هروقت موضوع تعويض ماشين پيش كشيده ميشد من مخالف اول بودم و حاضر نبودم يك روز بدون ماشين سر كنم و وقتي نياز به تعمير داشت، انگار دنيا روي سر من خراب ميشد چون بايد براي انجام كارهايم با تاكسي و آژانس از اين سر شهر به آن سر شهر رفتوآمد ميكردم.
به خاطر يك تصميم قاطع در ابتداي زندگي مشترك دلم را به دريا زدم و ماشينم را فروختم تا خانهدار شده و از مستأجري خلاص شويم. وقتي همسرم چنين پيشنهادي كرد، جا خوردم اما بعد از اينكه خوب فكر كردم ديدم بالاخره بايد ماشينم را بفروشم و ازش دل بكنم. همسرم وابستگي من را به ماشين ميدانست و بلافاصله گفت: «هر وقت با وام سركارم موافقت كردند برايت ماشين ميخرم، ميدانم بدون ماشين كارهايت لنگ ميماند». به نظرم اين پيشنهاد بهترين اتفاقي بود كه برايم افتاد و پس از فروش ماشين تجارب جالبي بهدست آوردم. اولين روز طبق عادت هر روز دير از محل كار بيرون آمدم و مانده بودم چه كار بايد بكنم. چهار مسير سوار تاكسي، مترو و اتوبوس شدم و وقتي رسيدم با تعجب به ساعت نگاه ميكردم. با تعجب از خودم ميپرسيدم واقعا درست ميبينم. با اينكه دير راه افتاده بودم اما زودتر از هميشه خانه بودم.
از بقيه همكارانم سؤال كردم كه آنها هم زماني كه از وسايل حمل و نقل عمومي استفاده ميكنند زودتر به مقصد ميرسند كه در كمال تعجب همه اعلام كردند كه با وجود 20 دقيقه پيادهروي تا ايستگاه اتوبوس با استفاده از مترو و اتوبوس نصف وقتي كه با ماشين بايد در ترافيك و شلوغي خيابانها باشي را هم صرف نميكنند. روزهاي اول كمي سخت بود اما هر روز مشتاقتر از قبل مسير بيشتري را پيادهروي ميكردم و به كارها و خريد خانه نيز ميرسيدم.
ورزش و تفريح
در طول روز آنقدر مشغول كار هستيم و با عجله به خانه ميرويم كه ديگر وقتي براي ورزش كردن، كلاسهاي جانبي و تفريح نميماند. رفتوآمد با وسايل حملونقل عمومي و بدون ماشين رفتن توفيق اجباري است كه نصيب شاغلين ميشود و ميتوانند از اين فرصت استفاده كنند. تا به حال دقت زيادي به ويترينها، مراكز فرهنگي، هنري، فروشگاهها و مغازههاي مختلف نداشتيد و از كنارشان به سادگي عبور ميكرديد اما وقتي با پاي پياده بخواهيد مسيري را طي كنيد ناخودآگاه چشمتان به سمت آنها جلب ميشود. هم روحيهتان عوض ميشود و هم بدنتان از كرختي در ميآيد. در واقع مسير رفت و برگشت به خانه فرصتي براي ورزش كردن به ما ميدهد كه ميتوانيد همه كمتحركيهاي طول روز را جبران كنيد.
فرار از ترافيك و هزينههاي مازاد
تا به حال براي اينكه به مقصد برسيد بايد ساعتي از روز را در ترافيك ميمانديد و صداي گوشخراش اتومبيلها و بوقهاي ممتد رانندهها روي اعصابتان بوده است. به خاطر 10، 15 دقيقه زود رسيدن به نقشهخواني ورزيده تبديل شده بوديد كه براي فرار از همه اين ناهنجاريها كوچه پس كوچهها و خيابانهاي فرعي را ياد گرفته بوديد. وقتي ماشين در كار نباشد هيچ كدام از اين مشكلات را نداريد و با خيالي آسوده در مترو، اتوبوس و تاكسي بدون دلهره، اضطراب و استرس مينشينيد و به مقصد ميرسيد. ديگر دغدغه جريمه شدن و پرداخت عوارض نداريد و با آرامش و تفريحكنان راهي خانه ميشويد. ديگر نه خبري از تصادف است و نه اينكه ابتدا، وسط و آخر ماه بايد هزينه تعمير ماشين را بدهيد. اگر تصادف كنيد كه نور علي نور ميشود چون هم از نظر روحي و هم مالي لطمه ميبينيد و فكرتان مشغول ميشود. همين هزينههاي كوچك كارواش، تعويض قطعه و... تا آخر ماه را جمع بزنيد از هزينه رفتوآمد با وسايل حملونقل عمومي بيشتر ميشود و اينطور هم پسانداز ميكنيد هم نگرانيهاي ديگر را نداريد و هزينههاي اضافي از دخل و خرج ماهانهتان حذف ميشود.
فخرفروشي به ديگران
يكي از ويژگيهاي ماشين داشتن و اينكه هركس سوار بر ماشين شخصي در خيابانها گردش ميكند، پز دادن به ديگران است. اكثر افرادي كه تلاش ميكنند ماشين بخرند و در هر خانه حداقل سه چهار تا ماشين پارك ميكنند، اين است كه نميخواهند نسبت به سايرين كم بياورند. چرا فلاني ماشين داشته باشد و من نداشته باشم؟ حرفي است كه در بين جوانان عادي شده و خانوادهها براي اينكه كم نياورند با قسط و وام ماشين ميخرند تا دختر و پسرشان در برابر ساير دوستانشان خجالت نكشند.
ماشين داشتن عامل فخرفروشي در بين مردم شده است و هرچه وضعيت مالي بهتر باشد و مدلها هم بالاتر ميرود، اين رقابت بيشتر و بيشتر ميشود. هر چه ميگذرد اين مسئله در بين خانوادهها و جوانان بيشتر ميشود و نگرانكننده است. اينكه ماشين شخصي نداشته باشيد باعث خجالت نيست و به هيچ وجه نبايد در برابر اين حرفها واكنش نشان دهيد چون همه شبيه هم نيستند و هركس هر كاري كرد دليل نميشود كه ما هم از آن پيروي كنيم.
مواقع ضروري
ميتوان گفت كه ماشين داشتن چند حسن دارد كه نبايد آن را ناديده گرفت. يكي از بهترين مزيتهاي ماشين داشتن اين است كه در مواقع ضروري، ساعتهايي از روز و ايام تعطيل ميتوان روي آن حساب باز كرد. شايد شب اتفاقي بيفتد كه نياز به ماشين داشته باشيد يا كار مهمي پيش بيايد كه در اين مواقع بدون نگراني به كارتان ميرسيد. وجود يك وسيله نقليه شخصي راهگشا ميشود و ميتوانيد مشكلتان را با آن برطرف كنيد.
در روزهاي سرد و گرم سال بدون دغدغه در ماشين مينشينيد و كولر و بخاري ماشين هواي مطبوعي برايتان به وجود ميآورد. در روزهاي گرم و سرد با خيال راحت به مسيرتان ادامه ميدهيد و نگراني كمبود وسايل حملونقل عمومي را نداريد. بزرگترين معضل ماشين نداشتن، همين روزهاي خاص است كه كمي رفتوآمد مشكل ميشود و اكثر افراد براي فرار از اين دردسرها ترجيح ميدهند با ماشين رفتوآمد كنند و راحت و آسوده به مقصدشان برسند.