اوشناري ميگويد: «هميشه انتخاب مغازه آقاي سيد براي من، اعضاي خانوادهام و بقيه هممحلهايها در اولويت قرار دارد شايد دليل مهم آن با انصاف بودن سيد است.
از طرف ديگر ما هممحلهايها كاملاً احساس برادري سيد را نسبت به تك تك خانوادهها درك ميكنيم. حمايت او هميشه شامل حال همه ما بوده است. ببينيد يك سري مسائل براي ما خانوادههاي ايراني بسيار مهم است مثلاً من مادر دو دختر هستم كه معمولاً ترجيح ميدهم كارهاي مربوط به خريد كردن و مغازه رفتن را به دخترها واگذار نكنم اما تنها جايي كه دخترها اجازه دارند با خيال راحت بيايند و خريد كنند مغازه سيد است چون حتي پسرش ابوالفضل هم از پدر يادگرفته كه ناموس مردم را ناموس خودش بداند و احترام نگهدارد. وقتي در جمع زنهاي محله باشي تازه ميفهمي كه اين احساس اطمينان نسبت به سيد و خانوادهاش در بين همه اهالي وجود دارد. بعد از يك تجربه 20 ساله زندگي كردن در اين محله فهميدهام كه نه تنها من و خانوادهام بلكه همه اهالي محله نگاه و ارادت خاصي نسبت به سيد دارند. از قديم گفتهاند كسي به سفره باز جايي نميرود روي خوش است كه ميهمان ميآورد.
اگرچه سيد در امور خير سابقه طولاني دارد و هيچكس حتي با جيب خالي؛ دست خالي از مغازه او بيرون نميرود اما اخلاق خوش، مردمداري و ادب سيد بيشتر از همه چيز طرفدار دارد. من خودم از آن دسته زنهايي هستم كه هيچ وقت براي خريد به ميدان ترهبار نميروم چون هرچيزي كه ميدهند درهم و برهم و بيكيفيت است مغازهدارهاي ديگر هم اجازه سواكردن نميدهند اما در مغازه آقا سيد از آنجاكه هميشه حق تمام و كمال با مشتري است حتي اگر من از بين چندتا جعبه يك كيلو ميوه سوا كنم هيچكس حرفي نميزند و اعتراضي نميكند».