
پارلمان اوكراين روز سهشنبه 23 دسامبر به لايحهاي رأي داد كه از سوي پترو پروشنكو، رئيسجمهور اوكراين، به پارلمان ارائه شده بود. لايحه در مورد لغو قانوني است كه در سال 2010 و زمان رياست جمهوري ويكتور يانكوويچ تصويب شده بود. آن قانون اوكراين را ملزم ميكرد تا در هيچ بلوك سياسي وارد نشود و يك نوع وضعيت بيطرفي سياسي را در برابر بلوكبنديهاي موجود بين ناتو و روسيه داشته باشد. حالا پروشنكو از پارلمان ميخواهد آن قانون و وضعيت بيطرفي را لغو كند تا آن كه راه براي عضويت اين كشور در ناتو باز شود و در نامهاي دلايل درخواست خود را در دو مسئله كريمه و شرق اوكراين ذكر كرده و از هر دو به عنوان «الحاق غيرقانوني منطقه خودمختار كريمه به خاك روسيه» و «تجاوز روسيه به اوكراين» ياد كرده است. علاوه بر اين، پروشنكو در نامه خود تفاهمنامه 1994 بوداپست را هم بيتأثير ميداند كه امريكا، روسيه و بريتانيا در قبال برچيدن سلاح هستهاي اوكراين متعهد به حفظ استقلال و تماميت ارضي اين كشور شده بودند. پاسخ پارلمان اوكراين قاطع بود؛ 303 رأي مثبت در برابر تنها 8 رأي منفي كه دليل اين تعداد رأي منفي هم بيشتر مربوط ميشد به افزايش تنشها تا آن كه با اصل لايحه مخالفتي باشد. به اين ترتيب، پروشنكو گامي قابل توجه در جهت تحقق يكي از شعارهايي برداشته كه معترضين در آخرين روزهاي حكومت يانكوويچ در ميدان استقلال كيف سر ميداند اما نكته مهم اين است كه تحقق كامل اين شعار و عضويت رسمي اوكراين در ناتو چقدر ممكن است و در اصل تحقق اين شعار شدني است؟ اين پرسش معادله سه ضلعي از اوكراين، ناتو و روسيه را پيش ميكشد كه براي پاسخ بايد به هر سه ضلع اين معادله توجه كرد.
نياز اوكراين
همان گونه كه از نامه پروشنكو به پارلمان پيدا است، وضعيت فعلي اوكراين از الحاق كريمه به خاك روسيه تا اوضاع متشنج در شرق اين كشور نقش تعيينكنندهاي در ارسال لايحه و لغو وضع بيطرفي داشته است. دولت كيف در شرايط فعلي خود را درگير مناقشهاي ميداند كه تنها داخلي نيست بلكه با گرفتن انگشت اتهام به سوي روسيه، مناقشه را از جنس تجاوز نظامي روسيه به خاك خود ميبيند. از سوي ديگر، دولت كيف آن قدر توان نظامي ندارد كه بتواند از پس اين مناقشه برآيد. سلاح موجود در دست اين كشور از جنس سلاح بلوك شرق در زمان جنگ سرد است كه چندان بهروز نشده و در مقابل، روسيه سعي كرده تا با بازسازي و بهروزرساني ارتش توان نظامي خود را افزايش دهد. بنابر اين، تقابل نظامي بين اوكراين و روسيه به هيچ وجه متوازن نيست و دولت كيف با وجود اين مسئله چارهاي ندارد جز توسل به ناتو. آنچه از دست دولت كيف برميآمده افزايش بودجه نظامي است كه به سقف دو ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلار انجام شده و از طرف ديگر، سعي دارد تا تعداد سربازان ارتش خود را از ۲۳۲ هزار به ۲۵۰ هزار نفر برساند. با توجه به مشكلات سنگين اقتصادي، ميتوان گفت كه اين مقدار افزايش بودجه و نفرات نظامي نهايت كاري بوده كه دولت كيف ميتواند انجام دهد و البته معلوم است كه تأثير چنداني در مناقشه فعلي ندارد و نميتواند تضميني براي تأمين امنيت اين كشور باشد. در واقع، دولت كيف از زمان سقوط يانكوويچ همواره خواسته وارد ناتو شود به تصور اينكه عضويت ناتو تضميني باشد براي حفظ امنيت و تماميت ارضي اين كشور.
پاسخ دوگانه ناتو
ناتو در برابر درخواستهاي مكرر اوكراين پاسخي دوگانه داشته است. وجه نخست پاسخ ناتو در استقبال از اوكراين است كه چه زمان آندرس فوگ راسموسن و چه حالا و با دبير كلي ينس شتولتنبرگ جواب رد به درخواست اوكراين نداده و از آن حمايت كرده است. شتولتنبرگ يك ماه پيش گفت كه ناتو همچنان پذيراي اوكراين براي پيوستن به اين ائتلاف است اما اوكراين هنوز درخواستي را براي اين منظور و عضويت در ناتو ارائه نكرده است. با اين وجود، ناتو سياست عملي خود در قبال اوكراين را بر اساس رفتار محتاطانه در نظر گرفته است. شايد كيف انتظار داشت كه در شرايط بحراني فعلي كمك مؤثري از طرف ناتو دريافت كند اما ارزيابي ناتو از واكنشهاي احتمالي روسيه باعث شده اين سازمان دست به عصا حركت كند و در حمايت از كيف تنها قانع به همان حمايت سياسي باشد. گذشته از اين، ناتو براي قبول عضويت اوكراين در مجموعه خود با مانع جدي حقوقي روبهرو است. از نظر قوانين ناتو، يكي از شرايط قبول عضو جديد در اين است كه عضو جديد هيچ گونه مناقشه ارضي نداشته باشد كه اين شرط حداقل در مورد اوكراين صادق نيست. اگر مناقشه فعلي در مناطق شرقي به نحو مسالمتآميز حل و فصل شود باز هم مشكل اوكراين بر سر اين شرط تمام نميشود چون روسيه، كريمه را بخشي از خاك خود ميداند و كيف هم بر حاكميت خود بر اين شبهجزيره اصرار دارد. كيف در روزهاي اخير برق مناطق شبه جزيره كريمه را قطع كرد و اين مناطق را به خاموشي كشاند تا به اين وسيله متذكر حق حاكميت خود بر اين مناطق باشد هر چند كه نخواست مسئوليت قطع برق را به عهده بگيرد. به نظر نميرسد كه روسيه با وجود فشار و تحريمهاي غرب حاضر به عقبنشيني از كريمه باشد و الحاق آن به خاك خود را حق تاريخي و استراتژيك خود ميداند. گزينه ديگر كيف در چشمپوشي از كريمه است تا با حل و فصل مناطق شرقي بتواند عضو ناتو باشد اما اگر تن به چنين گزينهاي بدهد دچار پارادوكس ميهني و ملي ميشود. در واقع، كيف عضويت در ناتو را براي حفظ تماميت ارضي خود ميخواهد و عضويت در ناتو بدون داشتن كريمه همين پارادوكس ملي است كه به نظر نميرسد كيف حاضر به قبول آن باشد. در اين ميان، گزينه ديگر در عضويت غيررسمي اوكراين در ناتو است كه ميتواند با عنوان متحد استراتژيك يا عناويني نظير اين باشد. به نظر ميرسد كه ناتو در صورت بقاي كريمه در خاك روسيه بيشتر ترجيح ميدهد اوكراين را با اين عنوان بپذيرد تا با عضويت آن هم قوانين خود را نقض كرده باشد و هم آن كه با روسيه درگير تنشي تمامعيار شود.
نگاه روسي
ضلع سوم معادله، در نگاه روسيه است كه به طور طبيعي نميتواند نگاهي مثبت باشد. سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه، درست بعد از تصويب لايحه در پارلمان اوكراين گفت كه اقدام حذف عدم تعهد توسط اوكراين زيانبار است و با افزايش تنش و تقابل در منطقه، تنها يك سراب براي حل بحران داخلي كيف ايجاد ميكند و قبل از او ديميتري مدودف، نخستوزير روسيه، هم در پيام صفحه فيسبوك خود وعده داده بود؛ روسيه در برابر لغو قانون عدم تعهد اوكراين به بلوكي خاص واكنش مناسب نشان خواهد داد. آناتولي آنتونوف، معاون وزير دفاع روسيه، ديدگاه مسكو را به اين صورت تشريح كرده كه اوكراين تحت فشار غرب در مورد لغو قانون عدم تعهد اقدام كرده تا اين كشور مبدل به خط مقدم ناتو در مقابل روسيه شود. پيام و تحليل نگاه روسي صريح و شفاف است. اين كشور نميتواند عضويت اوكراين و حتي عنوان متحد استراتژيك ناتو براي اين كشور را تحمل كند و از هر وسيله براي جلوگيري از آن استفاده خواهد كرد. اين وسيله ميتواند اقتصادي باشد كه از هماكنون تهديد گازي را در برابر لغو آن قانون مطرح كرده و هم ميتواند نظامي باشد به عنوان پيشدستي در دفاع از خود. در هر صورت، روسيه خود را در شرايطي ميبيند كه بايد گزينههاي مختلف براي ممانعت از عضويت اوكراين در ناتو را بررسي كرده و آنها را بنابر شرايط و اولويت هر كدام به اجرا درآورد.
از ارزيابي هر سه ضلع معادله چنين برميآيد كه موضوع عضويت اوكراين در ناتو دستكم در شرايط فعلي فقط يك موضوع سياسي است و نه حقوقي يا نظامي. از اين جهت، نتيجه موضوع هم سياسي است كه هر طرف به دنبال بهرهبرداري سياسي از آن است؛ پروشنكو براي جلب نظر داخلي، ناتو براي فشار بر روسيه و روسيه براي توجيه سياست خود در اوكراين. از طرف ديگر، تحقق عملي اين موضوع بسته به شرايطي است كه در كوتاهمدت عملي نيست و در درازمدت نيز تكليف آن نامعلوم است. بنابر اين، هر سه ضلع تنها ميتوانند به بهرههاي سياسي خود قناعت كنند و وضعيت موجود با همين شرايط پيش خواهد رفت و اين موضوع نميتواند تغيير چنداني در آن داشته باشد.