يكي از مسائل عبادي بسيار مهم در آداب و رسوم مسلمانان اعم از شيعه و سني، برگزاري مراسمهاي عزاداري و جشنهاي پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت آن حضرت است. اين مراسمها كه قدمت آن به پس از دوران حادثه كربلا و شهادت حضرت امام حسين(ع) بازميگردد در دوران صفويه رونق بسيار گرفت، چراكه در آن دوران شاه اسماعيل صفوي خود شيعه بود و براي اهل بيت پيامبر احترام ويژهاي قائل بود.
اين مراسمها كه همواره با آداب خاصي همراه بوده به طور معمول در دوران معاصر و حتي در همان دوران با سخنرانيهاي مذهبي كه جنبه معرفتي داشت و سپس با سينهزني و زنجيرزني همراه بود باعث تحولات بسيار زيادي در عرصههاي سياسي اجتماعي ميشد به نحوي كه هرگاه مردم ميخواستند يزيد زمانه خود را بشناسند با الگوگيري از وقايع كربلا و سيره اهل بيت آن را ميشناختند كه يكي از بارزترين اين تحولات، عاشوراي 15 خردادماه سال 1342 بود كه شروع حركت به سمت انقلاب اسلامي ايران شد.
در دوران معاصر يكي از اين اتفاقات كه سبب تحولي شگرف در سطح منطقه و حتي جهان شد انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) بود كه اين انقلاب با الگوگيري از تاسوعا و عاشوراي حسيني به ظهور نشست چراكه قبل از انقلاب مبارزان مسلمان در پايگاههاي مذهبي همچون مساجد از وعاظ و روحانيون، بهرههاي عاشورايي برده و از اين جنبهها در مبارزه عليه طاغوت بهره ميجستند، فلذا به خاطر فضاي پيش از انقلاب مراسمهاي مذهبي رنگ و بوي سياسي – عبادي داشت كه البته بسياري از مراسمها هم صرفاً بدون بصيرت سياسي برگزار ميشدند. واضح است اگر قرار بر اين باشد كه اسلام دين به روزي باشد و بخواهد در تمام زمينهها صاحبنظر باشد و مفاهيمي چون حق و باطل، ظالم و مظلوم، انصاف و عدل معناي حقيقي و روشني داشته باشد بايد از مباني اصيل دين و سيره معصومين استفاده كرد و يكي از اين سيرهها جنگها و وقايع تاريخي بوده است كه قطعاً عاشورا حادثهاي سياسي - عبادي بوده است كه مبارزه با ظلم براي عرصههاي اجتماعي جزو تكاليف مومنين به شمار ميرود.
اما پس از انقلاب سالهاست به غير از معدودي از هيئتها كه وعاظ و روحانيون آن، روشنگري در زمينههاي سياسي - عبادي ميكنند اكثر مراسمهاي عزاداري خصوصاً سالار شهيدان بدون رنگ و بوي سياسي برگزار شده و متأسفانه اكثر سخنرانان اين مراسم كه بيشتر از قشر روحانيت هستند در مسائل سياسي ورود نكرده و با اين توجيه كه هيئتها را نبايد سياسي كرد و با دين مردم نميتوان بازي كرد صرفاً وقايع كربلا را مرور كرده و بدون پرداختن به يزيدهاي زمان، حق و باطل را خواسته يا ناخواسته به آن دوران و دوران ظهور حضرت مهدي(ع) براي مردم فهم ميكنند، در صورتي كه كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا يعني تمام ايام و هر نقطهاي از زمين كه ظلم و ستم باشد آن نقطه و مكان كربلاست. از اين جهت بصيرت سياسي در هيئتها مخصوصاً در زمينه مصداقها كمتر مورد توجه قرار ميگيرد.
قبل از انقلاب روحانيوني چون مرحوم آيتالله طالقاني، شهيد آيتالله دستغيب، شهيد آيتالله اشرفي اصفهاني، شهيد آيتالله مدني و... در مراسمهاي مذهبي و شبهاي جمعه علاوه بر مسائل معرفتي از مباحث عاشورا ميگفتند طوري كه بسياري از جوانان و مردم گناهكار از كارهاي خود نادم شده و راه خود را پيدا ميكردند كه بسياري از آنها در دوران انقلاب و دوران دفاع مقدس به شهادت رسيدند. اين مسائل نشانگر اين بود كه شهدا، مصداقهاي اعتقادي و سياسي عصر خود را از طريق علماي زمان شناختند تا توانستند با خون خود درخت انقلاب را آبياري كنند.
سخنرانان مذهبي ميبايست بر اساس شرايط روز مباني معرفتي را به مخاطب عرضه كنند و جوانان را با مسائل سياسي روز آشنا كنند و نبايد به اين بهانه كه مردم اگر مسائل سياسي در عزاداريها طرح شود از حضور در هيئات خودداري ميكنند بلكه بايد تكليف را شناخت و متناسب با آن مسائل عاشورا و سيره معصومين را مطرح كرد. لزومي ندارد در اين مراسمها تحليلهاي سياسي روز و مصداقهاي خاص را مطرح كرد بلكه بايد با هوشياري روشنگري كرده و كليات مسائل را با توجه به مسائل روز طرح كرد.
به فرموده حضرت آيتالله جوادي آملي:«سكولاريسم يعني بيتفاوتي و حتماً به اين معنا نيست كه دين نفي شود. هر استادي بايد براي رضاي خدا درس بگويد آن زمان است كه يك عمل ديني به حساب ميآيد» با اين جمله اين معنا به ذهن متبادر ميشود كه دين اسلام بايد در تمام عرصهها فعال باشد و بايد يك نگاه طولي به موضوعات داشت و تفكيك موضوعات به اعتقادي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي اگر از اين باب باشد كه حوزههاي پرداختن به پژوهش و تخصصي نظر دادن مطرح باشد، نه تنها اشكالي ندارد بلكه بسيار مثبت است. اما اگر از اين باب باشد كه سياست را فقط در همايشها و احزاب، اعتقادات را صرفاً در مساجد و هيئتها و اقتصاد را در پژوهشگاهها بحث كنيم اين خطري بسيار بزرگ و نفوذ سكولاريسم را به دنبال خواهد داشت و ديري نميپايد كه پس از چند نسل نه تنها عاشورا، بلكه بسياري از مفاهيم ديني جايگاه خود را از دست داده و شناخت ظلم و ستم و مبارزهگري نوعي افراط معنا ميشود. تمام اين اتفاقات زماني ميافتد كه استاد مورد نظر خدا را خالق خود بداند و دقيقاً توجه كند كه اباعبدالله حسين(ع) هدف از قيامش چه بوده است و آيا در عصر حاضر صرفاً گفتن چند مقتل و روضهخواني و مباني معرفتي بدون روشنگري سياسي كارساز و مورد رضايت خداوند ميباشد يا خير!
قبل از انقلاب انجمن حجتيه مهدويه كه توسط شيخ محمود حلبي بهوجود آمد در ابتدا با ديدگاه درست پا به عرصه گذاشت و بنا داشت تبيين مسائل اعتقادي را داشته باشد و با بهائيت مبارزه اعتقادي كند اما به مرور زمان و نفوذ عناصري از ساواك به اين شبكه، متأسفانه منحرف شدند و اين شبكه ميگفتند وظيفه ما اين نيست كه مقدمات ظهور را فراهم كنيم و بر پايه احاديثي كه ائمه گفته بودند در آخرالزمان گناهان بسيار زياد خواهد شد، اين جماعت برداشت سطحي از روايت كردند و معتقد شدند كه اگر گناهان زياد شوند امام زمان(عج) ظهور خواهند كرد و مردم را نبايد به خيابانها عليه شاه كشاند!
در همان دوران حضرت امام خميني(ره)، اسرائيل و امريكا را خطري براي جهان اسلام ميدانستند و معتقد بودند بايد از ريشه مقابله كرد و بهائيت جزئي از شبكه صهيونيسم جهاني است تا جايي كه امام، انجمن حجتيه را طرد كردند و آنها را در جهت و خط امريكا ميدانستند. شهيد رجايي درباره انجمن حجتيه گفته بودند:آن زمان كه بچههاي مردم در زندانهاي ساواك شلاق ميخوردند اين گروه راحت و آسوده در بيرون از زندان بحثهاي صرف معرفتي بدون بصيرت سياسي ميكردند كه هيچ تأثيري در جلوگيري از انحرافات نداشت و بهائيت هم سوءاستفاده خود را ميكرد.
بايد توجه داشت تمام اين مباحث معرفتي كه در دين وجود دارند براي رسيدن به خداست و اين رسيدن مجرايي دارد كه بايد براي آن زمينهسازي كرد تا تجلي تمام اين معارف در جامعه ظهور كند و رسيدن به سعادت صرفاً خودسازي فردي نيست، چراكه اساساً خودسازي منافاتي با حضور انقلابي در جامعه داشتن ندارد و جزئي از آن است. جامعه مانند هوايي است كه اگر آلوده باشد حتي كسي كه بدن سالمي دارد در معرض آسيب است و اگر هم فرد مورد نظر در جامعه نباشد و رفت و آمد نكند پس از مدتي شخصيتي منجمد و منفعل خواهد شد كه به هيچ كاري نخواهد آمد. اسلام منفعل در مساجد بدون الگوگيري از عاشورا همان اسلام امريكايي است. در اسلام حقيقي، هيئات را بايد با بصيرتي سياسي برگزار كرد. يادمان نرود به فرموده امام خميني(ره):محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است.