خيابان كنار بزرگراه بودم كه يك افسر پليس را ديدم كه مرد جواني را تعقيب مي‌كند و دستور ايست مي‌دهد. مرد جوان را ديدم كه بسته‌اي را به طرفي پرتاب كرد و بعد به سمت مأمور پليس شليك كرد. وقتي افسر پليس روي زمين افتاد به كمكش رفتم. بعد هم سربازي از خودرو پياده شد و با كلانتري تماس گرفت.  تحقيقات براي شناسايي متهم ادامه داشت تا اينكه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي، با كمك راهنمايي‌هاي سرباز وظيفه و شاهدان صحنه درگيري، موفق به شناسايي هويت قاتل شدند اما با توجه به اينكه جمع‌آوري اسناد و مدارك زمانبر بود پيگيري ماجرا به طول انجاميد.
بررسي‌ها نشان داد كه متهم در محدوده بزرگراه حكيم اقدام به فروش مواد مخدر مي‌كند و هر روز از حاشيه شهر به اين محل مي‌آيد اما پس از وقوع حادثه ديگر به پاتوقش برنگشته است.   كارآگاهان سرانجام موفق به شناسايي مخفيگاه و محل‌هاي تردد متهم پرونده شدند و صبح روز سه‌شنبه سي‌ام دي ماه و با حضور10 تيم عملياتي موفق شدند او را در يكي از شهرهاي حاشيه‌اي كرج دستگير كنند. متهم پس از دستگيري و قبل از رسيدن به پليس آگاهي بلافاصله به جرم خود اعتراف كرد.
   سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي پايتخت گفت: كارآگاهان پس از دستگيري متهم يك قبضه اسلحه با 20 فشنگ، يك كيلو كراك، شيشه و همچنين لباس‌هايي را كه شب حادثه بر تن داشت، كشف كردند.  رئيس پليس آگاهي تهران در ادامه اظهار داشت: در حال حاضر چهار نفر از همدستان متهم كه يكي از آنها همسر وي است و اقدام به نگهداري اسلحه و پناه دادن به وي كرده بودند دستگير شدند و به طور موقت در بازداشت به سر مي‌برند.

 خودتو معرفي مي‌كني؟ بچه كجايي؟
موسي 20 سال‌ دارم. متأهل و بچه نورآبادم.
به چه جرمي دستگير شدي؟
شهادت مأمور كلانتري.
چند ساله به تهران آمدي؟
نزديك دو سال اما يك ساله كه تو كار خريد و فروش موادم. بيشتر شيشه خريد و فروش مي‌كنم.
درباره شب حادثه توضيح بده؟
مي‌خواستم از پاتوقم كه هر روز در آنجا مواد مي‌فروشم پايپ بردارم و يك كيلو شيشه را هم ‌ جاساز كنم كه مأمور گشت كلانتري به من مظنون شد و دنبالم كرد. من هم از ترسم فرار كردم اما او بي‌خيالم نمي‌شد به خاطر همين من هم به او سه گلوله شليك كردم.
 اسلحه را از كجا آوردي؟اصلاً چرا با خودت اسلحه داشتي؟
اسلحه را از پسردايي‌ام كه در شهرستان است گرفتم. بيشتر به خاطر موادفروش‌هاي ديگر كه وارد پاتوقم مي‌شدند و مرا تهديد مي‌كردند با خودم اسلحه حمل مي‌كردم.
نگفتي اگر به مأمور پليس شليك كني دير يا زود دستگير مي‌شوي؟
چرا مي‌دانستم كه مرتكب چه جرمي شده‌ام اما براي اينكه از دستش فرار كنم به طرفش شليك كردم. اصلاً فكر نمي‌كردم شهيد شود. چون خيلي ترسيده بودم نفهميدم چكار مي‌كنم. در حال فرار و دويدن سه تا تير شليك كردم. فقط قصد ترساندن او را داشتم تا دست از سرم بردارد.
قبلاً هم با اين اسلحه به كسي شليك كرده بودي؟
بله، يك بار در شهرستان خودمان اما كسي متوجه نشد من هم دستگير نشدم.
سابقه داري؟
يك بار به جرم خريد و فروش مواد به زندان افتادم.
در تهران با خانواده‌ات زندگي مي‌كردي؟
نه همه خانواده‌ام شهرستان هستند. من اطراف كرج در يك اتاق مجردي زندگي مي‌كردم و هر روز به تهران مي‌آمدم و به پاتوقم كه تقاطع حكيم بود، مي‌رفتم. مواد را هم همانجا داخل گودالي مخفي مي‌كردم.
نوع اسلحه‌اي كه به مأمور پليس شليك كردي چه بود؟
وينچستر، اسلحه ساچمه‌زني بود. 30 تا ساچمه داشت.
تا روز دستگيري كجا فرار كردي؟
از ترسم برگشتم شهر خودمان اما بعد از سه ماه دوباره به تهران برگشتم. پاتوقم را هم تغيير دادم و چند نفر از دوستانم هم مرا مخفي كردند تا دست مأموران به من نرسد.
درآمدت از خريد و فروش شيشه چقدر است؟
هفته‌اي 5 ميليون تومان.
اعتراف كردي يك اسلحه ديگر هم داشتي پس چرا داخل كشفيات نيست؟
وقتي فرار كردم خانواده‌ام آن را از من گرفتند.
پس چرا اصلاً پشيمان نيستي؟
پشيمانم چون فقط قصد ترساندن مأمور پليس را داشتم.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۵ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۷
0
0
این همسایه ی ماست
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار