روز گذشته باز فرصتي بود تا روزنامههاي زنجيرهاي بر اساس يكي از دستور كارهاي اتاق فكر خود عمل كنند و به صورت مشترك سخنان محمد خاتمي را در صفحات نخست خود برجسته كنند. بهانه اين كار هم نامه رئيسجمهور هشت ساله اصلاحات به بانكيمون دبير كل سازمان ملل بود. وي در نامه خود به دبيركل سازمان مللمتحد ضمن محكوم كردن اقدامات خشونتبار و افراطگرايانه در سراسر جهان به هر نام و با هر مسلك و مرامي خواستار اقدام جدي سازمان ملل متحد و سازمانهاي بينالمللي و خيرخواهان صلحطلب شد. خاتمي كه در نامه خود بارها «بانكيمون» را با عناوين مختلف، آقاي دبيركل و عاليجناب خطاب قرار داده، گفته است: «از سازمانمللمتحد، سازمانهاي بينالمللي، دولتها، نهادهاي مدني، نخبگان و سرآمدان جهان، انتظاري فراتر از محكوم كردن اين حوادث ميرود.»
وي در پايان اين نامه ادامه داده است: آقاي دبيركل، نگذاريد و نگذاريم جهان و انسان تحت هيچ عنواني در معرض هراس، ناامني و مخاطره باقي بماند. بايد از كيان دين، آزادي، عدالت، اخلاق، گفتوگو و صلح به جد دفاع كرد. در حالي خاتمي اقدام به چنين دستنوشتهاي كرده كه به بخشي از نامهها و اظهارات ماههاي اخير وي هم بايد نگاهي گذرا انداخت. خاتمي چندي پيش با ارسال نامهاي به امام اكبر شيخ جامع الازهر، دكتر احمدمحمداحمدالطيب ضمن ابراز تأسف و محكوم كردن قتل شيعيان در مصر، خواستار ايفاي نقش علما و متفكران مسلمان در ترغيب سياستمداران براي پيگيري اين برادركشي شد.
خاتمي در جمع نمايندگان چند تشكل دانشجويي گفت: «اين ما هستيم كه مدافع نظام هستيم، اصلاحطلبان با براندازي و براندازان مخالفند!»
خاتمي در هفتادوپنجمين نشست ماهانه بنياد باران هم اظهار ميكند: «اگر خداينكرده جمهوري اسلامي را از دست دهيم، وضعيت خيلي سياهي خواهيم داشت و بايد بدانيم كه ما نميتوانيم اين انقلاب با آن عظمتش را فراموش كنيم... ما انقلابي هستيم، مهم نيست ديگران ما را چه مينامند. انقلابي كه ما ميگوييم و ميفهميم منجر به نظام جمهوري اسلامي شد و امروز هم بايد از آن دفاع كنيم.» رئيس دولت اصلاحات در ادامه تحركات پرحجم خود در جمع خانواده شهداي شهر اردكان يزد بيان ميكند: «انقلاب كه قبل از 15 خرداد آغاز شد، 15 خرداد يكي از اوجهاي بزرگش را طي كرد و مردم حضور همهجانبه خودشان را با نثار جان نشان دادند و رهبري حضرت امام با خون مردم همراه با عشق آنان تثبيت شد.» وي تأكيد كرد: «اين رهبري برخاسته از جان ملت است، رهبري قراردادي نيست كه تصميم بگيريم فلاني رئيسجمهور باشد يا مثلاً مسئول باشد. در آن زمان كه پذيرش رهبري امام هزينههاي سنگيني داشت و بسياري از شخصيتهاي ما در تبعيد و زندان بودند و هركس كه از انقلاب و امام دفاع ميكرد هزينه سنگيني ميپرداخت، مردم ما رهبري امام را پذيرفتند.»
مرور برخي از اقدامات خاتمي كه به بخشي از آن اشاره شد به خوبي نشان ميدهد كه پدرخواندههاي طيف تجديدنظرطلب بايد هر چند روزي يك بار دست به اظهارات نرم و همسو با گفتمان انقلاب زده و روز بعد رسانههاي متعدد اين جريان اظهارات آنها را با آب و تاب فراوان در صفحه نخست خود برجسته كنند. به زعم دومخرداديها ميتواند در بازگشت تجديدنظرطلبان به اريكه قدرت بسيار مؤثر باشد. «مواضع معتدل، پرتعداد و همسو با گفتمان انقلاب» از سوي پدرخواندههاي اين جريان است، آن هم به شكلي كه براي جامعه باورپذير شود كه هواخواهان ليبراليسم در داخل به فكر نظام، دستاوردهاي آن و آينده مردم هم هستند، البته - همانطور كه بارها اشاره شده است- رويكرد مورد اشاره از تيرماه سال 89 و با بيانيه مجمع روحانيون در محكوم كردن سياستهاي غربي در مقابل منافقين رسماً آغاز به كار كرد و با روي كار آمدن دولت يازدهم شكل پردامنه و فزايندهاي به خود گرفته است و همانطور كه مصاديق آن ذكر شد «انقلابي نشان دادن خود» و «حمايت از رهبري» جزء لاينفك سخنرانيهاي خاتمي بوده كه با همين هدف بيان شده است. به عبارت ديگر بررسي رفتار خاتمي طي سال 88 تا 93 تغيير محسوس ادبيات براندازنه به سمت ادبيات انقلابي و همسو با نظام را نشان ميدهد و انتظار ميرود «اتخاذ ادبيات همسو با گفتمان انقلاب اسلامي و همجهت با مباني اعتقادي و انقلاب جامعه» از سوي مرد بحرانساز نظام، در طول ماههاي آينده با آب و تاب بيشتري رسانهاي شود چراكه در ريلگذاري رهبران تئوريك اين جريان براي بازگشت به قدرت انتخابات، اين رويه ميتواند بسيار تأثيرگذار باشد.