«باراك اوباما» هفته گذشته در مصاحبه با راديو ملي اين كشور، رويكرد خود درباره برنامه هستهاي ايران و نتايج مذاكرات هستهاي مرتبط با توافق جامع را از «سلبي» به «ايجابي» تغيير و وعده داد ايران با اين توافق ميتواند فشارهاي سالهاي اخير را جبران كند و جايگاه خود را در روابط بينالمللي و منطقهاي بازيابد.
آنچه در سخنان اخير رئيسجمهور امريكا مشهود است، نوعي تغيير در لحن او نسبت به ايران وجود دارد و البته همانگونه كه در ادامه خواهيم ديد، اين تغيير از لحاظ مخاطبين خارجي، ماهيت اقناع كننده و از نظر آماج قرار دادن افكار عمومي و سياست خارجي ايران، ماهيت ترغيب و فريب دارد. اوباما با خودداري از تهديد ايران يا تأكيد بر اينكه در صورت عدم حصول توافق جامع، چه فشارهاي ديگري را از نوع تشديد تحريمها و غيره در دستوركار قرار خواهند داد، صرفاً به مزيتهاي داخلي و خارجي حصول توافق براي ايران اشاره و ايران بعد از توافق جامع را در ابعاد داخلي و خارجي توصيف كرده است. از جمله اينكه «اگر ايران توافق جامع را قبول كند، تحريمها لغو ميشود و اقتصاد آنها شروع به رشد ميكند و دوباره با جامعه بينالملل متحد ميشوند.»
بنابراين، تمركز اوباما بر مفاهيم اقناعي است، به طوري كه تأكيدهاي قبلي معطوف به تهديد و قدرت سخت را به قدرت نرم تبديل كرده است. هدف اوباما از اينكه با رويكرد نرم افزاري ايران بعد از توافق جامع موردنظر غرب را سبز و آرام بلكه رو به رشد توصيف كرده، اين است كه بتواند بر اذهان عمومي و به ويژه نخبگان تاثير بگذارد و آنها را به وارد كردن فشار بر سياست خارجي تشويق كند. گفتني است كه طي يك ماه اخير نشستهاي متعددي حتي در پايتخت به منظور دفاع از محدودسازي برنامه هستهاي و حتي قبول ايدههاي امريكا در مورد برچيدن اين برنامه برگزار شده و برخي نيز در دفاع از اين تز، به سخنراني پرداختهاند كه نشست دو هفته پيش دانشكده ادبيات دانشگاه تهران از اين جمله است. به تعبير ديگر، نرمافزارگرايي و رويكرد اقناعي در سخنان اخير اوباما را نيز بايد يكي از نكات مهم در تحليل پيامهاي وي براي ايران در زمينه برنامه هستهاي و آينده مذاكرات تلقي نمود.
از طرف ديگر، اشارههاي مثبت به حقوق ايران در برخي زمينههاي غيرهستهاي است. به واقع، اوباما با تمركز بر اينكه ايران نيز در برخي مسائل غيرهستهاي نظير دفاع ملي داراي حق و حقوق است، خود را حامي ايران و نگرانيهاي منطقهاي كشور قلمداد كرده كه دقيقاً در همان راستاي نكته اولي است كه اشاره شد. وي در همين راستا، قبول دارد كه ايران بعد از آنكه «از يك جنگ هولناك با عراق » در دهه ۱۹۸۰ رنج برده است، «نگرانيهاي مشروع و به حق دفاعي» دارد.
اوباما هرچند تلاش كرده تا وضعيت بعد از توافق جامع را براي ايران به «يك باغ» توصيف كند و اميدواري ساختگي براي تهييج افكار عمومي عليه سياستهاي دولت را مديريت نمايد اما همان ادراكات و القائاتي كه تا كنون عليه ايران وجود داشته را كنار نگذاشته بلكه مورد استفاده قرار داده است. اينكه ايران حامي تروريسم است يا برنامه سلاح هستهاي داشته يا اينكه تحريمها كارساز بوده و ايران را به ديپلماسي وادار نموده!، پايه ثابت اظهارات اخير اوباما نيز هست و حتي وي با دفاع از رژيم صهيونيستي، رويكرد ايران در اين زمينه را «آتش افروزي» اطلاق نموده است. در هر حال، هرچند اوباما در اظهارات اخير خود نگاهي ايجابي به ايران و توافق جامع هستهاي داشته و اين با تهديدهاي بيان شده در اظهارات قبلي مقامات اين كشور تفاوت دارد اما ساير ابعاد و مولفههاي ادراكي و اعمالي سياست خارجي امريكا عليه كشورمان به قوت خود باقي است و در اين زمينه تنها تغييراتي تاكتيكي قابل ملاحظه است.