خصوصيات نشان دهنده اختلال ضد اجتماعي
اختلال جامعهستيزي با اعمال ضد اجتماعي همراه شده و استمرار مييابد. بر اساس بررسيهاي به عمل آمده در اين خصوص با توجه به فراواني آن در جامعه مردها 3 درصد و زنها يك درصد دچار اين اختلال ميشوند و بر اساس همين بررسي شيوع اين اختلال بيشتر در مناطق فقيرنشين شهري ديده شده و در اين ميان پسرها بيشتر از دختران در معرض اين اختلال قرار دارند. بر اساس استانداردها و ملاكهاي تشخيصي و آماري، اختلالات رواني و رفتاري كه قبل از 15 سالگي شروع شده باشد اگر حداقل با سه مورد از خصوصيات ذيل همراه باشد يعني فرد داراي اختلال ضد اجتماعي است.
خصوصياتي همچون: عدم سازش با مقررات و قوانين اجتماعي، تحريكپذيري، خشم و پرخاشگري، حواسپرتي و بياحتياطي نسبت به مسائل امنيتي، نداشتن احساس مسئوليت، حيلهگري و فريبكاري و فقدان پشيماني.
ارتباط اختلال ضد اجتماعي با شرايط اقتصادي و اجتماعي
اين اختلال با شرايط اجتماعي و اقتصادي سطح پايين جامعه ارتباط مستقيم داشته و متأثر از شرايط آن طبقه اجتماعي است، بنابراين لازم است در فرآيند تشخيص شرايط اجتماعي و اقتصادي فرد دقت و توجهات كافي لحاظ شود. افرادي كه داراي شخصيت ضد اجتماعي هستند غالباً داراي ظاهري عادي، متعادل و فريبنده هستند اما با نگاهي دقيق به آنها و بررسي سوابقشان ميتوان زمينههاي بسياري مانند دروغگويي، فرار از مدرسه، دزدي، نزاع، مصرف مواد و فعاليتهاي ضد اجتماعي را ملاحظه كرد.
مخلان شخصيت ضد اجتماعي چه كساني هستند؟
اين افراد در اغفال ديگران و در پيشبرد منافع خود استاد هستند. آنها به راحتي با احساسات ديگران بازي ميكنند، اما سرانجام مايه خسارت و شرمساري ميشوند. آنها در كانون خانواده پرخاشگر بوده و با همسر و فرزندان خود رفتار خشونتآميزي دارند. هرچند زمينههاي بروز اين رفتار را ميتوان در كودكي و نوجواني فرد و در كانون خانوادهاش جستوجو كرد.
آنها در بزرگسالي ياد ميگيرند كه ديگران را فداي آرزوها و اعمال خود كنند. آنها رفتار و حتي مشاغل خود را تغيير داده و در خشونت بيملاحظهاند. اين افراد همانهايي هستند كه به خاطر رفتارشان از مدرسه اخراج شده و مورد تنبيه قرار گرفته و در جمع پذيرش نشده و به نوعي طرد شدهاند.
آنان تبديل به دشمنان جامعه شدهاند، هر چند دشمن خود نيز هستند!
علائم افراد داراي شخصيت ضد اجتماعي
ناديده گرفتن قوانين و بياحترامي به آنها، خشونت عليه كودكان، تهديد ديگران، رفتار پرخاشگرانه و بيرحمانه، دروغگويي و بيمبالاتي، آسيب رساندن به ديگران و ناتواني ايجاد ارتباط با ديگران از جمله نارساييها و نابهنجاريهايي هستند كه ميتوان در سوابق خانوادگي، كانون خانواده، والدين و خود افراد داراي اين اختلال يافت. متأثر از اين روابط، اعمالي از فرد سر ميزند كه در نوع خود استثنايي است؛ اعمالي مانند بيرحمي با حيوانات و سوزاندن آنها. مشكل زماني حادتر ميشود كه به سن بلوغ ميرسند. آنها نوجواناني بيعاطفه، خودخواه، قدرنشناس و خودشيفته بار ميآيند. هرچند در نگاه اول به نظر مستقل ميآيند اما در حقيقت عملكردي توخالي و كاذب دارند.
جامعه چگونه به چالش كشيده ميشود؟
از آنجا كه عوامل اجتماعي در ايجاد اين اختلال نقش بسزايي دارند ميتوان با دور كردن آنها از محيط نامناسب و قرار دادنشان در يك محيط گرم، پذيرنده و همراه با نظم و انضباط، كمك شاياني در بهبود عملكرد در سن كودكي و نوجواني كرد. اگرچه دلايل شخصيت ضد اجتماعي كاملاً شناخته شده نيست اما بررسيها نشان ميدهد هرگاه خانواده دچار اختلال و نقص شود فرزند متأثر از آن در شرايطي نامساعد و تحت تأثير عواملي مانند فقر و رفتار نابهنجار رشد كرده و پس از نهادينه شدن آن در شخصيت وي، جامعه به چالش كشيده ميشود. اينجاست كه در سالهاي نه چندان دور افرادي مانند بيجه و خفاش شب و در حال حاضر هم اسيد پاشها جامعه را به چالش كشيده، مايه نگراني شهروندان ميشوند و در اين راستا و ملتهب از اين شرايط همگان انگشت اشاره و اتهام را به سوي مسئولان امنيت جامعه نشانه ميروند و آنان را مسئول سهلانگاري در كشف و بروز چنين حوادثي ميدانند.
قبل از وقوع بايد به فكر چاره بود!
بهتر است هرچه سريعتر و نه تنها در يك طبقه خاص بلكه در متن جامعه دليل بروز چنين اختلالاتي را جست و جو كرد و دانست كه اختلالات رواني محصول يك فرايند بلندمدت است، به مرور در جامعه و در شرايط نامساعد پرورش مييابد و پس از گذشت سالها به منصه ظهور ميرسد. بنابراين قبل از وقوع بايد به فكر چاره بود و درصدد ريشهيابي برآمد. موقعي كه كودكمان را بدون ارجاع به مشاور بازخواست، تنبيه و اخراج كنيم يا نوجوان ما دست گرمي براي فشردن پيدا نميكند بايد فكر فردايي را بكنيم كه ناگوار و آبستن اتفاقاتي ناخوشايند است.
فراموش نكنيم محبت و تربيت امري اكتسابي است و كسي كه به جاي محبت، بيتوجهي و خشونت ديده باشد نميتوان از او انتظار مهرباني داشت.