مراتب هشتگانه:
خواندن خبري در هشت قسمت را به شما توصيه ميكنم، از نبودن شروع ميشود و به بودن ختم ميشود اما مسئله اين نيست! ميپرسيد مسئله چيست؟ خب خبر را با هم همخواني ميكنيم، تا بگويم دردم چيست. تا گفتم سه! شروع ميكنيم. يك، دو، سه:
1- سه سال است كه يك دكل حفاري گم شده است.
2- دكل موسوم به گم شده در زمان دولت دهم با ۸۰ ميليون دلار از كشور تركيه خريداري شده است.
3- اين دكل در سال ۹۰ از تركيه خريداري شده و تاكنون هيچ كس از آن اطلاعي ندارد.
4- نادر قاضي پور عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس گفته برخي اخبار از فعاليت دكل نفتي به نام «دين» در يكي از كشورهاي همسايه حكايت ميكند.
5- براي شفاف شدن موضوع مفقودي دكل نفتي نامهاي با امضاي ۱۰ نماينده مجلس تدوين شده كه اين نامه به هيئت رئيسه مجلس تقديم شده و هيئت رئيسه، رئيس كميسيون انرژي را مأمور به بررسي اين موضوع كرد.
6- كميسيون صنايع و معادن مجلس يادآور شده در حال جمعآوري اطلاعات درخصوص خبر مفقود شدن دكل نفتي از وزارت نفت و شركت تأسيسات دريايي است.
7- حميد حسيني عضو هيئت مديره اتحاديه صادركنندگان فرآوردههاي نفتي گفته امكان گم شدن دكل وجود ندارد ممكن است پول داده باشند و دكل را تحويل نگرفته باشند.
8- حيدر بهمني مدير عامل شركت ملي حفاري ايران در خصوص سرانجام دكلي كه گفته ميشود گم شده، گفته: اين دكل هيچ ارتباطي با شركت ملي حفاري حفاري ندارد و اساساً ما چيزي در زمينه گم شدن دكل حفاري نشنيدهايم. او گم شدن دكل در شركت ملي حفاري را تكذيب كرده و افزوده: در حال حاضر ۷۰ دكل در اين شركت فعال است. دكلهاي شركت ملي حفاري يا ساخت داخل يا امريكايي، چيني و اروپايي هستند و هيچكدام نيز به لحاظ كيفيت و كارايي مشكلي ندارند.
9 ـ البته همين اخبار را درباره قطعات هواپيما هم ميشود درج كرد كه ظاهراً بحث 400 ميليون دلار بوده اما براي اجتناب از سياه نمايي به آن نميپردازيم
ضربالمثلهاي نُه گانه:
چند ضربالمثل در مورد مفقود شدن، دزدي يا هر چيزي كه بشود در مورد فقدان چيزي گفت كه بايد الان ميديديمش و نميبينيمش به ياد ميآوريد؟ چند تا از نشنيدههايش را من مينويسم. چند تا از شنيدههايش را شما حدس بزنيد تا بعد من داستان يكي از اين ضربالمثلها را برايتان تعريف كنم. همهاش را كه نميشود گفت؟ ميشود؟ نه! نميشود...
1- دزدي، آن هم شلغم.
2- اگر كبك قهقهه بيجا نكند، كسي چه ميداند كجا پنهان شده است.
3- آفتاب همانجايي تابيد كه دلخواه دزد بود.
4- صد رحمت به كفن دزد اولي.
5- خدا تو را شفا بدهد، بگذار ما هم دزد باشيم.
6- دزد حاضر بز حاضر.
7- اگر دزدي را در جواني به دار آويزي، در پيري ديگر دزدي نخواهد كرد.
8- دزد به يك راه ميرود، صاحب مال به هزار راه.
پس نهمي چي شد؟
ضربالمثل نُهم. چي؟ ننوشتمش. خب ايرادي ندارد! مينويسم و با هم ميخوانيم: يكي از ثروتمندان، ميهماني باشكوهي ترتيب داد و از همه اشراف و مقامات بلندپايه شهر دعوت كرد تا در ميهمانياش شركت كنند. همه ميهمانان خوشحال به نظر ميرسيدند. انواع و اقسام غذاها، ميوهها، نوشيدنيها، شيرينيها و خوردنيها، براي پذيرايي از ميهمانان آماده شده بود. خدمتگزاران از ميهمانان پذيرايي ميكردند. يكي از خدمتگزاران بيمار و ضعيف بود و قدرت حركت زيادي نداشت. به همين دليل كارش اين شده بود كه گوشهاي بنشيند و كفش ميهمانان را جفت كند. ناگهان يكي از ميهمانان با صداي بلندي گفت: «ساعتم! ساعت طلاي گران قيمتم نيست.» كسي باور نميكرد كه حتي يكي از آن ميهمانان ثروتمند و با شخصيت دزد باشد. صاحب ساعت گفت: «بله حتماً يك نفر آن را دزديده است. من ساعت طلايم را با خودم به اينجا آورده بودم. مطمئنم، همين نيم ساعت پيش بود كه به ساعتم نگاه كردم ببينم ساعت چند است.» صداي اعتراض همه بلند شده بود كه ناگهان يكي از ميهمانان رو كرد به بقيه و با صداي بلند گفت: «ما آدمهاي با شخصيتي هستيم. مسلماً دزدي ساعت كار هيچ يك از ما نيست. اما من فكر ميكنم دزد ساعت را پيدا كردهام.» پيش از اينكه صاحب ميهماني واكنشي از خود نشان بدهد، خدمتگزاران ديگر به سر آن خدمتگزار بيچاره ريختند و تمام سوراخ سمبههاي لباسش را جستوجو كردند. خدمتگزار بيچاره كه گناهي نداشت، با ناله گفت: اگر پيش همه شرمندهام، پيش دزد رو سفيدم. لااقل يك نفر توي اين جمع هست كه به بيگناهي من اطمينان دارد. و او كسي جز دزد ساعت طلا نيست. خيلي زود ساعت طلا از توي جيب بغل ميهمان ثروتمند پيدا شد.