
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز يكشنبه 25 آبان ماه، پليس آگاهي تهران از 53 سارق خشن در محوطه پليس آگاهي رونمايي كرد. متهمان كه در شش باند جداگانه فعاليت داشتند، صبح ديروز در دادسراي ناحيه 34 از سوي شعبههاي مختلف مورد بازجويي قرار گرفتند.
دست طلايي
دو پسر 24 ساله به نامهاي فريد و شعبان متهم هستند با تشكيل باند دو نفره كامپيوتر خودروهاي سواري را سرقت ميكردند. دو متهم صبح ديروز مقابل قاضي عموزاد بازپرس شعبه چهارم دادسراي ناحيه 34 به 53 فقره سرقت كامپيوتر 206 اعتراف كردند. فريد گفت: ما دو نفر با موتورسيكلت به سرقت ميرفتيم. من در سرقت كامپيوتر ماشين 206 حرفهاي و معروف به دست طلايي هستم به طوريكه كمتر از يك دقيقه، كار را تمام ميكردم. به همين خاطر شعبان هميشه راننده بود و با موتور روشن آماده بود تا در صورت خطر، از محل فرار كنيم. وي ادامه داد: معمولاً با غروب آفتاب و گرگ و ميش شدن آسمان، من و شعبان سوار بر موتورسيكلت ميشديم و در مناطق شرقي تهران دست به سرقت ميزديم. ما در كوچههاي خلوت به سراغ خودروهاي 206 ميرفتيم و من در كمتر از يك دقيقه و بدون اينكه در ماشين را باز كنم، كاپوت خودرو را در چشم
برهم زدني باز ميكردم و به سرعت كامپيوتر را سرقت ميكردم.
قبل از به كار افتادن دزدگير، سرقت انجام ميشد
وي درباره سرقت از خودروهاي مجهز به دزدگير گفت: معمولاً به سراغ خودروهايي كه دزدگير داشتند نميرفتيم اما اگر برخورد ميكرديم زودتر از آنكه صداي بوق دزدگير به صاحب خودرو برسد، ما سرقت را انجام داده و از محل گريخته بوديم.
پولهاي سرقتي را خرج عمل جراحي بينيمان كرديم تا خوشتيپ شويم
شعبان هم درباره فروش و پول لوازم سرقتي گفت: ما ميدانستيم كه كامپيوتر 206 قيمت بالايي دارد، اما بعد از سرقت، هر كامپيوتر را به مبلغ 200 هزار تومان ميفروختيم. بعد از مدتي تصميم گرفتيم با پولهاي فروش لوازم سرقتي، بينيمان را عمل كنيم تا خوشتيپ شويم به همين خاطر چندي قبل در بيمارستانبينيمان را عمل جراحي كرديم و هر چه پول داشتيم هزينه عملمان شد.
پليس ما را در خواب بازداشت كرد
وي در پايان گفت: شب قبل از دستگيري نيمههاي شب در حال سرقت بوديم و صبح دستگيري هر دو در خانه خواب بوديم كه از سوي پليس غافلگير و دستگير شديم.
ساز ناكوك پسر سازفروش
يكي ديگر از متهمان، پسر جواني به نام احمد بود. احمد مدام گريه ميكرد و ميگفت تنها اشتباه من اين بود كه يك لپتاپ سرقتي خريدم و به عنوان مالخر دستگير شدم. وي گفت: من وضع مالي خوبي دارم و فروشگاه لوازم موسيقي دارم. مدتي قبل مرد جواني به مغازهام مراجعه كرد. او يك وسيله برقي همراه يك لپتاپ داشت و گفت كه قصد فروش دارد. من لپتاپ را به قيمت 650 هزار تومان خريدم و فكرنميكردم كه سرقتي است. خوشحال بودم از اينكه لپتاپي با قيمت مناسب خريدهام اما اين خوشحالي خيلي دوام نيافت تا اينكه صبح روز يكشنبه مأموران پليس مرا به اتهام مالخري دستگير كردند. بعد فهميدم كه فروشنده در اداره آگاهي مرا به عنوان مالخر معرفي كرده است. وي در پايان گفت: من 16 سال است در فروشگاه لوازم موسيقي پدرم كار ميكنم و تا كنون سرقت نكردهام.
دستيار فيلمبرداري فيلمهاي سينمايي و سريال
متهم ديگري به نام ستار خودش را دستيار فيلمبردار فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني معرفي كرد و مدعي بود دستيار يكي از فيلمبرداران مطرح سينما است. وي گفت: برادرم يكي از فيلمبرداران حرفهاي سينما و تلويزيون است و چندين سال است من به عنوان دستيار با او همكاري ميكنم تا اينكه من و دوستم كه مغازه پيتزافروشي دارد به اتهام سرقت سند ميلياردي يك سهام بازداشت شديم. وي ادامه داد: مدتي قبل بعد از پايان فيلمبرداري چند صحنه فيلم سينمايي به مغازه پيتزافروشي دوستم آمدم. در حال خوردن پيتزا بودم كه يكي از دوستان قديميام به پيتزافروشي آمد. او يك پوشه داشت كه داخل آن تعدادي زيادي مدارك و اسناد بود و در ميان آن هم سند ميلياردي سهام يك شركت بود. دوستم به من گفت كه نياز به مبلغي پول دارد و از من خواست مبلغي به او قرض بدهم و در عوض او سند ميلياردي سهام را پيش من گرو بگذارد اما نه من و نه دوست پيتزافروشيام مبلغي كه او ميخواست نداشتيم به او قرض بدهيم به همين خاطر او بدون اينكه سند را با خودش ببرد از مغازه بيرون رفت. سند در مغازه به صورت امانت بود تا اينكه صبح روز يكشنبه من و دوست پيتزافروشيم به اتهام سرقت سند ميلياردي بازداشت شديم و بعد متوجه شديم دوستم ما را به پليس معرفي كرده است. مرد پيتزافروش هم گفت: من مغازه پيتزافروشي دارم و فردي كه سند ميلياردي را در مغازه من امانت گذاشت دوست ستار بود و من او را نميشناختم. وي ادامه داد: من وقتي فهميدم سند سرقتي است، قصد داشتم سند را به صاحبش برگردانم كه بازداشت شديم.
سارقي با كتانيهاي 7 ميليوني
نادر پسر 18 سالهاي است كه به اتهام موبايلقاپي و گردنبند قاپي دستگير شده بود. او سعي ميكرد جرم خودش را انكار كند و به گفته خودش فقط از افراد شرور منطقه خزانه است و سرقت نميكند. به گفته همدستانش او يك موبايلقاپ حرفهاي است كه فقط تلفن همراه دختران را سرقت ميكند و اخيراً با پولهاي سرقتي سه جفت كتاني گرانقيمت به قيمت 7 ميليون تومان خريده است.
به كتاني علاقه دارم
نادر گفت: من قبول دارم كه شرور هستم و هميشه با ديگران درگير ميشوم، چون خوي دعوا و شرارت در خون من است اما سرقت نميكنم. وي ادامه داد: من علاقه زيادي به كتانيهاي گرانقيمت دارم و هميشه تمام پساندازم را كتاني ميخرم و به تازگي هم سه جفت كتاني به مبلغ 4 ميليون و 500 هزار تومان خريدم و اينكه دوستانم ميگويند 7 ميليون تومان دروغ است.
از ترس داخل ديگ مخفي شدم
شروين از موبايلقاپهاي حرفهاي جنوب پايتخت است. او هنگام دستگيري در داخل ديگي مخفي شده بود اما با هوشياري مأموران از ديگ بيرون آمد. به گفته مأموران پليس وي هنگام دستگيري در طبقه دوم خانهشان داخل ديگي مخفي شده بود كه پر از لباسهاي كهنه بود.
متهم گفت: مدتي قبل به اتهام شرارت در يكي از مناطق جنوب تهران دستگير شدم. بعد از اين به دستور قاضي به همراه چند نفر از اوباش در محل چرخانده شدم تا مايه عبرت افراد مزاحم و اراذل شود. وقتي متوجه شدم مأموران براي دستگيري من به كوچهمان آمدهاند با همكاري برادرم در طبقه دوم خانهمان داخل ديگي مخفي شدم و برادرم داخل ديگ را پر از آشغال و لباسهاي كهنه كرد تا مأموران به ديگ مشكوك نشوند اما مأموران پليس خيلي زود مرا يافتند و داخل ديگ به دستم دستبند زدند.
متهمان براي تحقيقات بيشتر و روشن شدن ادعاهايشان به دستور قاضي عموزاد در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.