همان ابتداي كار، راننده تاكسي دستش را روي بوق ميگذارد و كوتاه بيا هم نيست. اصلاً طاقت ندارد كه ماشين جلويي براي چند لحظه توقف كند تا مسافرش پياده شود. وقتي اين حركت را سر دو، سه چهارراه تكرار ميكند، كمي به هم ميريزي. به خودت اميدواري ميدهي كه ديگر تكرار نميشود و بقيه روز را با آرامش سپري ميكني، اما انگار قرار نيست آرامشي در كار باشد. به ايستگاه مترو كه ميرسي اكثر عابران تندتند عبور ميكنند و تنه ميزنند. روي پله برقي مسابقه دو ماراتون ميگذارند و براي اينكه چند ثانيه زودتر برسند، هر خطري را به جان ميخرند. اگر صداي قطار را بشنوند، مهم نيست كجا هستند و چند نفر جلويشان است، كسي را نميبينند و فقط ميدوند تا به قطار برسند. اگر قطار مملو از آدم باشد آنقدر هل ميدهند تا به زور خودشان را جا بدهند. صداي همه بلند ميشود كه نفسمان بند آمد، ديگر جا نيست، هل ندهيد، اما به كارشان ادامه ميدهند. اگر كسي حرفي بزند با توپ پر ميگويند:«فقط شما كه نيستي، خودخواهي هم حدي دارد، همه عجله دارند و ميخواهند سركار بروند.» اما وقتي خودشان با همين اتفاق مشابه در ايستگاههاي ديگر مواجه ميشوند بلوايي به پا ميكنند كه بيا و ببين.
پيچيدگيها و دشواريهاي زندگي باعث شده كه بسياري از افراد در برخوردها و رفتارهاي روزانه دچار مشكل شوند و آستانه تحملشان پايين بيايد. اين موضوع در تمامي تعاملات شهروندان در سطح شهر به وفور ديده ميشود و در خانه نيز اين رفتارها به شكل ملايمي بروز پيدا ميكند. البته به دليل اينكه خانه محلي امن براي اعضاست و چون با ملايمت و صبوري با آنها رفتار ميشود، آرامش بيشتري دارند.
در طول روز شاهديم كه هر مسئله كوچكي حساسيت اين دسته از افراد را برميانگيزد و آنان واكنش نشان ميدهند. مترو، اتوبوس، محل كار، خيابان و معابر عمومي فرقي ندارد، با هر حركتي عكسالعمل نشان ميدهند و خشم و عصبانيتشان را كنترل نميكنند. تحمل چند دقيقه معطلي در مغازه را ندارند و براي اين اتفاق نسبت به فروشنده و مشتريان پرخاش كرده و عصباني ميشوند. بارها اتفاق افتاده كه بدون هدف در پيادهرو به ديگران تنه زدهاند و بلوا به پاشده است يا دعواي شديدي را نظاره ميكنيد و وقتي به دنبال سرنخ ماجرا ميرويد، خندهتان ميگيرد. طرف مقابلمان حرف خاصي نزده است اما منتظريم كه كبريت كشيده شود و مانند يك بشكه باروت هر چه ناراحتي و عصبانيت داريم سرش خالي كنيم. برخي مواقع فقط به دنبال بهانه هستيم، كاري به چيزهاي ديگر نداريم و تردد در سطح شهر، كشمكشها و مشكلات پيش آمده اين راه را پيش پايمان قرار ميدهد.
همه بزهكار نيستند
برخي افراد از چراغ قرمز با اعتماد به نفس كامل عبور ميكنند و هنگامي كه تصادف ميكنند يا ماشينهاي عبوري سد راهشان ميشود، طلبكار هم ميشوند. در واقع نحوه رانندگي شهروندان در سطح شهر شتابزده شده است، همه حق را به خود ميدهند و رفتارهايشان در ترافيك شهري كاملاً گوياي اين مسئله است. مطمئناً اگرهر كس بخواهد همين بيقانونيهاي كوچك و برخوردهاي نامناسب را داشته باشد، در دراز مدت كار به جاهاي باريك كشيده ميشود. وقتي در مواجهه با برخي از اين مسائل، واكنش نشان دهيد و طرف مقابل هم تحمل نداشته باشد، كار به زدوخورد ميكشد و در آخر هم بايد از خودتان دفاع كنيد.
البته اين رفتارها و عكسالعملها به اين معنا نيست كه افراد بزهكار هستند، بلكه آنها صرفاً به دليل پايين آمدن آستانه تحملشان واكنش نشان ميدهند. 30، 40 سال قبل وقتي دو نفر در يك محله با هم دعوا ميكردند، همه آنها را به عنوان چهرههاي شرور معرفي ميكردند و با ادامه اين كارها به پيشاني آنها مهر بزهكار يا همان لات زده ميشد. در واقع هركس كه دعوا ميكرد و پايش به كلانتري باز ميشد همين شرايط را داشت و مردم محل اين اتفاق را بد تلقي ميكردند. شرايط امروز خيلي با گذشته فرق ميكند و در بين دعواها و نزاعهاي سطح شهر كساني ديده ميشوند كه وجهه اجتماعي قابل قبولي دارند. گاهي يك كارمند به خاطر مسئلهاي بيارزش مثل چند دقيقه زود رسيدن يا درگيري با رئيسش با ديگران دست به يقه ميشود درحالي كه همه او را به عنوان آدم خوب و وظيفهشناس ميشناسند.
آمار نزاع تهرانيها
مطمئناً زماني كه افراد در برخوردهايشان واكنش بد نشان ميدهند، تبديل به درگيري و دعوا ميشود. در واقع اين درگيريها كار را به جاي باريك ميكشاند كه به طور كلي نيز نتيجه خوبي در جامعه ندارد. طبق آمار رسمي در سطح تهران تا پايان آبان ماه امسال 76 هزار و 70 نفر به دليل نزاع به مراكز پزشكي قانوني استان تهران مراجعه كردهاند كه اين رقم در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته يك درصد افزايش داشته است.
در اين مدت رسماً نزاع 75 هزار و 286 نفر گزارش شده است كه از كل مراجعان نزاع در هشت ماهه امسال 50 هزار و 158 نفر مرد و 25هزار و 912 نفر زن بودهاند. شرايط ساير شهرهاي كشور نيز به نسبت جمعيت دست كمي از پايتخت ندارد.
اهميت صبر و تحمل
يكي از راههايي كه ميتواند در راه كنترل خشم و عصبانيت و بالا بردن آستانه تحمل افراد تأثيرگذار باشد صبر است. اهميت صبر و شكيبايي آنقدر زياد است كه در احاديث پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم(ع)بسيار سفارش شده است. رسول اكرم (ص) در مورد صبوري ميفرمايند:«صبر بهترين مركب است كه خداوند بهتر و فراختر از آن به بنده روزي نكرده است». در حديثي ديگر رسول خدا(ص) فرمودهاند:«صبر گنجي از گنجهاي بهشت است.» امام علي (ع) نيز در اين مورد فرمودهاند: «كليد پيروزي ملازمت و همراهي با صبر است.» امام صادق(ع) نيز درباره اهميت شكيبايي ميفرمايند: «صبر آنچه در باطن بندگان از نور و روشني هست، ظاهر ميسازد.» بسياري از ناهنجاريهاي رفتاري در لحظههاي سخت زندگي نتيجه ناآگاهي و سوء تفاهمات است و يكي از عوامل تقويت صبر و تحمل، سعي و تلاش براي كسب آگاهي و شناخت از مسائل و مشكلاتمان است.
راهحلهاي پيشرو
يكي از راههايي كه ميتواند آستانه تحملمان را بالا ببرد رعايت قانون است. با انجام به موقع و درست مقررات ميتوانيم از خيلي از رفتارها جلوگيري كنيم. رعايت اخلاق اجتماعي در برخوردها و رفتارهايمان با ديگران ديگر راهكاري است كه به افراد پيشنهاد ميشود. ما بايد در همه حال به حقوق ديگران احترام بگذاريم همانطور كه انتظار داريم ديگران به ما احترام گذاشته و مانند خودمان رفتار كنند. در تعاملات اجتماعيمان به ديگران حق بدهيم، نسبت به هم با گذشت رفتار كنيم و از كارها و برخوردهاي همديگر برداشت بد نداشته باشيم. در همه كارهايمان نيت خوب داشته باشيم و سعي كنيم در تعاملاتمان با شهروندان ديگر با مهرباني و گذشت برخورد كنيم.