روز گذشته فرصت دوبارهاي بود تا يكي ديگر از روزنامههاي زنجيرهاي بخش مهمي از مطالب خود را به «ناطق نوري» اختصاص دهد، مطالبي كه با تيترهاي « سرليستي ناطق مايه خوشحالي ماست»، « ناطق دبير كل جامعه روحانيت مبارز ميشود؟» و «شايد برادرم (ناطق) به سياست بازگردد» در صفحه 10 اين روزنامه برجسته شده بود.
در يكي از اين مطالب آمده است: «چهرههايي مثل آقاي خاتمي، آقاي هاشمي و فرد مثبتي مثل آقاي ناطق و همچنين آقاي سيدحسن خميني كه من به اين مجموعه اضافه ميكنم، حتماً مصرانه به بهبود فضاي سياسي كشور و تقويت انتخابات فكر ميكنند. چون از گذر چنين عملكردهايي نظام است كه تقويت ميشود.» اما اينكه رسانههاي انبوه جريان تجديدنظرطلب حجم قابلتوجهي از صفحات خود را به رئيس مجلس پنجم اختصاص دهند موضوع تازهاي نيست و سابقه آن به هفتهها قبل باز ميگردد كه تئوريپردازان جريان دوم خرداد به رسانههاي خود تكليف كردند بايد ناطق را از صف اصولگرايان - با هدف چندپاره كردن اين طيف– جدا كرده و به دامان اصلاحطلبان بكشانند.
مثلث وهمآلود اما طلايي!
اما مصادره ناطقنوري توسط اصلاحطلبان نخست از آنجايي كليد خورد كه يكي از روزنامههاي اصلاحات خبر از «مثلت طلايي» جماعت دوم خرداد داد و بلافاصله پس از آن ديگر روزنامههاي اين جريان روي همين محور كار كردند. اوايل تيرماه تلاش هماهنگ و هدفمند روزنامههاي زنجيرهاي با «ائتلاف طلايي خاتمي، ناطق و هاشمي» وارد مرحله جديدي شد و در آن تلاش شد تا قرابت فكري – سياسي اين سه شخصيت به عنوان مهمترين عامل موفقيت طيف دوم خرداد عنوان شود. در همان ابتدايي كه اين سناريو مورد توجه جريان تجديدنظرطلب قرار گرفت، يكي از رسانههاي مكتوب وابسته به جريان تجديدنظرطلب با عبارت «ائتلاف آيتالله هاشمي، سيدمحمد خاتمي و ناطقنوري» تيتر «مثلث طلايي بزرگان در انتخابات مجلس؟» را برجسته كرد.
مصادره رسمي ناطق
در ادامه اين حركت سياسي، اين جريان رسانهاي تلاش كرد تا مواضع عادي و بدون حاشيه ناطق را علم مخالفت وي با جريان اصولگرايي نشان دهد و اينگونه تلقين شود كه ناطق ساز جدايي از بزرگان جريان وفادار به انقلاب و نظام را كوك كرده و هر لحظه در پي آن است تا عليه اصولگرايان به پيكار برخيزد. بخشي از تيتر روزنامههاي زنجيرهاي در تيرماه امسال كه شروع مصادره ناطق بود، از اين قرار بود:
«انتقادات صريح شيخ نور، كنايه ناطق به تلويزيون»، «ناطقنوري، رودربايستي تملق و باندبازي به انقلاب آسيب ميزند»، «ناطق عليه سكوت مصلحتآميز، بيتالمال را بدون حيف و ميل به بقيه بخشيدند»، «ناطقنوري: تملق مثل موريانه به انقلاب آسيب ميزند»، «ناطق در مراسم شب قدر: مردم ميپرسند تكليف حيفوميل ميلياردي چه شد؟»، «آسيب تملق وباندبازي به انقلاب از نگاه ناطق» و «پس چه زماني بايد حساب بيتالمال رسيدگي شود، شب كنايههاي ناطق.»
اعتماد يكي از روزنامههاي تجديدنظرطلب بود كه با تيتر «ناطق عليه سكوت مصلحتآميز» آورده بود: «شيخ اصولگرايان از يك جا ماند، اما از جاي ديگر رانده نشد. علياكبر ناطقنوري خيلي وقت است كه ديگر عطاي همنشيني اصولگرايان را به لقايش بخشيده است. او چند سالي ميشود كه ترجيح داده با رقيب سال 76 خود همراه باشد تا با حاميان آن روزش. هر چقدر هم همان حاميان تلاش كردند تا او را به اردوگاهي كه خود پي آن را قوام بخشيده بود، برگردانند، فايده نداشت.»
اين روزنامه دليل جدايي ناطق از اصولگرايان و پيوستن به اصلاحطلبان را سخنان ناطق در شبهاي قدر در حرم امام خميني ميداند و مينويسد: «حالا حرفهاي اخيرش هم بيشتر از قبل رنگ و بوي جدايي دارد. جدايي كه نه، او چند سالي است كه از اصولگرايان جدا شده. بيشتر حرفهايش حكايت از افزايش فاصلهها دارد؛ در روزهايي كه برخي در جامعه روحانيت مبارز، تشكلي خالي از چهرههايي چون او يا هاشميرفسنجاني و حسن روحاني، چشم آيتالله مهدويكني را دور ديدهاند و حرف از نزديكي با جبهه پايداري ميزنند، ناطقنوري حرف از محاكمه مسئولان قبلي به ميان ميآورد. سخنان شنبه شب ناطقنوري هيچ نشاني از رغبت او براي بازگشت به اردوگاه اصولگرايي نداشت.»
ناطق در تيررس اصلاحات باقي ميماند
آنچه مهم مينمايد اين نكته است كه با توجه به رويكرد چند ماه اخير جماعت تجديدنظرطلب در قبال ناطق نوري، وي همچنان مورد توجه رهبران اين جريان با هدف به تفرقه كشاندن اصولگريان باقي خواهد ماند و در فرصتهاي مناسب - نظير آنچه امروز به عنوان انتخاب رئيس مجلس خبرگان رهبري است – تلاش ميكنند تا از وجود وي استفاده بهينه كنند و دنباله اين بازي سياسي تا انتخابات سال آينده ميتواند ادامه داشته باشد.