ديروز سوت شروع جامملتهاي آسيا توسط روشن ايرماتوف ازبك زده شد تا قدرتهاي فوتبال قاره كهن براي فتح شانزدهمين جام، رقابتي تنگاتنگ را آغاز كنند. شانزدهمين جام شايد حساسترين جام باشد، چراكه جام جهاني برزيل مهر تأييدي بود بر عقبماندگي وحشتناك آسياييها از قطار فوتبال دنيا، عقبافتادگي و جاماندگياي كه حتي كرهجنوبي و ژاپن را هم شامل شد. بنابراين آسياييها آمدهاند تا خود را نشان دهند و ميخواهند ثابت كنند كه فوتبالشان ترقي پيدا كرده، اما در اين بين سهم فوتبال ما چيست؟ ما در جستوجو و دست يافتن به كدام هدف راهي سرزمين كانگوروها شدهايم؟
ميگويند قهرماني براي فوتبال ايران در اين دوره واجبتر از نان شب است. 39 سال از آخرين قهرماني ايران در آسيا ميگذرد و اين براي تيمي كه هنوز ادعاي آقايي و سروري آسيا را دارد چندان خوب نيست، اما اين قهرماني به چه قيمت تمام خواهد شد؟ بد نيست قبل از پاسخ به اين سؤال به كرهجنوبي نگاه كنيم، كرهايها چيزي حدود 60 سال است كه كاپ قهرماني آسيا را به خانه نبردهاند اما آيا طي اين سالها ضرر كردهاند؟ آنها تيم شناختهشدهاي در جهان فوتبال هستند، با قدرتهاي فوتبال دنيا مبارزه ميكنند و پاي ثابت آسيا در جام جهاني بهشمار ميروند. پس كره پا را فراتر از آسيا گذاشته و حتي اگر قهرمان هم نشود، اتفاق خاصي رخ نميدهد چون سازوكار فوتبالش را براي حضور در ميادين به مراتب بزرگتر از آسيا ترتيب دادهاند. ژاپنيها نيز همينطورند. البته شرايط آنها قدري متفاوت بود، چشمباداميها طي 20 سال گذشته براي مطرح شدن در سطح دنيا بايد آسيا را فتح ميكردند، اين كار را چهار بار انجام دادند، تعجبي ندارد كه آنها هم امروز ديگر به آسيا فكر نكنند، چراكه خيلي زود از قاره كهن فاصله گرفتند و جهاني شدند. البته فراموش نكنيم كه ژاپن و كره هنوز با سطح اول فوتبال دنيا فاصله دارند ولي هرچه هستند بالاتر و برتر از آسيا هستند.
جامملتهاي آسيا مجالي است براي تيمهايي كه ميخواهند جهاني باشند نكته درست همينجاست، ما بعد از اين همه سال و با اين همه ادعا هنوز فوتبال جهاني نداريم و بايد براي رسيدن به جايگاهي كه امروز ژاپن و كرهجنوبي در آن حضور دارند با تيمهايي رقابت كنيم كه سالها عقبتر از ما بودند ولي حالا دوشادوش ما براي جهاني شدن حركت ميكنند با اين تفاوت كه خيلي از آنها مشكلات و معضلات منحصر به فرد فوتبال ما را ندارند. بگذريم، ميخواهيم بدانيم قهرماني در استراليا چقدر براي فوتبال ايران هزينهبر است؟ همه ميدانيم كه فدراسيون فوتبال با چه معضلاتي روبهرو است، از فساد مالي گرفته تا معضلات مديريتي، خوب ميدانيم كه فوتبال باشگاهي در چه حدي است، حالا تصور كنيد تيم ملي جام قهرماني آسيا را بالاي سر ببرد، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟
با سابقهاي كه از خودمان سراغ داريم، بلافاصله اين تصور به وجود ميآيد كه همه چيز تمام شده و ما ديگر آخر، آخر فوتباليم، يعني همه چيزمان درست است و در اين باد ميخوابيم و زماني از آن بيرون ميآييم كه همه چيز را از دست دادهايم يعني اين قهرماني احتمالي باعث عقبماندگيمان ميشود. قهرماني احتمالي در جامملتها باعث ناديده گرفتن تمام مشكلات و ماستمالي شدن همه آنها ميشود. به راحتي ميشود پيشبيني كرد كه خيليها پشت اين قهرماني پنهان ميشوند و آنها كه بايد پاسخگوي خيلي از مسائل باشند از زير اين بار سنگين فرار ميكنند.
البته اينها بخشي از اتفاقاتي است كه پس از قهرماني احتمالي ايران در جامملتهاي آسيا رخ خواهد داد. با تمام اين حرفها بايد عنوان كنيم كه ما نيز خواهان قهرماني كشور عزيزمان در آسيا هستيم ولي حرف اين است كه فوتبال ايران امروز نبايد محتاج اين قهرماني باشد، ما بايد سالها قبل از آسيا فاصله ميگرفتيم درست است كه طي اين 30 سال با دشمنيهاي زيادي روبهرو شديم، اما فراموش نكنيم كه سوءمديريت و بها ندادن به كار پايهاي اصليترين ضربه را به فوتبال ايران زد. اميدواريم تيم ملي فاتح شانزدهمين جام ملتهاي آسيا شود و اميدواريم اين قهرماني شروع راه گذر هميشگي از آسيا و جهاني شدن فوتبال ايران باشد.