
«فتنه ۸۸ تنها آنچيزي نبود كه توي خيابان بهوسيله تعدادي آدم ديده شد؛ اين يكچيز ريشهداري بود، يك بيماري عميقي درست كرده بودند، اهدافي داشتند، زمينهها و مقدمات فراواني برايش چيده شده بود، كارهاي بزرگي شده بود و هدفهاي بسيار خطرناكي دنبال اين كار بود كه با اين برخوردهاي گوناگون سياسي و امنيتي و اينها حل نميشد؛ يك حركت عظيم مردمي لازم داشت كه اين حركت، حركت ۹ دي بود؛ آمدند بساط فتنه و فتنهگران را در هم پيچيدند.
لذا حادثه ۹ دي يك حادثه ماندني در تاريخ ماست. من آن سال هم گفتم كه اين حادثه، حادثه كوچكي نيست. اين حادثه، شبيه حوادث اول انقلاب است. اين حادثه بايستي حفظ شود، بايستي گرامي داشته شود. » اين جملات حكيمانه رهبر معظم انقلاب را ميتوان روايتي كوتاه اما پرمغز و ژرفانديشانه از فتنه و حماسه 9 دي دانست.
پنجمين سالگرد حماسه نهم ديماه را در حالي پشت سر گذارديم كه ميتوان نهم ديماه 1393 را نيز امتدادي از 9 دي 1388 و سنجهاي براي ميزان بصيرت خواص و نخبگان كشور دانست. امسال به رغم آنكه حركتي عظيم و درخور تحسين در سراسر كشور براي بزرگداشت اين روز تاريخي شكل گرفت، اما روشن شد كه برخي مردودان فتنه همچنان حاضر بر چشم باز كردن به واقعيتها نيستند.
بررسي موردي روزنامههاي زنجيرهاي و نيز برخي روزنامههايي كه از بيتالمال ارتزاق ميكنند، نشان ميدهد نوعي «بايكوت رسانهاي» در قبال حماسه بصيرت در پيش گرفته بودند. كافي است به صفحه نخست روزنامههاي شرق، اعتماد، جمهوري اسلامي، اطلاعات، مردمسالاري، شهروند، فرهيختگان، مردم امروز و ابرار روز سهشنبه نهم دي 1393 مراجعه كنيم تا فهرست روزنامههايي كه چشم بر روي حقيقت تاريخي اين روز بستند، تكميل گردد.
طبعاً از روزنامههاي زنجيرهاي كه از آبشخور مالي و فكري كانونهاي قدرت و ثروت تغذيه ميگردند و طي دو دهه اخير ثابت كردهاند كه ميانهاي با ارزشهاي انقلاب اسلامي ندارند، انتظاري بيش از اين نميرود. اما سؤال اينجاست كه مطبوعاتي كه در حال حاضر از بودجه عمومي و بيتالمال ارتزاق ميكنند، چگونه ژست اپوزيسيوني گرفته و اين روز ملي و تاريخي را بايكوت ميكنند؟ آيا مديران مسئول روزنامههايي همچون جمهوري اسلامي، اطلاعات، شهروند و فرهيختگان –كه به نحوي وابسته به بخش عمومي و در حقيقت متعلق به مردم هستند- در پيشگاه ملت و تاريخ پاسخي براي اغماض خود در برابر حماسه فراموشنشدني ملت دارند؟
درعينحال در سوي ديگر شاهد اقدامات مثبت و پوياي رسانههاي جبهه مؤمن انقلاب اسلامي در پاسداشت اين روز حماسي بوديم كه نمونههاي بارز آن را در روزنامهها و پايگاههاي اينترنتي ميشد مشاهده كرد كه تلاش كردند با بازخواني فتنه پيچيده و عميق 88 و نيز تبيين حماسه ملت ايران در 9 دي، وظيفه خود را در قبال انقلاب و نظام ايفا كنند.
علاوه بر اينها شايسته است از اقدام پسنديده جمعي از فعالان فضاي مجازي كه با پيگيري پويش «فراموش نميكنيم» خيانت بزرگ فتنهگران و حماسه عاشورايي ملت ايران را بازخواني كردند، تقدير گردد.
اقدامات قابلذكر اما درخور تأمل ديگري كه بايد بدان اشاره كرد، فعاليتهاي رسانه ملي در پاسداشت اين روز و تبيين مفاهيم مرتبط با آن است كه عمدتاً درخور تحسين و شايسته تقدير است. با اين حال در خصوص يكي از مستندهاي پخششده از رسانه ملي با عنوان «دهم» كه در سه قسمت پخش گرديد، نگاههاي متفاوتي وجود دارد. منتقدان اين مستند معرفي «موسوي و كروبي» بهعنوان سران فتنه و نپرداختن به ديگر اصحاب داخلي فتنه و شائبه تأييد روايتي كه فتنه را ناشي از مناظرهها ميداند از مهمترين وجوه انتقاد خود به اين گزارش مستندگونه ميدانند. در عين حال موافقان آن، استفاده از تصاوير منتشرنشده، تلاش براي اقناع منطقي و نيز توجه به مخاطبان گستردهتر را از نقاط مثبت اين مستند ميدانند. در هرحال به نظر ميرسد از صداوسيما بحق انتظاري بيش از آنچه رفت، ميرود.
در كنار اين هم همچنان اندك پادوهاي سياسي و رسانه جريان فتنه تلاش كردند با ارائه روايتهاي انحرافي و توهمي از فتنه 88 و تقليل آن، تلاش براي دفاع از سران محصور فتنه و اقداماتي از اين دست، نعش مرده فتنه را احيا كنند كه البته موفق نبوده و اندك هواداران سابقشان نيز با بيتفاوتي از كنارشان عبور كردند.
9 دي 1393 نيز گذشت و ثابت شد كه تلاشها براي منسي شدن فتنه و عاديسازي وضعيت فتنهگران به جايي نخواهد رسيد. بار ديگر ثابت گرديد اين بخش تأملبرانگيز تاريخ انقلاب، بيش از همه مقاطع در خور بازخواني و مداقه است و منافع جريانات و بازيگران سياسي نميتواند قرائتهاي قلب شده و مضحك را از اين مقطع تاريخي بر افكار عمومي مسلط كند يا آن را به فراموشي بسپارد.
به بيان رهبر معظم انقلاب اسلامي «من خواهش ميكنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح ميكنيد، مسئله اصلي و عمده را در اين قضايا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهيد؛ آن مسئله اصلي اين است كه يك جماعتي در مقابل جريان قانوني كشور، به شكل غيرقانوني و به شكل غيرنجيبانه ايستادگي كرده و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند.
اين را چرا فراموش ميكنيد؟ البته ممكن است در گوشه و كنار يك حادثه بزرگ زد و خوردهايي انجام بگيرد كه انسان نتواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد يا يك نفر در موردي ظالم، در موردي مظلوم باشد، اين كاملاً امكانپذير است اما در اين قضايا، مسئله اصلي گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن كساني كه فكر ميكردند در انتخابات تقلب شده، چرا براي مواجهه با تقلب، اردوكشي خياباني كردند؟ چرا اين را جواب نميدهند؟ صدبار ما سؤال كرديم، نه در مجامع عمومي، نخير، به شكلي كه قابل جواب دادن بوده اما جواب ندارند.
خب، چرا عذرخواهي نميكنند؟ در جلسات خصوصي ميگويند ما اعتراف ميكنيم كه تقلب اتفاق نيفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نيفتاده بود، چرا كشور را دچار اين ضايعات كرديد؟ چرا براي كشور هزينه درست كرديد؟ اگر خداي متعال به اين ملت كمك نميكرد، گروههاي مردم به جان هم ميافتادند، ميدانيد چه اتفاقي ميافتاد؟ ميبينيد امروز در كشورهاي منطقه، آنجاهايي كه گروههاي مردم مقابل هم قرار ميگيرند، چه اتفاقي دارد ميافتد؟ كشور را لب يك چنين پرتگاهي بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصيرت بهخرج دادند. در قضاياي سال ۸۸، اين مسئله اصلي است؛ اين را چرا فراموش ميكنيد؟»
فارغ از همه روايتها و بداخلاقيهاي برخي جريانات سياسي و رسانهاي، آنچه نميتوان بهسادگي از كنار آن گذشت آن است كه آنچه در فتنه 88 در مقابل ملت ايران و امنيت و آرامش او ايستاد، دشمني غدار بود كه از پادوهاي داخلي خود براي شكاف اندازي در صفوف ملت ايران بهره گرفت. آري نميتوان خباثت طينت و نقشه شوم نظام سلطه را فراموش كرد و 9 دي امسال نيز فرصتي براي بازخواني و مداقه در اين حقيقت بزرگ بود. 9 دي امسال فرصتي براي يادآوري توطئهاي بود كه بصيرت، خنثيكننده آن بود. اينچنين است كه بار ديگر بايد فرياد بزنيم كه «فراموش نميكنيم.»