بعد از مطرح شدن شكايت ماموران جمعه را بازداشت كردند. متهم گفت من مدتي بود كه در ساختمانهايي كه مقتول براي كار ميگرفت كار ميكردم. آن روز متوجه شدم مقداري از پولهايم سرقت شده است. احتمال دادم كه صاحبكارم آن را برداشته باشد به خاطر همين او را به قتل رساندم.
بعد از اقرار متهم، بازپرس مرد افغان را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و پرونده بعد از صدور كيفرخواست روي ميز هيات قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و او پاي ميز محاكمه قرار گرفت.
ابتداي جلسه نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و گفت تحقيقات پرونده نشان ميدهد كه جمعه گناهكار است و برايش درخواست صدور مجازات دارم. پس از آن اولياي دم هم گفتند كه خواسته شان قصاص متهم است. سپس مرد افغان در جايگاه ايستاد و گفت من مدتها بود كه با مقتول كار ميكردم و با هم مشكل نداشتيم. يك روز قبل از حادثه متوجه شدم كه مقداري از پولهايم كه در جيبم گذاشته بودم گم شده است. فقط ما دو نفر در ساختمان بوديم و كس ديگري نبود. موضوع را با او مطرح كردم اما گفت خبر ندارد. وقتي لباس پوشيد ديدم كه مقداري پول افغاني در جيبش است.به خاطر اين كه به پول افغاني احتياج نداشت به او مشكوك شدم. فرداي آن روز وقتي سر كار آمد خواستم پولهايم را بدهد اما گفت او برنداشته است. سر همين موضوع با هم گلاويز شديم اما زورم به او نميرسيد. تيشهاي كه آن جا بود برداشتم و به او حمله كردم و چند ضربه زدم كه كشته شد. بعد يك تراول 50 هزار توماني از جيبش سرقت كردم و فرار كردم. قضات دادگاه بعد از شور متهم را به قصاص محكوم كردند.
=