جام ملتهاي آسيا آزمون بزرگي است كه تيم ملي فوتبال بايد در آن شركت كند و هواداران ميليوني اميدوارند شاگردان كرش با سربلندي به ايران بازگردند. چند ماه پيش نگران نتايج فوتبال ايران در جامجهاني بوديم و حالا هم نگران عملكرد مليپوشان در استراليا هستيم. با اين تفاوت كه در برزيل با بهترين تيمهاي جهان روبهرو شديم ولي اين بار رقبايمان آسياييها هستند. در شرايط فعلي كه همگروههانمان در مرحله گروهي همگي تيمهاي عربي هستند، تيمهايي كه همواره با تكيه بر حاشيه ميخواهند سه امتياز را از آن خود كنند. جام ملتها براي فوتبال ما هميشه حساسيتهاي خاص خود را داشته، دارد و خواهد داشت. از آخرين قهرماني ايران در اين مسابقات 39 سال ميگذرد. اين بدان معناست كه 9 دوره است كه حسرت گرفتن جام به دل فوتبال ايران و هوادارانش باقيمانده. عملاً سالهاست كه بين حريفان قاره كهن كم آوردهايم. اگرچه بارها در مصافهاي رودررو با تيمهاي كره، ژاپن و حتي استراليا پيروز ميدان بودهايم اما بايد بپذيريم كه ايستادن بر سكوي اول آسيا عيار فوتبال ما را بالا ميبرد؛ فاكتوري كه 39 سال از آن دور بودهايم و اكنون در آستانه شروع شانزدهمين دوره اميدها براي شكستن اين طلسم زنده شده است. با اين همه بايد با نگاهي منطقي منتظر آغاز بازيها و مصاف تيم ملي با حريفانش باشيم.
اين بار هم نتوانستيم يك تيم بيحاشيه را به تورنمنتي مهم اعزام كنيم. درست پيش از اعزام مربي تيم كه همان علي كريمي خودمان است از رفتن به استراليا صرفنظر كرد. اگرچه مسئولان بالاخره اجازه بازي پولادي و رفيعي را گرفتند ولي اين مسئله هم از حواشي تيم ملي كم نكرد. گلايههاي كرش، بركناريهاي سريالي مديران فدراسيون و اتفاقات زياد ديگر تنها بخشي از حواشي است كه تيم ملي و دستاندركارانش را احاطه كرده؛ مشكلي كه گويا قرار است هر چند وقت يك بار سدي مقابل موفقيت تيم ملي شود. به علاوه اينكه باز هم شنيده ميشود فدراسيون فوتبال تداركات خوبي براي ملي پوشان در نظر نگرفته است.
كرش قول قهرماني نداده اما توقع ايرانيها بدون شك جز قهرماني نيست و نتيجهاي جز قهرماني هواداران ميليوني را راضي نخواهد كرد. سؤالي كه معمولاً هر چهار سال يك بار و پيش از شروع جام ملتها در ذهن فوتباليها نقش ميبندد اين است كه آيا تيم ملي كشورمان مستحق كسب جام قهرماني است يا نه؟ با توجه به پيشينه فوتبال ما و افتخاراتي كه تاكنون به ارمغان آمده آقايي در قاره كهن قطعاً توقع زيادي محسوب نميشود اما بايد ديد كه در وضعيت فعلي ايران شايستهترين تيم براي قهرماني در آسياست يا خير. بررسي روند آمادگي تيمهاي مدعي كار دشواري نيست. به ويژه آنكه آنها با حواشي به مراتب كمتر از ما دست و پنجه نرم كردهاند و اهالي فوتبال شان نيز براي تيم ملي كشورشان شمشير را از رو نبستهاند. كافي است نگاهي كوتاه به روزنامههاي ورزشي و سايتهاي خبري بيندازيد تا حجم مصاحبههاي انجام شده عليه كادر فني را مشاهده كنيد. علت اينكه چرا هر بازيكني كه از تركيب تيم خط خورده يا هر مربي كه به آرزويش براي نشستن روي نيمكت ملي نرسيده به اين راحتي عليه كرش مصاحبه ميكنند را بايد از مسئولان فدراسيون پرسيد. ولي پرواضح است كه دوستداران واقعي تيم ملي در شرايط حساس كنوني عليه تيم كشورشان هجمه به راه نمياندازند. تنها كساني اينگونه رفتارها را به شكلي خودجوش به راه مياندازند كه منتظر شكست و ناكامي تيم و رسيدن به اهدافشان هستند.
جام ملتهاست و همه رقبا براي كسب بهترين نتيجه به محل برگزاري مسابقات ميآيند. تيم كشورمان نيز تمام قوايش را براي موفقيت در اين جام ذخيره كرده است. ايرانيان مقيم استراليا هم انصافاً براي مليپوشان سنگ تمام گذاشتهاند. ديگر زمان آن رسيده كه حاصل كار سرمربي پرتغالي و دستيارانش را پس از چهار سال حضور روي نيمكت تيم ملي ببينيم. صعود به فينال رقابتها و تصاحب جام قهرماني بهترين پايان براي فوتبال ايران در سال 93 خواهد بود.