کد خبر: 696654
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۰
مهارت‌هاي لازم براي زوجين جوان در گفت‌وگو با دكتر منيره هاشميان مشاور خانواده
كنار هم نشسته بودند و فارغ از هياهوي اطرافشان گل مي‌گفتند و گل مي‌شنيدند.
ايوب خرمي

اصلا متوجه نبودند دور و برشان، اطراف همان نيمكتي كه رويش نشسته‌اند چه اتفاقاتي مي‌افتد. غرق در افكار و روياهايشان طوري از آينده حرف مي‌زدند كه انگار قرار است دنيا از همه بودن‌هاي آنها كنار هم مشكلات را فاكتور بگيرد. درك حال و هواي اين لحظه‌شان خيلي سخت نيست چون معمولا جوان‌ها وقتي در ابتداي راه آشنايي هستند به حرف هيچ‌چيز و هيچكس گوش نمي‌دهند. روزهايي كه به اصطلاح كله اين جمع جوان داغ است، سكان رفتار فقط در اختيار احساس است و آنقدر بي‌مهابا مي‌تازد كه عقل ترجيح مي‌دهد كناره بگيرد! ما جوان‌ها دقيقا در همين روزهاي حساس و پراحساس هم از قضا تصميمات بزرگ زندگي را مي‌گيريم؛ همسر انتخاب مي‌كنيم از روي احساس، معيارهاي زندگي‌مان را با او در ميان مي‌گذاريم از روي احساس؛ شرط و شروط و مهريه را مي‌پذيريم بازهم از روي احساس و جاي خالي عقل را اصلا درك نمي‌كنيم.

چند وقتي است كه تصميم گرفته‌ام روي اين نوع رفتارهاي جمعي جواني‌مان «فوكوس» كنم ببينم از بين اين همه نقدهايي كه به رفتار و تصميم‌هاي ما وارد مي‌شود چند درصد صحت دارد و چند درصد سوء‌برداشت است؛ نمونه‌اش همين تصميم گرفتن در مورد تشكيل زندگي مشترك و انتخاب‌هاي مربوط به اين موضوع است. اگرچه وقتي صحبت از نقد رفتارها و انتخاب‌هايمان به ميان مي‌آيد با هزار و يك منطق همه را توجيه مي‌كنيم و مي‌گوييم «اي بابا! اين زندگي منه پس بذاريد خودم براي خودم تصميم بگيرم» يا «من قراره زن بگيرم يا شما؟ اگر من، پس بذاريد خودم انتخاب كنم» اما حقيقت اين است كه با انتخاب ما خانواده خودمان، خانواده طرف مقابلمان، دو فاميل، آينده فرزندان و در نهايت بخشي از جامعه تحت تأثير قرار مي‌گيرد. براي آشنايي بيشتر با تبعات انتخاب‌ها و تصميم‌هاي زندگي مشترك تصميم گرفتم پاي صحبت‌هاي دكتر منيره هاشميان، ‌روانشناس خانواده و مشاور در امر ازدواج بنشينم.

ازدواج يك شوخي نيست!

دكتر هاشميان معتقد است متأسفانه به وضوح خلأ رد‌پاي عقل و تصميمات عاقلانه در همه سطوح زندگي جوان‌ها ديده مي‌شود. اين روزها دور و بر همه ما پر است از جوان‌هايي كه تمام لحظه‌هاي كنار هم بودنشان با شور و شوق و ولع خاصي سپري مي‌شود. جوان‌هايي كه از يك روز با هم بودنشان تنها چيزي كه مي‌شود درآورد خنده‌ها و خوش‌خيالي‌هاي بي‌اساس است. جواناني كه عشق و عاشقي‌هاي خياباني و آتشين به همه رفتارهاي مهم زندگي‌شان مثل درس خواندن، كار كردن و حتي ازدواج كردن جهت مي‌دهد. ذهنيت جوان‌هاي ما متأسفانه اين سال‌ها به سمتي پيش رفته كه حد تعادل ندارد يا با اولين آشنايي، بدون هيچ شناختي تصميم به ازدواج مي‌گيرند يا جوان‌هايي كه آنقدر در روابط دوستي‌شان غرق مي‌شوند كه كلاً قيد ازدواج را مي‌زنند. البته دسته دوم به مراتب روند خطرناك‌تري را در پيش مي‌گيرند اما تبعات تصميم‌گيري‌هاي غلط گروه اول هم اتفاق كمي نيست. جاي تأسف دارد دو جواني كه قرار است مهم‌ترين و حساس‌ترين مرحله زندگي برايشان اتفاق بيفتد همه چيز را به حالت شوخي، تفنن و گذرا مي‌بينند و تمام قواعد و قوانين زندگي يك عمر خودشان را در يك مدت زمان كوتاه تعبير و تفسير مي‌كنند؛ انگار نه انگار دو خانواده طرفين بستگانشان، نسل آينده و كشور به تصميم نهايي تك‌تك اين زوج‌ها چشم دوخته‌اند و به طور يقين آنها پدران و مادران نسل بعدي كشور هستند. با تفكري كه در رفتار جوان‌هاي امروز براي ازدواج ديده مي‌شود هميشه مسئولان امر را در نگراني فرو مي‌برد چون قطعاً پيامد اين مسئله به وفور از پديده‌هايي مثل طلاق، تجرد قطعي، زنان بي‌سرپرست و كودكان طلاق بيشتر است.

ايفاي صحيح نقش‌ها

نقش زن و مرد در تشكيل زندگي پويا و خلاق به خصوص در سال‌هاي نخست بسيار حياتي است. چگونگي شكل‌گيري نقش‌ها در زن و مرد با موازات تغييرات اجتماعي به صورت هماهنگ سبب نهادينه شدن رفتارها و نقش‌ها در زندگي مشترك آنها مي‌شود. عوامل مستقلي مثل درنظر گرفتن الگويي براي تقسيم قدرت بين زن و مرد، كاركردهاي مؤثر در تفاهم هر چه بيشتر زوجين، اعتماد متقابل در زندگي مشترك، تأمين درآمدهاي مادي زندگي، انجام امور داخل و خارج از خانه در درون هر زندگي باعث مي‌شود كه زوجين براي شروع زندگي پايدار و تعريف شده نقش‌هايي هموار انتخاب كنند. علاوه بر اين نقش انديشه و تفاهم زمان فرزند‌آوري زوجين در همان سال اول زندگي مشترك مي‌تواند تضميني براي تداوم پيدا كردن، هدفدار بودن و معنادار بودن زندگي آنها باشد. زن و شوهر با انديشيدن به اينكه در سال‌هاي پيش‌رو با داشتن فرزندي حس پدر و مادر شدن را تجربه مي‌كنند؛ بنيان خانواده را مستحكم‌تر و نسل خودشان را استمرار مي‌دهند تمام لحظات و دوران زندگي‌شان مفهومي پرمعناتر و عاشقانه‌تر پيدا مي‌كند.

آموزش مهارت‌هاي ارتباطي

قوانين مربوط به چگونگي تعاملات و ارتباط برقرار كردن ميان زن و شوهر پس از ازدواج از اهميت بسزايي برخوردار است. دو فرد از دو خانواده‌اي كه شيوه ارتباط مستقل و خاص خودشان را داشته‌ا‌ند در مرحله خاصي از زندگي بايد در تعاملات خود تا حد ممكن از تفاوت‌ها و تمايزات فاكتور بگيرند و تلاش كنند به نقطه و فصل مشتركي برسند چون تنها در اين صورت است كه مي‌توانند يك رابطه مثبت و هدفمند داشته باشند. در اغلب موارد اين تفاوت‌هاي فرهنگي است كه از اهميت بيشتري برخوردار است و در اكثر مشكلات هم تأثير اين تفاوت است كه به چشم مي‌خورد. فراموش نكنيم زوجين پس از ازدواج بايد براي فرهنگ‌هاي مربوط به شهر، محله و خانواده طرف مقابلشان احترام قائل شوند.

همچنين در نحوه تعاملات روزمره و در زندگي زناشويي ضمن پايبند بودن به فرهنگ و آداب و رسوم خودشان بايد نسبت به تفاوت‌هاي فرهنگي خود با همسرشان به يك نقطه كامل و بي‌دردسر برسند. هيچ كدام از زوجين نبايد اجازه دهند تفريط و افراط در آداب و رسوم و سنن در زندگي‌شان رسوخ پيدا كند و آسيب جدي بر بنيان زندگي زناشويي‌شان بزند. همچنين زوجين با استفاده از نوع ارتباط كلامي و غير كلامي مي‌توانند مهارت‌هاي ارتباطي خود را در زندگي نهادينه كنند و به آن جامه عمل بپوشانند. مهارت خوب شنيدن و گفت‌وگو، مهارت خودآگاهي، همدلي، تصميم‌گيري در حل مسائل، تفكر خلاق و انتقادي، مهارت مقابله با خشم و استرس از جمله مواردي است كه باعث حذف بسياري از مشكلات و درگيري‌هاي ميان زوجين مي‌شود.

حل تعارض، راهكار تفاهم

زوجين پس از ازدواج در طول زندگي و در مسائل مختلف نسبت به ديدگاه‌ها و راهكارهاي خود تضاد و اختلاف خواهند داشت. زماني زن و شوهر قادر به رفع سوء تفاهمات هستند كه هدفشان هم حذف موانع زندگي و آشنايي با فنون و مهارت‌هاي زندگي باشد و تنها در اين صورت است كه مي‌توانند با دوري از بگو‌مگوها و با اتكا به دانش و آگاهي، سوء‌تفاهمات را حذف كنند.

براي آشنايي با مهارت حل مشكل بهتر است در مرحله اول تا جايي كه امكان دارد نسبت به تعارضات و كشمكش‌ها در زندگي روزمره اجتناب كنيد و نسبت به مسائل انحرافي و حاشيه‌ها بيش از حد واكنش نشان ندهيد. عكس‌العمل‌هاي متقابل زوجين به خصوص در سال‌هاي نخست پس از ازدواج، دامنه سوء‌تفاهمات و مشكلات كوچك را گسترش مي‌دهد و زمينه‌ساز مسائل لاعلاج در زندگي زناشويي مي‌شود.

دخالت فاميل و خويشاوندان هم به‌نوبه خود مي‌تواند در برطرف كردن يا دامن زدن به تعارضات خانوادگي تأثيرگذار باشد. به وفور اتفاق افتاده است كه دخالت نابجا و نابخردانه از سوي بستگان و آشنايان آتش زير خاكستر و سرانجام سبب جدايي زوجين از هم شده است. راه‌حل بهتر اين است كه تاحد ممكن زن و شوهر مشكلات و تعارضات را بين خود فيصله دهند و هر مسئله پيش‌پا افتاده‌اي را به خانواده‌ها و اطرافيان انتقال ندهند. ناگفته نماند كه زوجين بايد نسبت به سلسله مراتب تعارضات در زندگي هم توجه كافي داشته باشند و در موارد تعارضات بزرگ و حاد حتماً از بزرگ‌ترهاي خانواده و افراد مجرب مشورت و كمك بگيرند البته مرز تشخيص بين مسائل مهم و جزئي بر عهده تصميم‌گيرنده است.

مديريت اقتصادي

شناخت هزينه‌هاي زندگي و مديريت داشتن در مسائل مادي، از قوانين راهبردي و راهكاري در سال‌هاي نخست پس از ازدواج است. زوجين در طول زندگي روزمره بايد قوانين مربوط به حوزه مادي را در مسائل معيشتي تنظيم كنند و نسبت به درآمد اقتصادي خود و فاكتور خريد و هزينه‌ها تعادل ايجاد كنند. شناخت هزينه‌هاي زندگي به ترتيب اولويت و ميزان مصرف در خانواده از جمله عواملي است كه باعث سروسامان دادن مديريت اقتصاد در خانواده مي‌شود. در نتيجه‌ همين سر و سامان دادن است كه ما خانواده‌اي خواهيم داشت كه در زندگي‌ انتظارات غيرمعقول در زمينه مسائل معيشتي، همچون تجمل‌گرايي و اسراف نخواهند داشت. زوجيني كه قدرت مديريت اقتصادي دارند پس‌انداز كردن را براي رفع مشكلات بعدي سرلوحه رفتارهاي مادي‌شان قرار مي‌دهند و براي برون‌رفت از مشكلات اقتصادي هميشه يك راه‌حل ويژه دارند. در ساليان اخير تنها در حوزه مسائل مادي، نبود مديريت در اقتصاد معيشتي سهم بسزايي در بالارفتن ميزان طلاق بين زوج‌هاي جوان داشته است.

با ادامه روند موجود بايد بيش از پيش آموزش و تنظيم مسائل اقتصادي و معيشتي براي زوجين پيش از ازدواج تدارك ديده و نسبت به كاركرد حياتي در حوزه اقتصاد خانواده به زوج‌هاي جوان آگاهي داده شود.

اصول اساسي فرزند‌پروري

براي داشتن جامعه‌اي موفق، خانواده‌اي پويا و سالم، فرزنداني خلاق، متدين و پاك مورد‌نياز است. زوجين بايد به تمام قواعد و قوانين مربوط به فرزند‌آوري، مراحل رشد و كودكان آشنايي كامل داشته باشند و اين مسئله آنقدر مهم است كه ضروري است زن و شوهر در دوران بارداري نسبت به اين مرحله وظايف مشخصي براي خود داشته باشند. متأسفانه بسياري از زوجين نسبت به مراحل دوران بارداري آگاهي كافي ندارند، در حالي كه خيلي از ابعاد شخصيت و رفتارهاي كودك بر حسب نوع تغذيه، عملكردهاي جسماني و روحي رواني در دوران بارداري شكل مي‌گيرد. پرورش كودكان در كانون خانواده بايد با دين و نقش آن در زندگي عجين شود و از همان كودكي بر اساس آموزه‌هاي ديني نقش تربيتي خود را در رفتارهاي ارزشي فرزندان نهادينه كنند. والدين موظفند رؤياها و آرزوهاي كودكان در مراحل زندگي را با واقعيت‌هاي جامعه منطبق كنند. در اين موارد ديده شده كه روياها و ديده‌هاي دوران كودكي در سنين بالاتر بر اثر كوتاهي و غفلت والدين به بيراهه و به سمت پيامدهاي منفي و آسيب‌هاي اجتماعي كشيده شده است. بر اين اساس ضرورت دارد زوجين پس از ازدواج نسبت به نقش خود در فرزند‌پروري آگاه شوند و مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه پيدا كنند.

قبولي در آزمون زندگي مشترك نيازمند پاس كردن واحدهاي بيش نياز آن است و گرنه هميشه احتمال مردودي و اضمحلال كانون خانواده وجود دارد.

 

سال اول، احساسي‌ترين زمان زندگي مشترك

رفتن در زير يك سقف با دو ديدگاه و از خانواده متفاوت، قانون زندگي و خاص خود را مي‌طلبد. دو جوان در سال اول زندگي مشترك خود به دنياي جديدي از دوران مراحل اجتماعي پا مي‌گذارند كه براي هر دو تازگي‌ و جذابيت دارد. عشقي كه دو جوان در دوران مجردي و از روي روابط صرفا احساسي با هم تجربه كرده‌اند حالا به مرحله تعهد و پيوند زندگي مشترك ختم شده است.

طبيعي است بسياري از آرزوها و اهداف در نظر گرفته زوجين در سال‌هاي اوليه زندگي تحقق نمي‌يابد با اين وجود بهتر است از روي درك و عقل منطبق با واقعيت‌ها، زندگي خود را ادامه دهند؛ من معتقدم بايد از روي داشته‌هايشان تصميم بر اجرايي كردن اهدافشان در اوايل زندگي بگيرند. نكته ديگري كه زوجين بايد در اوان زندگي به آن واقف باشند تعادل بين وابستگي و انتقال در زندگي است. دوجواني كه هر كدامشان از نظر اجتماعي، اقتصادي و عاطفي با دايره تعاملشان در دوران مجردي كه پدر و مادر، خواهر و برادر و دوستان و آشنايان باشند وابستگي داشتند بايد از اين به بعد همه اين افراد را با شرايط جديد زندگي‌شان و حيطه مستقل روابط زناشويي‌شان آشنا كنند. متأسفانه بخشي از اشتباهات در زندگي مشترك و اكثر دعواها زماني شروع مي‌شود كه هركدام يا يكي از زوجين نمي‌توانند روابطي را كه پيش از ازدواج با اطرافيانشان داشته‌اند مديريت كنند؛ اغلب وقتي اين روابط فراتر از حد معمول طي مي‌شود و اطرافيان حق دخالت در زندگي خصوصي زوج جوان را پيدا مي‌كنند مشكلات به اوج خودش مي‌رسد.

مطمئناً هيچ زني دوست ندارد خانواده همسرش بيش از حد ضرورت در مسائل خصوصي او و همسرش دخالت كنند در مقابل هيچ شوهري هم نمي‌پسندد كه خانواده همسرش در روابط پارا فراتر از حد معمول بگذارند. اگر خود زوجين در برقراري تعادل روابط‌ قبلي‌شان در زندگي جديد پيشقدم نشوند اجبار و درگيري‌هاي بعدي آنها را وادار به بهبود روابط‌شان مي‌كند.

تنظيم تعادل در روابط و دوري از افراط و تفريط آنقدر مهم و تأثيرگذار است كه اگر اصلاح نشود به دامنه ارتباط و تعاملات اجتماعي آن هم در سال‌هاي اول زندگي مشترك به شدت آسيب مي‌زند. بسياري از ناراحتي‌ها، دلخوري‌ها و قهرها با خانواده و اقوام دو طرف بر اساس رفتارهاي همان سال‌هاي اول شكل مي‌گيرد كه متأسفانه تا سال‌هاي بعد اين كدورت خاطرها ادامه خواهد داشت. مثلاً در اين زمينه ديده مي‌شود كه يكي از زوجين به علت وابستگي بيش از حد به يكي از دوستان، اقوام، پدر، مادر يا حتي وابستگي به شهر و محله خود دل كندن برايش سخت و دردسرساز است و همين وابستگي و بي‌قراري در بسياري موارد منجر به جدايي زوجين مي‌شود.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها