نپرسيد كه اولاد آدم چرا قلمش را تيز ميكند. خب قلم مخصوص نامهنگاري است و الان هم كه ديگر عهد دقيانوس گذشته و از كبوتر نامهبر خبري نيست و... صد البته اولاد آدم اگر نامهنگاري ميكند براي اتلاف وقت نيست و الا هر روز شما را دارد در اين ستون ميبيند و با هم جلسه و روبوسي داريم! و نامه چرا برايتان بنويسم. حالا اگر نامه فدايت شوم باشد يك چيزي! شما كه احتياج به شنيدن مراتب ارادت بنده نداريد... .
اولاد آدم مطمئن است كه نامهنگاري يكي از روشهاي حفظ ميراث فرهنگي است! بلي! من نامه مينويسم، پس هستم و هويت دارم! هويت در چرخه اقتصادي اين مملكت موضوع مفقوده است. شايد قاچاقچيها، قاچاقش كردهاند كه اصالت از كالاهايمان رخت بر بسته و حالا محتاج چين و ماچين شدهايم!
بلي! اولاد آدم در راستاي سنت نامهنگاري مد شده در كابينه دوست ميدارد كه او هم براي ثبت در تاريخ چيزكي قلمي كند. اصلاً براي خالي نبودن عريضه من هم در مورد قانون مبارزه با قاچاق كالايي كه آقاي روحاني ابلاغ كردند مينويسم. اگر هم ايشان از من پرسيدند كه چرا اجرايش نميكنم ميگويم ميخواستم برايتان نامه بنويسم. قلم نداشتم. قلم پيدا كردم. تيز نبود. تيزش كردم. كاغذ نبود. كاغذ پيدا كردم و...
ميگوييد قصه چيست؟ ميگويم اينكه قصه نيست. غصه است. وقتي بدون كار كارشناسي كاري را انجام ميدهند، آنوقت صد تا كارشناس از جمله اولاد آدم پيدا ميشوند كه جلوي آن كار را بگيرند.
يعني واقعيتش اين است كه قانون جديد مبارزه با قاچاق كالا و ارز بعد از ابلاغ توسط رئيسجمهور، به جاي اينكه اجرا شود، با نامهنگاري برخي وزيران و ايرادگيري به آن از اجرا باز مانده است. قانون مبارزه با قاچاق كالا و ارز كه در 3 ديماه 92 در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و در 18 ديماه 92 به تأييد شوراي نگهبان رسيد، در تاريخ 19 ديماه 1392 با امضاي حسن روحاني رئيسجمهور براي اجرا ابلاغ شد. يعني يكسال پيش! ميفهميد؟ يكسال پيش!
اين قانون در نامههاي جداگانه از سوي وزير امور اقتصادي و دارايي، وزير راه و شهرسازي و وزير صنعت، معدن و تجارت با ايرادهايي در اجرا قلمداد شد و عملاً از اجرا محروم شد. در حالي كه وقتي يك قانون لازمالاجرا ميشود، بايد اجرا شود و اگر ايرادي در اجرا دارد، با تهيه لايحه اصلاحي از طرف دولت به مجلس بايد اصلاح شود ولي تا آن زمان قانون موجود بايد اجرا شود. در ضمن هنگام تصويب هر بند هر قانون در مجلس نمايندگان موافق، مخالف، نماينده كميسيون تخصصي، مركز پژوهشهاي مجلس و نماينده دولت نظرش را ميگويد و قانون در ملأ و منظر همگان تصويب ميشود، همچنين اگر بر خلاف نظر نماينده دولت يك بندي تصويب شد، امكان ارائه پيشنهاد حذف يا اصلاحي وجود دارد، در نهايت پس از تصويب مجلس و تأييد شوراي نگهبان و ابلاغ رئيسجمهور، قانون لازمالاجرا ميشود و هيچ بهانهاي براي سر باز زدن از اجراي قانون پذيرفته نيست.
اما حالا كه نامهنگاري مرسوم شده است، اولاد آدم هم ميخواهد نامه بنويسد؛ ميپرسيد براي كه؟ براي هر كسي. اصلاً براي خودم. ميخواهم در جلسه هيئت اولاد آدم بدهم دست خودم. از ماست كه بر ماست لابد! و اما بعد:اي نامه كه ميروي به سويش، از جانب من ببوس رويش. سلام. حال ما خوب است اما تو باور نكن. هوا خوب است اما تو باور نكن و بنزينت را از خارج بخر چراكه از آلودگي بنزينهاي وارداتي هيچكس هيچي نميگويد. و قاچاق خوب است. نصف لباسهاي تن مردم با قاچاق وارد ميشود اما تو بگو كه ايراني است. نصف موبايلهاي داخل بازار را يواشكي آوردهاند و تو بگو علني است. نصف بنزينها و گازوئيلها را خيرات ميكنيم آنور مرز، تو بگو شب جمعه است.
نصف برنجهايمان از برنجهايي است كه ورودشان ممنوع است اما تو بگو بوي برنج ايراني ميدهد. نصف روغن پالمهايمان، نصف ميوهها و گلهايمان، نصف نفس كشيدنمان...
راستي هوا سرد است. خودت را بپوشان سرما نخوري. نصف داروهايمان هم... اصلاً زندگي نصفه و نيمه شنيدهاي؟ زندگيمان نصفه نيمه شده. براي همين نصفهها هم شهر را گران و كشور را گرانتر اداره ميكنند و دو برابرش را از جيبمان بر ميدارند اما با اينهمه، تو باور نكن... .
اين نامه را بايد يواشكي برايت بدهم يكي قاچاقي بياورد توي جلسه به دستت برساند. آبدارچي ميگويد 3 ميليون ميگيرد. آبدارچي كه 3 ميليون بگيرد واي به حال تداركاتچي. واي به حال منشي. واي به حال... واي به حال من... راستي مردي كه نامهها را ميگرفت هم ديگر رفته است؟ با احترامات فائقه؛ اولاد آدم. انگشت!