
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با ارجح دانستن ديپلماسي فرهنگي بر ديپلماسي نظامي و سياسي تأكيد كرد: «رسانههاي جهاني وابسته به صهيونيسم در ايجاد اين وضعيت و مخدوش ساختن چهره ايران مؤثر بودهاند.»
آيين بزرگداشت هفته پژوهش با برگزاري همايش «بررسي تحولات جهان اسلام، فرصتها و چالشها» روز گذشته در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد. در اين مراسم علي جنتي در سخناني با اشاره به تحولات بنيادين منطقه كه تحتتأثير انقلاب اسلامي ايران به وقوع پيوسته است، گفت: «بدون ترديد، تحولات و تغييرات منطقه و جهان نياز به هدايت و انتخاب ديپلماسي متناسب با شعارها، اهداف و آرمانهاي جمهوري اسلامي دارد. اما نظام سلطه تلاش ميكند با ايجاد موانع فراوان مسير اين خيزشها را تغيير دهد و براي فراهم كردن زمينههاي پذيرش الگوي ليبرال دموكراسي در ديگر كشورها تلاش ميكند. از اين رو جمهوري اسلامي بايد اقدامات خود را در مسير تحقق خواسته ملتهاي منطقه طراحي و ساماندهي كند. بديهي است جنس اقدامات بايد نرمافزاري بوده و عرصه مواجهه نيز عرصه فرهنگ و انديشه باشد و نه عرصه نظامي.»
جنتي با بيان اينكه مهمترين فرصت نظام جمهوري اسلامي در تحولات منطقه مديريت و كنترل اين تحولات با ابزار و قدرت نرم فرهنگ در همه جنبههاي آن است، تصريح كرد: «همچنان كه مهمترين تهديد پيش رو نيز از همين ناحيه خواهد بود لذا امروز استفاده از نيروي نظامي، به عنوان برجستهترين نماد قدرت سختافزاري در ميان ملتها، كارايي خود را از دست داده است و هيچ ملتي حاضر به پذيرش آن نيست. آنچه امروز در نظام بينالملل امتياز زيادي دارد و از جمله عناصر و مؤلفههاي اصلي قدرت يك كشور به شمار ميآيد، ظرفيت قدرت نرم در محيط بينالمللي است.» وي افزود: ملاحظات سياسي، اقتصادي و امنيتي، سه حوزه سنتي و كلاسيك در عرصه بينالملل است كه سياست خارجي كشورها در آن اعمال ميشود. با اين حال، فرهنگ و مؤلفههاي آن، ركن چهارم سياست خارجي را تشكيل ميدهند و در بسياري از مواقع لايههاي زيرين سه حوزه ديگر نيز از آن منبعث ميشود.
جنتي تأكيد كرد: ديپلماسي فرهنگي نمونه بارز اعمال قدرت نرم است و هنگامي آغاز ميشود كه يك كشور و همه نهادهاي فرهنگي آن وارد صحنه شوند و جريان فرهنگي دو سويه را به نحوي مديريت كنند كه منجر به پيشرفت وسيع منافع ملي در آن سوي مرزها شود.
وي افزود: اگرچه ممكن است پيشبرد منافع ملي با بهكارگيري ابزارهاي فرهنگي به طور تمام و كمال نتواند جايگزين ابزارهاي سياسي، اقتصادي و نظامي شود اما ميتواند مكمل آنها باشد. امروزه حتي قويترين كشورها نيز ترجيح ميدهند تا آنجا كه ممكن است از شيوههاي فرهنگي براي تأمين منافع خود استفاده كنند. وزير ارشاد در ادامه با بيان اينكه نام ايران به دليل شهرت علم و هنر و ادبيات براي قرون متمادي در صدر محافل علمي فرهنگي جهان درخشيده است، تصريح كرد: چنين پيشينه تاريخي و تمدني و دستاوردها و داشتههاي علمي- فرهنگي فراوان در صورت همگرايي ميتواند در راستاي ديپلماسي فرهنگي به كار گرفته شود و به مدد فناوريهاي جديد ارتباطي و اطلاعرساني در پيشبرد اهداف سياست خارجي مؤثر باشد.
وي افزود: فرهنگ برخلاف ديگر مظاهر ديپلماسي در جوامع مقصد با مقاومت كمتري مواجه ميشود و اين يكي از كليدهاي موفقيت قدرت نرم است. يكي از مهمترين علل ناكامي دولتها در دستيابي به اهداف سياست خارجيشان در ديگر كشورها، مقاومت در برابر اقدامات ديپلماتيك رسمي آنان است. مصداق بارز اين ادعا مقاومت سرسختانه ملت ايران در برابر خوي نظاميگري و تحريمهاي اقتصادي امريكاست كه دولتمردان و نظريهپردازان اين كشور را به سرمايهگذاري در حركتهاي خزنده فرهنگي سوق داده است. به گفته وزير ارشاد نگاهي گذرا به راهبردهاي ديپلماسي فرهنگي امريكا كه عمدتاً براي تسخير افكار عمومي ملتهاي مسلمان خاورميانه طراحي شده است، توجه بيشتر كشورمان را به اين شكل از ديپلماسي ضروري ميسازد.
وزير ارشاد اين را هم افزود كه در ديپلماسي فرهنگي اگرچه برنامههاي فرهنگي و هنري نظير برگزاري نمايشگاهها و كنسرتها يا اهداي محصولات فرهنگي هنري به خودي خود ارزشمندند اما در حوزه قدرت نرم نقش مؤثري ندارند. رمز توفيق ديپلماسي فرهنگي همافزايي برنامههاي دقيق و بلندمدت با قدرت نفوذ در عمق و سطح است كه برنامههاي موردي پيش گفته نيز در آن جاي ميگيرد.