
محمدرضا شرفالدين مديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس ميگويد حرفهايش در مورد فراماسونر بودن نشان شواليه و اظهار اينكه داعشيها با شواليهها تفاوتي ندارند، واكنشي احساسي نيست و بر اساس اسناد و مستندات بيان كرده است. در سالهاي اخير سفارت فرانسه به هنرمندان و چهرههاي برجسته كشور، نشاني تحت عنوان «شواليه» اهدا ميكند. اهداي اين نشانها به هنرمندان ايراني واكنشهاي زيادي را هم از جانب مسئولان دولتي و هم از جانب رسانهها به دنبال داشت. به طوري كه حسين عليزاده هنرمند برجسته موسيقي كشور نيز از گرفتن اين جايزه سر باز زد. اما داستان دنبالهدار نشان شواليه گويا تمامي نداشت. محمدرضا شجريان كه خود نشان شواليه را از سفارت فرانسه دريافت كرده بود نسبت به اين اقدام عليزاده واكنش نشان داد و نامهاي تشكرآميز را به وزير خارجه فرانسه تقديم كرد كه در بخشي از اين نامه آمده است: باخوشحالى به حسين عليزاده تبريك ميگويم كه ضمن سپاس و احترام به دولت فرانسه از دريافت نشان شواليه رسماً پوزش خواست. پوزشخواهى او از جنبه اعتراض به دولت فرانسه نبود بلكه اعتراض به رفتار وگفتار كسانى از خودمان بود كه از اين نشانها استفاده نابهجا كردند و ميكنند.
روزگذشته محمدرضا شرفالدين مديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در واكنش به اظهارات شجريان نامهاي منتشر كرد و از او خواست كه او نيز نشان شواليهاش را به فرانسويها بازگرداند. شرفالدين پيش از اين در نشستي سينمايي در مورد اهداي نشان شواليه به هنرمندان ايراني گفته بود:كار به جايي رسيده است كه كشوري اروپايي به هنرمندان ايراني نشان ميدهد! به صراحت به شما ميگويم كه نشانهايي مانند شواليه در لژهاي فراماسونري ريشه دارد. درست همان طور كه جشنواره كن را فراماسونرها اداره ميكنند. به زودي خواهيد فهميد كه حتي ابوبكر البغدادي و سران داعش هم از فراماسونرهاي فرانسوي هستند.
شرفالدين معتقد است حرفهايي كه در مورد نشان شواليه زده است و اظهار اينكه داعشيها با شواليهها تفاوتي ندارند، واكنشي احساسي نيست و بر اساس اسناد و مستندات است. آنچه ميخوانيد متن مصاحبهاي است از اظهارات و مستندات شرفالدين در مورد ريشههاي شكلگيري فراماسونرها، ارتباط داعش با فراماسونرها، وجوه اشتراك داعشيها و شواليهها و اينكه نشان شواليه از لژهاي فراماسونري سر برآورده است.
ريشههاي شكلگيري فراماسونريمديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در مورد ريشههاي شكلگيري فراماسونرها گفت: در قرون وسطي، جادوگري رواج خاصي در اروپا يافته بود تا جايي كه پادشاهان نيز به آن روي ميآوردند. در قرن شانزدهم ميلادي فردي به نام «لورنس دوميچي» كه جادوگر مشهوري بود به عنوان مشاور «هانري دوم» از جنوب اروپا به پايتخت فرانسه دعوت ميشود. دوميچي متعلق به يك خانواده يهودي بود و با نفوذ او در دربار هانري دوم، موقعيت يهوديان هم تغيير ميكند.«كارترين دوميچي» دختر لورنس دوميچي است. كاترين به همسري هانري دوم در ميآيد و بعد از مرگ هانري به عنوان ملكه در دربار فرانسه نفوذ و اعتبار پيدا ميكند. يكي از كارهايي كه او كرد اين بود كه آئينهاي شيطاني و مقابله با مسيح را در دربار احيا كرد و به ويژه آئينهاي جنسي در دربار فرانسه اشاعه يافت تا جايي كه همه درباريان اين مراسم را به جاي ميآوردند. بعد از مدتي كسي به نام «كاترين دشين» معروف به لاوازين، آئين قرباني را هم احيا كرد كه معمولا قربانيان همان نوزادان حاصل روابط آئين جنسي بودند.
وي در ادامه با بيان اينكه آئينهاي فراماسونري به آئينهاي مصر كهن و فراعنه برميگردد، توضيح داد: همانطور كه مستحضريد در قرآن هم آيه شريفهاي است كه خداوند نسبت به قوم يهود ميفرمايد: «يذَبِّحُونَ أَبْنَاءكمْ وَيسْتَحْيونَ نِسَاءكمْ» يعني فراعنه فرزندان بني اسرائيل را ميكشتند و زنانشان را به بردگي و روابط جنسي ميبردند. خداوند با پيامبري حضرت موسي (ع) اين ننگ را از بني اسرائيل برداشت. ولي شيطان پرستان به ويژه فراماسونرها اين آئين را احيا و به انجام آن پرداختند. به استناد همين آيه شريفه، هرجايي كه «سكس» و «خشونت» را به صورت آئين و اعتقاد ميبينيد بدانيد كه ازسنتهاي فرعوني و متعلق به مصر باستان است كه توسط جريان فراماسونري احيا شده است. مديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس افزود: با فراگير شدن اين آئينها در فرانسه و در بين اشرافزادگان و به خاطر شكل رذيلانه آئينها، مقاومت فراگيري به خصوص در مقابل آئين قرباني به وجود آمد و از طرف دستگاه قضايي پادشاهي فرانسه اين آئين ممنوع شد اما به صورت مخفي و پنهاني ادامه يافت. چنانچه «پيتر هاينينگ» در كتاب تاريخچه جادوگري چنين نقل ميكند كه پس از مدتي، نتيجه رسيدگيهايي قضايي به اطلاع مقامات بالا رسيد و آنها دستور توقف پيگيري را صادر كردند. همين باعث شد كه آئينها ادامه يابد ولي به صورتي پنهاني باشد و برگزاري چنين آئينهايي در بين اشرافزادگان ادامه يافت.
«سكس» و «خشونت» آئين مشترك جريانهاي فراماسونريشرفالدين صحبتهايش را اينگونه ادامه داد: از آن زمان تاكنون «سكس» و «خشونت» (كه مصداق قرآني خشونت همان «يذَبِّحُونَ أَبْنَاءكمْ» و مصداق قرآني سكس همان «يسْتَحْيونَ نِسَاءكمْ» است) جزء آئينهاي شيطاني قرار گرفت كه توسط «كارترين دوميچي» و «لاوازين» پايه گذاري شد. اين انجمنهاي شيطاني جريانات ضد مسيحي «Antichrist» را شكل دادند (ضد مسيح بودن به معناي ضد دين و لاييك هم ترجمه ميشود). بعدها در قرن هجدهم ميلادي جريانات شيطاني كه در دربارهاي اروپايي نفوذ كرده بودند به تدريج به رهبري انگلستان شكل واحدي پيدا كرد و در قالب سازمان فراماسونري سازماندهي شد و همچنان شكل پنهاني خود را حفظ كرد.
وي در مورد فعاليتهاي فراماسونرها همچنين گفت: بعد از اينكه در قرن هيجدهم ميلادي ماسونها رهبري واحد يافتند «گراندلژ» را در انگلستان تشكيل دادند تا بتوانند همه لژها را از يك محل با دستور منسجم مديريت كنند.
سازمان فراماسونري هم به لحاظ سابقه تاريخي و هم به لحاظ عمق تأثيرگذاري در جريانات گوناگون جهاني، يكي از قدرتمندترين تشكيلات انحرافي از ابتداي تشكيل تاكنون است. فراماسونرها براي گسترش انديشه خود فراتر از ابزارهاي اقتصادي و سياسي عمل مينمايند. بلكه به صورت يك ايدئولوژي يا ابزاري اعتقادي عمل ميكنند. بناي اعتقادي اين فرقه يا سازمان بر مبناي دينستيزي و مقابله با آموزشهايي توحيدي است. شرفالدين خاطرنشان كرد: فراماسونري به دليل پيچيدگيهاي درون سازماني، به صورت علني قابل شناسايي نيست مگر اينكه به صورت محدود توسط افراد پائيندستي افشا شود كه آن هم با مجازاتهايي روبهرو شده و در همان حد باقي ميماند. فراماسونرها فقط به صورت نمادها و نشانههايي كه دارند قابل شناسايي هستند. رهبران و افراد تأثيرگذار لژهاي فراماسونري كاملاً مخفي هستند و از طريق عملكردها و نشانههايشان پي به وجود آنها ميتوان برد.
ابوبكر بغدادي يكي از ماسونهاي جريان فراماسونري امروز استمديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در مورد دليل اين اظهارات كه چرا داعشيها را با فراماسونرها مرتبط دانسته است، گفت: چنانكه گفته شد سكس و خشونت از آئينهاي قديمي ماسونهاست كه ريشه در آئينها، مراسم و مناسك فراعنه مصر باستان دارد. اين نماد شيطاني را نيز در دستهاي از سلفيهاي تكفيري هم ميبينيم. سركرده گروهك داعش با فتواي جهاد نكاح آئين سكس را به صورت جهاد نكاح ترويج كرد. جهاد نكاح همان «يسْتَحْيونَ نِسَاءكمْ» فراعنه است كه در قرآن آمده است. جهاد نكاح همان آئين جنسي است كه توسط كاترين دوميچي در قرن شانزدهم در دربار لويي چهاردهم پايه گذاري شد وتوسط فراماسونري ادامه يافت و امروز سركرده گروهك داعش با فتواي خود آن را احيا و رواج داده است.
وي افزود: خشونت به عنوان نمادي از آئين فراماسونري است كه كثيفترين و رذيلانهترين شكل خشونت، ترور است. در حالي كه اين نوع خشونت به صورت يك آئين بين داعشيها رواج يافته است. اين همان آئين قرباني است كه در دربار هانري دوم توسط لاوازين در فرانسه انجام ميگرفت و قبلا در قرآن با نام «يذَبِّحُونَ أَبْنَاءكمْ» متعلق به فراعنه مصرباستان بوده است. شرفالدين خاطرنشان كرد: بيترديد براساس نشانههاي موجود كه شرح آن گذشت به جرات ميتوان گفت كه ابوبكر بغدادي اساسا مسلمان نيست، بلكه او يكي از ماسونهاي جريان فراماسونري امروز است كه با هدف توسعه صهيونيسم ابتدا در جهان اسلام نفوذ و آنگاه عليه اسلام و مسلمين قيام كرده است.
فراماسونرها ميخواهند هنرمندان را به خود منسوب كننداين فعال حوزه سينما در بخش ديگري از صحبتهايش با تأكيد بر اينكه فراماسونرها براي نفوذ در جوامع سه گروه را مورد هدف قرار ميدهند بيان كرد: فراماسونرها از زمان شكلگيري اين سازمان مخوف، به دنبال اهداف و منويات خود هستند و از اين شبكه براي تحت نفوذ در آوردن سه گروه تأثيرگذار استفاده ميكنند. گروه اول افراد تأثيرگذار سياسي و اجتماعي در مجامع مختلف، به ويژه حكومتها هستند، گروه ديگر دانشمندان و گروههاي علمي برجسته در سراسر جهان و گروه سوم هم افرادي كه اصطلاحاً ستاره و محبوب هستند و از طريق هنر و ورزش در جوامع مقبوليت يافتهاند.
وي با اشاره به اينكه فراماسونرها براي جذب هنرمندان از اهداي نشان و نمادهاي خودشان استفاده ميكنند بيان كرد: من هيچ اشارهاي به هنرمند يا ورزشكار خاصي ندارم و قصد ندارم كسي را متهم كنم. اينكه به هنرمندي نشاني اهدا ميشود به معناي آن نيست كه آن فرد جزو فراماسونرهاست. من اصلاً از ارتباطات سازماني فراماسونرها اطلاعي ندارم كه بخواهم در مورد كسي قضاوت كنم. اما بنابر آنچه گفته شد يعني تلاش تشكيلات فراماسونري براي شكار و انتساب ستارهها به خود لذا هنرمندي كه نشان دريافت ميدارد چه بخواهد و چه نخواهد ابزاري براي تبليغ آن نشان شده است. اساسا فراماسونرها از آن دست تشكيلاتي هستند كه ميخواهند هنرمندان را منسوب به خود كنند. يكي از آن روشها اهداي نشان به هنرمند يا ورزشكاران است. زماني كه چنين روالي در پديدهاي ميبينيم اين احتمال را هم نميتوانيم منتفي بدانيم كه اين فرد منتسب به جريان فراماسونري نيست. بلاتشبيه شما فرض كنيد كسي روي دوش شما چفيه انداخت اين فرضيه را كه ممكن است شما بسيجي باشيد منتفي نميكند و فرضيه بسيجي بودن آن فرد قوت ميگيرد. وي در مورد توضيح اين ادعا كه نشانهايي مانند شواليه در لژهاي فراماسونري ريشه دارد، گفت: نشان شواليه احياي تروريست و خشونت قرون وسطايي است. غرب به شدت دنبال اين است كه به قرون وسطي بازگردد و اين يعني يك ارتجاع خطرناك. شواليهها مرداني خونريز و بيرحم بودند كه شهرتشان را از كشتار بيرحمانه و نسل كشي مسلمانان داشتند. بيترديد حضور فراماسونرها در هرم قدرت غرب باعث بازگشت سمبلها و نشانهاي متحجرانه و ارتجاعي شده است كه با هدف استحاله و نابودي مسلمانان صورت ميگيرد. آنها هيچ ابايي ندارند كه دوران كنوني را دوران احياي جنگهاي صليبي نامگذاري كنند چنانچه بوش پسر هم به اين موضوع اشاره كرده است.
شرفالدين افزود: شواليهها بيرحمترين نظامياني بودند كه با انگيزههاي مذهبي و به نام مسيح و كليسا بالاترين جنايات را عليه مسلمانان انجام دادند. اگر بخواهيم براي مردم جهان امروز تصوير روشني از شواليه ارائه دهيم بايد بگوييم كه شواليهها دقيقا همان داعشيهاي امروز بودند با اين تفاوت كه آنها خود را مسيحي ميدانستند و اينها خود را مسلمان ميدانند. خاستگاه متعصبانه، متحجرانه و خشك مغزي از مشتركات بين شواليهها و داعشيهاست. وي با اشاره به سندي از نمونه جنايات شواليهها گفت: ريموند يكي از سربازان صليبي است و در مورد فتح اورشليم (بيت المقدس) اين گونه ميگويد كه بعضي از مردان، سر دشمنان را قطع ميكردند و در شهر پشتههايي از سر و دست و پا انباشته شده بود به طوري كه براي حركت بايد از ميان اجساد انسانها و اسبها عبور ميكرديم. در معبد سليمان هم آنچنان كشته بوديم كه مردان صليبي در حالي كه خون به زانوها و افسار اسبهايشان رسيده بود از ميان اجساد عبور ميكردند.
عليزاده با بصيرت و آزادگي از گرفتن نشان شواليه امتناع كردمديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس اضافه كرد: جاي سؤال است كه چه تناسبي بين شواليههاي فرهنگي در ايران با داعشيهاي 900 سال پيش وجود دارد. واقعاً جاي تحسين دارد كه آقاي عليزاده با چه آزادگي و بصيرتي از گرفتن اين نشان خودداري كرد. دريافت نشان شواليه توسط عدهاي محدود نشان ميدهد كه آنان آنچه را كه به عنوان هنر و ادب آموختهاند نتوانستهاند از يك ابزار فراتر ببرند. آن فردي كه نشان شواليه را ميپذيرد يك تكنسين است نه يك هنرمند. هنرمند بايد بصيرت و خرد داشته باشد و به مفاخر ملي و علمي خودش پايبند باشد و در يك كلام فرهيخته باشد. من اين فرهيختگي، استقلال و كرامت نفس را در آقاي عليزاده ديدم و افتخار ميكنم كه هموطن او هستم.
شجريان نشان استادي را از ملت ايران گرفته است؛ نه نشان سخيف افسري شواليه فرانسهوي با اشاره به اظهار تأسف شجريان از نگرفتن جايزه و نشان شواليه توسط عليزاده گفت: من از آقاي شجريان تعجب ميكنم كه از اظهار آزادمردي آقاي عليزاده اظهار تاسف ميكند. آقاي شجريان مگر نميداند همين فرانسهاي كه از آن تشكر ميكند و از آنها نشان شواليه ميگيرد از جمله كشورهايي است كه نميگذارد تحريمها عليه ملت ايران برداشته شود. همين وزير خارجه فرانسه است كه مانع شده است مذاكرات هستهاي پيش برود. آقاي شجريان بهتر است سري به بيمارستانها بزند و از وضعيت بيماران سرطاني با خبر شود. بيماراني كه از داشتن دارو به خاطر تحريمها، محروم شدند و مسبب همه اين رنج و عذابها، همين وزير امور خارجه فرانسه است كه در مذاكرات هستهاي چوب لاي چرخ مذاكرات ميگذارد.
فرانسويها به جاي اهداي نشان شواليه به هنرمند ايراني نشان ويكتور هوگو بدهندمديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در آخر بيان كرد: سفارت كشور فرانسه اگر ميخواهد از هنرمند ايراني تقدير كند چرا نشاني به نام «ويكتور هوگو» به هنرمندان هديه نميدهد؟ ويكتور هوگو در كشور ما پايگاه دارد و مقام معظم رهبري از كتاب بينوايانش چندين بار نام برده است. در پشت نام «ويكتور هوگو» انسانيت، صلح و دوستي نهفته است اما در پشت نام شواليه، جنگ و خونريزي عليه مسلمانان نهفته است. اين نشان ميدهد كه در جريان فرهنگي فرانسه امروز جايي براي ويكتور هوگو نيست. جريان هوگويي در فرانسه مرده است ولي جريان شواليهها يعني داعشيها استمرار دارد و جريان غالب سياسي و فرهنگي درفرانسه است.