
نبايد اين نكته را فراموش كرد كه تنها پيام مقاومت است كه غرب را به امتيازدهي در مقابل مذاكرهكنندگان ايراني وادار خواهد كرد و در غير اين صورت فشار از طرف آنان بر ملت و نظام جمهوري اسلامي چند برابر خواهد.
با پايان يافتن تعطيلات ژانويه و آغاز به كار كنگره امريكا آغاز دور جديدي از فشارهاي اين نهاد امريكايي محتمل است و همانگونه كه پيش از اين نيز اعلام شده است، نمايندگان كنگره بررسي تحريمها و راهكارهاي فشارهاي داخلي عليه ايران را آغاز خواهند كرد. واقعيت آن است كه كنگره امريكا همواره در طول تاريخ معاصر، اصليترين ابزار فشار و لابي عليه نظام جمهوري اسلامي از سوي لابي صهيونيستي بوده است و هماكنون مهمترين تحريمها در حوزههاي نفت و بانك مركزي نيز از سوي اين نهاد وضع شده است و رفع آن نيز تنها در اختيار اين نهاد است.
در اين ميان دولت امريكا حتي در صورت توافق نميتواند بيش از 180 روز تحريمهاي كنگره را لغو كند و همين مسئله است كه هم اكنون به اصليترين گره مذاكرات تبديل شده است.
كنگره اصليترين دشمن ايران
مذاكرات ايران و 1+5 در حالي به كندي پيش ميرود كه بررسي تحريمهاي جديد از سوي جمهوريخواهان كه در انتخابات مياندورهاي سال 2014 كنگره به قدرت رسيدهاند، آغاز خواهد شد.
اينكه در نهايت اين تحريمها تصويب يا تنها به ايجاد قيود محدود كننده منتهي خواهد شد، هنوز روشن نيست ولي توجه به برخي نكات ضروري است.
نكته اول توجه به اين نكته است كه تحريمهاي جديد چه تصويب شود و چه تصويب نشود، از اثرگذاري محدودي برخوردار است. واقعيت آن است كه تحريمهاي امريكا و اروپا به منتهياليه تأثيرگذاري خود رسيده و تحريم جديد همانگونه كه برخي از صاحبنظران سياست خارجي امريكا از جمله رايس مطرح كردهاند، تنها به ايجاد شكاف بين گروه 1+5 منجر خواهد شد.
تلاش امريكا براي به صفر رساندن صادرات نفت ايران با توجه به مقاومت چين اصليترين خريدار نفت ايران و آغاز احتمالي برنامه تبادل كالا بين ايران و روسيه در صورتي مقرون به نتيجه خواهد بود كه اين كشور اقدام به محاصره دريايي ايران كند.
چنين تلاشي نياز به افزايش چند برابري نيروهاي نظامي امريكا در منطقه خواهد داشت كه با توجه به توان دفاعي ايران و محدوديتهاي مالي امريكا در تأمين نيروهاي نظامي خود به هيچ عنوان منافع اين كشور را در سطح منطقه تأمين نخواهد كرد.
به همين دليل ميتوان انتظار داشت كه تحريم جديد با توجه به در جريان بودن مذاكرات ايران و كشورهاي 1+5 تا پايان نتيجه آن تنها در حد رايزني يا تهديدات لفظي باقي خواهد ماند.
اما اين نكته را به هيچ عنوان نبايد فراموش كرد كه مطرح كردن اين قطعنامه اهداف پشت پردهاي دارد كه مهمترين آن زير فشار گذاشتن ايران براي رسيدن به يك توافق مطلوب از نگاه امريكاييها در مذاكرات هستهاي است.
استيصال يا سرافرازي
روشن است كه تهديد ايران به تحريمهاي جديد افكار عمومي داخل را نشانه گرفته است. امريكا و رژيم صهيونيستي به دنبال فرستادن پيامي به داخل ايران و به خصوص افكار عمومي داخلياند تا پيام تسليم سريعتر در مقابل خواستههاي غيرمنطقي غرب از آن رمزگشايي شود.
دوستي خاله خرسه رسانههاي دولتي
اين نگراني به صورت جدي وجود دارد كه رسانههاي دولتي و اصلاحطلب ناخواسته در مسير تحقق اين خواسته غربي حركت كنند. به طور حتم طي چند روز آينده موج جديدي از خبرسازي در حوزه هستهاي و به خصوص وضع جديد تحريمها آغاز خواهد شد كه نمونه آشكار آن خبرسازي خبرگزاري آسوشيتد پرس درباره توافق ايران و امريكا درباره مبادله سوخت است.
بديهي است كه اگر با اتكا به اين فرضيه غلط كه بازتاب چنين اخباري به صورت گسترده سبب كمك به متقاعد كردن افكار عمومي براي موافقت با هر توافقي خواهد شد، در تأثيرگذاري تحريمهاي جديد اغراق شود، تنها خنجري از پشت به تيم مذاكرهكننده خواهد خورد.
صرف نظر از اينكه اتخاذ چنين رويكردي تنها دولت را در همراه كردن افكار عمومي براي يك توافق هستهاي ناتوان خواهد كرد، عملاً نوعي دوستي خاله خرسه براي تيم ديپلماسي محسوب خواهد شد. ثبات در افكار عمومي راهحل كمك به تيم مذاكرهكننده در ادامه روند فوق تا رسيدن به نتيجه نهايي و مطلوب است و هرگونه تنش در اين مسير تنها به سود غربيها تمام خواهد شد، همانگونه كه در موارد مشابه اغلب تلاشهاي جريان رسانهاي طرفدار دولت به اين منجر شده تا افكار عمومي نسبت به موفقيت تيم مذاكره كننده بدبين شود و در مواردي جهتگيري مخالف در اين باره داشته باشد.
پيام مقاومت اصليترين پيام ملت ايران
سخن درباره پيامهاي غلطي كه تاكنون از سوي برخيها در داخل به طرفهاي مذاكرهكننده ارسال شده است و به جاي گشايش سبب سختتر شدن موضع آنها شده، زياد است.
اما در كنار اين نبايد اين نكته را فراموش كرد كه تنها پيام مقاومت است كه غرب را به امتيازدهي در مقابل مذاكرهكنندگان ايراني وادار خواهد كرد و در غير اين صورت فشار از طرف آنان بر ملت و نظام جمهوري اسلامي چند برابر خواهد شد.
اين مسيري است كه بارها درستي آن بر ناظران داخلي اثبات شده است و بايد روشنگر مسير آينده باشد.