
طبق آخرين تحقيقات، 91 درصد موتورسواران، 70درصد عابران و 41 درصد رانندگاني كه فوت ميكنند، كم سواد و بيسواد هستند. علاوه بر اين حدود 80 درصد جرايم توسط افراد زير 30 سال انجام ميشود كه 60 درصد اين جمعيت بيسواد و كمسواد هستند. همچنين بين سطح سواد والدين و پيشرفت تحصيلي فرزندان، رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. علاوه بر اين هر چهار سال تحصيل، ميانگين درآمد افراد را تا 27 درصد افزايش ميدهد و هر چهار سال تحصيل اضافه، به طور ميانگين 10 سال به طول عمر افراد اضافه ميكند.
از ششم تا دوازدهم ديماه هفته سوادآموزي است و مخاطبان رسانهها مجبورند از بيسوادي و آمار و علل آن و گزارشهاي مربوط به آن و توجيهات و واقعيات بشنوند و بخوانند. اما از ميان اخبار منتشر شده در اين رابطه ارتباط ميان سطح سواد و امنيت و رفاه اجتماعي، جايگاه برجستهاي دارد زيرا اين مسئله ارتقاي شاخصهاي باسوادي و البته تغيير مؤلفهها در تعيين مرز باسوادي و بيسوادي را در شرايطي يادآوري ميكند كه مهلت قانوني برنامه پنجم در ريشه كني بيسوادي رو به اتمام است.
از سوي ديگر فرد بيسواد در تعاريف جامعهشناسانه آسيبپذير و آسيبرسان است و بدون آنكه بخواهد منشأ برخي خسارتها ميشود. بر اين اساس اولين آسيب متوجه خود فرد است زيرا اعتمادبهنفسش را از دست ميدهد و نميتواند مشكلات خود و خانوادهاش را حل كند و در جريان توسعه پايدار ارتباط همهجانبهاي با جامعه برقرار كند. چنين فردي همچنين نميتواند انتخاب آگاهانه و مؤثر در جامعه محلياش داشته باشد.
هر 4 سال تحصيل 27 درصد افزايش درآمد
علي باقرزاده، معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان نهضت سوادآموزي كشور ديروز در يك نشست رسانهاي كه به مناسبت هفته سوادآموزي برگزار شد، گزارشي از نتايج تحقيقاتي پيرامون سواد ارائه كرد كه بر اساس آن رابطه سطح سواد با شدت تصادفات رانندگي مورد سنجش قرار گرفته بود. اين گزارش تصريح داشت 91 درصد موتورسواران، 70 درصد عابران و 41 درصد رانندگاني كه فوت ميكنند كم سواد و بيسواد هستند. تحقيق ديگري نشان ميدهد حدود 80 درصد جرايم توسط افراد زير 30 سال انجام ميشود كه 60 درصد اين جمعيت بيسواد و كم سواد هستند. همچنين تحقيقات نشان ميدهد بين سطح سواد والدين و پيشرفت تحصيلي فرزندان، رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. علاوه بر اين هر چهار سال تحصيل، ميانگين درآمد افراد را تا 27 درصد افزايش ميدهد و هر چهار سال تحصيل اضافه، به طور ميانگين 10 سال به طول عمر افراد اضافه ميكند.
با اين حساب كشورمان با داشتن 9 ميليون و 719 هزار بيسواد (سرشماري 90) متحمل هزينههاي فراواني ميشود و الزام برنامه پنجم توسعه نيز نتوانسته جلوي اين زيان را بگيرد و همچنان به مدد مبادي ورودي متعدد و متنوع بيسوادي، سرعت توليد بيسواد بيشتر از سوادآموزي به واجدين شرايط است.
شاخص نااميدكننده اميد به تحصيل
بخش ديگر اظهارات رئيس سازمان نهضت سوادآموزي در نشست روز گذشته ناظر به اين مسئله است. وي با بيان اينكه شاخص اول توسعه انساني اميد به زندگي، شاخص دوم ميانگين تحصيل يا اميد به تحصيل و شاخص سوم برابر قدرت خريد است، عنوان كرد: شاخص اميد به تحصيل در ايران 7.3 بوده و عدد بسيار كمي است كه لازم است روي آن برنامهريزي شود. براين اساس رتبه 111 را در بين كشورهاي دنيا داريم. اين در حالي است كه تاكنون 22 ميليون نفر به اشكال مختلف تحت پوشش خدمات سوادآموزي قرار گرفتهاند و در حال حاضر براساس برآوردهاي صورت گرفته حدود 95 درصد از جمعيت كشور باسوادند. البته ارقام اعلامي باقرزاده با تناقضاتي همراه است. وي در آمار اعلامي خود به اطلاعات آخرين سرشماري در كشور(سال90) استناد ميكند كه وجود نزديك به 10 ميليون بيسواد در كشور را گزارش ميكند. اين در حالي است كه همان سرشماري جمعيت كشور را 75 ميليون برآورد ميكند كه بر اين مبنا جمعيت بيسوادان بيش از 10 درصد كل جامعه است و اعلام 95 درصد باسوادي جامعه مبنايي به نظر نميرسد.
تلاش آماري براي رسيدن به اهداف برنامه پنجم
البته معاون وزير آموزش و پرورش براي كاهش نسبت جمعيت بيسوادان جامعه به كل جمعيت، فرمول خاصي دارد. بنا به گفته وي 3 ميليون و 456 هزار نفر در گروه سني 10 تا 49 سال خود را به عنوان بيسواد معرفي كردهاند و اطلاعات آنها در سرشماري ثبت شده است كه مشخصات 380 هزار نفر از اين رقم به علت نواقص اطلاعات در اختيار ما قرار نگرفت، اما مشخصات 2 ميليون و 645 هزار نفر را به طور كامل دريافت كرديم و بررسيهاي مربوط را انجام داديم و مشخص شد 135 هزار نفر سواد بالاي پنجم ابتدايي دارند، بنابراين از چرخه خارج شدند. 731 هزار نفر نيز كمسواد بودند كه برنامه ويژهاي را براي آنها طراحي كرديم و اكنون در حال اجراست. طي سالهاي 90، 91 و 92، 400 هزار نفر ثبتنام كردند كه باسواد شدند و آنها را از سيستم خارج كرديم. امسال نيز 352 هزار نفر را تحت پوشش برديم. اگر جمعيت بيسوادان اتباع خارجي را لحاظ نكنيم، ميتوان گفت اكنون يك ميليون بيسواد در كشور باقي مانده كه بايد امر تحصيل آنها پيگيري شود. باقرزاده در ادامه با بيان اينكه تمركز سازمان نهضت سوادآموزي روي افراد 10تا 49 ساله است، گفت: برنامه ويژهاي را براي گروه بسيار جوان 10 تا 20 سال طراحي كرديم. براساس آن برنامه 74 هزار نفر شناسايي شدند كه يارانه ميگيرند اما سوابق تحصيليشان در هيچ كجا ثبت نشده است. در حال حاضر 6 هزار و 200 نفر از اين تعداد جذب شده و در حال آموزشهاي ما هستند. اين افراد يا كودكان كار يا افراد بدسرپرست هستند يا دچار معلوليت جسمي شده و خانواده توانايي مالي لازم را براي ادامه تحصيل آنها ندارد.
در عين حال باقرزاده روش شناسايي بيسوادان را در كشورمان خوداظهاري معرفي ميكند و آن را غيرقابلاستناد ميداند. به بيان ديگر، طبق فرمول سازمان سوادآموزي حتي بيسوادي كه در دورههاي سوادآموزي ثبت نام كرده هم از آمار بيسوادان كسر ميشود و با اين حساب اين سازمان به عنوان مأمور ريشهكني بيسوادي تلاش آماري خود را ميكند تا به اهداف برنامه پنجم توسعه كشور برسد. فرمول مزبور شباهت بينظيري با اعلام آمار بيكاري در دولت گذشته دارد كه هر فردي را كه در طول هفته حتي دو ساعت به كار مشغول بود، از آمار بيكاران حذف ميكرد. اين شباهت فرمولي احتمال تعميم آن به حوزههاي ديگر را نيز افزايش داده است. بنابراين گزارش، كاهش يك درصدي آمار بيسوادي طي دو سال در دنيا، استانداردهاي جديد باسوادي، مشوقهاي تحصيلي كودكان كار، چگونگي آموزش خانه به خانه بيسوادان ايراني و خارجيها، طرح آموزش سربازان و زندانيان بيسواد از ديگر مباحثي بود كه در جلسه ديروز مورد بحث قرار گرفت.