کد خبر: 686247
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۳ - ۲۰:۳۱
مليحه مرادي
با پيشرفت سريع دانش ديري نپاييد كه تكنولوژي از حالت ابزاري در اختيار نيروي كار فراتر رفت و تا سطح وسيعي جايگزين انسان شد. به لحاظ رشد نيروهاي مولد در دور جديد تمدن بشري مناسبات توليدي گذشته بايد متحول مي‌شد تا بتواند از دستاوردهاي علمي و صنعتي بهره‌مند شده، متناسب با فنون توليدي نو نهادهاي اقتصادي را سازمان دهد. در غرب و شرق هر كجا ماشين راه مي‌يافت، شيوه توليد و زندگي اقتصادي تغيير مي‌كرد.
كشفيات و اختراعات و تحولات در شيوه‌ها و مناسبات توليدي هيچ يك خارج از اراده انسان تحقق نيافت بلكه تلاش همه‌جانبه و اختياري بشر در كشف طبيعت و آشنايي علمي با جهان از دوران باستان تاكنون نتايج پرباري را در همه زمينه‌ها و از آن جمله فنون توليدي در اختيار گذارده و نيز اراده ملت‌هاي مغرب زمين بر به كارگيري سريع و بهينه ابزار جديد، نهادها و سازماندهي‌هاي نوظهوري را در پي داشت. بدين ترتيب، شيوه قديمي زندگي اقتصادي مطلوب نبود و بايد متحول مي‌شد چنان كه متحول شد. در مورد مشرق زمين هم همين اصل حاكم بود، به طور نمونه با بررسي اقتصاد چين به عنوان دومين اقتصاد دنيا به اين مهم مي‌رسيم كه اين كشور به خوبي از دانش و تكنولوژي براي توليد ارزان و انبوه محصولات مختلف بهره برده است. فرآورده‌هاي تمدن ماشيني به سرعت جاي توليدات پيشه‌وري سنتي را گرفت و دوران جديدي را به همراه آورد. بدين ترتيب هرگز حسرت نظام قديم را نبايد خورد و انتظار بقاي شيوه‌هاي توليدي دوران ابزار دستي را نبايد داشت، آنچه مهم است نحوه اين دگرگوني است.
در جريان تحولات اقتصادي عميق قرون جديد، اين اصل براي تمامي كشورها صادق بود كه يا بايد با تمام قوا تكنولوژي جديد را در جهت تقويت بنيه توليدي جامعه به استخدام درآورند يا بازار جامعه را سيراب از كالاهاي صنعتي ملل ديگر كرده، مرگ رشد و تحول و فرهنگ و ظرفيت توليدي جامعه خويش را نظاره كنند. در بين كشورهاي اروپايي نيز چنين بود؛ هر كدام كه توانستند به هنگام، ضمن حمايت كافي از صنايع و پيشه‌وري داخلي در برابر مصنوعات رقيبان، شيوه‌هاي توليدي بومي را هماهنگ با ابزار توليدي جديد ارتقا دهند، عقب ماندند. براي غرب مسئله روشن بود، حتي انگلستان و فرانسه نيز با هوشياري از صنايع داخلي حمايت مي‌كردند، در حالي كه از توان توليدي بالاتر نسبت به ديگر كشورهاي رقيب برخوردار بودند. به هر حال نكته مهم اين است كه يا بايد صنعت دستي و كوچك بومي به صنايع ماشيني متحول مي‌شد و يا توسط صنايع بزرگ ديگر كشورها نابود مي‌شد. در كشور ما ايران با وجود برخورداري عظيم از توان صنعتي و تجاري درخور تحول، مبتني بر ناتواني و فساد عميق دستگاه حاكم و فشار مستقيم و سنگين استثمار غرب، تقريباً راه دوم طي شده است. در اين بين با وجود فرهنگ غني ايران زمين كالاهاي متعدد سنتي كه از دل همين فرهنگ بيرون آمده است، متأسفانه نتوانسته‌ايم چنين توليداتي را به عرضه انبوه برسانيم و زمينه صادرات اين كالاها را در بازارهاي جهاني فراهم آوريم و اين امر به دليل بهره نبردن از دانش و تكنولوژي براي رشد توليد چنين محصولاتي است.
رهبر معظم انقلاب بارها و بارها اشاره داشتند كه بايد حساب اقتصاد را از نفت جدا كنيم، اين در حالي است كه ظرفيت‌هاي مختلف توليدي دركشور وجود دارد كه مي‌تواند از طريق به كارگيري ابزارها و ماشين‌آلات نوين زمينه عرضه انبوه اين توليدات و پس‌زمينه صادرات اين كالاها را به بازارهاي منطقه و جهاني فراهم آورد. ارز‌آوري فرآيند فوق بي‌‌شك مي‌‌تواند رفته رفته جاي نفت را در اقتصاد ايران بگيرد اما متأسفانه چشم‌پوشي از ظرفيت‌هاي موجود و مقاومت در برابر بهره‌گيري از تكنولوژي و فناوري‌هاي نوين در عرصه‌هاي مختلف موجب شده زمينه توليد انبوهي از كالاي مورد تقاضا در بازارهاي جهاني هيچگاه فراهم نيايد و اقتصاد ايران از بالفعل شدن اين پتانسيل‌ها همچنان محروم باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار