درباره بسيارى از اصحاب، مخصوصا جوانان، روايت شده كه وقتى براى اجازه گرفتن نزد حضرت مىآمدند، حضرت به نحوى تعلل مىكرد (مثل داستان قاسم كه مكرر شنيدهايد) ولى وقتى كه على اكبر مىآيد و اجازه ميدان مىخواهد، حضرت فقط سرشان را پايين مىاندازند و جوان روانه ميدان شد...
شب و روز هشتم ماه محرم بنابر سنت تاریخی به حضرت علی اکبر فرزند رشید امام حسین (ع) تعلق دارد؛ جوانی که خلقاً و خلقاً شبیهترین مردم زمان به پیامبر (ص) بود اما لقمههای حرام چشم اشقیا را کور کرده بود تا فرزندان رسول خدا را با خون رنگین کنند و این جوان رشید نیز اینچنین در خیل شهدای کربلا جای گرفت و در مسیر حق در اوج مظلومیت به شهادت رسید.
در مورد زندگانی حضرت علی اکبر(ع) نیزاختلاف است مثلا سن ایشان را برخی زیر20سال وبرخی 25 یا 27 یا 29 سال نوشته اند. ایشان چهره ای نورانی و پیشانی پهن داشتند که موهای ایشان از روی نرمه ای گوش بیشتر نبوده است. این خصوصیات ظاهری ایشان است که خصوصیات ظاهری برای ما نسبت به خصوصیات اخلاقی از درجه اهمیت کمتری برخوردار است.
در وصف فضایل حضرت علی اکبر(ع) همین بس که دشمنان مدحش کردند چه رسد به دوستان. مورخین نقل کردهاند زمانی که لشکرعمر سعد چهره حضرت را دیدند گفتند: فتبارک الله احسن الخالقین. این قدر حضرت علی اکبر شبیه پیامبر(ص) بودند که لشکر عمر سعد گمان کردند پیامبر(ص) است که حضرت علی اکبر(ع) فرمود: «انا علی بن الحسین بن علی(ع)» و بعد بحث ولایت و توحید را عنوان کرد و فضایل امام حسین(ع) را توصیف فرمود.
فضایل حضرت علی اکبر(ع) به قدری بود که در زیارت عاشورا به ایشان سلام داده شده است: «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین» لفظ علی بن الحسین اشاره به وجود با برکت حضرت علی اکبر(ع) دارد و قبر حضرت نیز پایین قبرامام حسین(ع) است.
حضرت علی اکبر(ع) از نظر اخلاق هم شبیه ترین فرد به پیامبر(ص) بوده است. از نظر منطق هم شبیه ترین فرد به پیامبر(ص) بوده است. گفتار پیامبر به فرموده قرآن از روی هوای نفس نبوده امام حسین در وصف علی اکبرفرمود: «علی اکبر شبیه ترین فرد از نظر گفتار به پیامبراست یعنی ماینطق علی الهوی (بدون هوای نفس)است» و درادامه فرمود: «وکنااذاشفقناالی بنیک نظرناالی وجهه / خدا این پسر را با این ویژگی به میدان می فرستم هرگاه دلمان برای پیامبرتنگ می شد، به جمال او نگاه می کردیم.»
حضرت علی اکبر(ع)چنان مقام ویژه ای نزد امام حسین (ع) داشت که ایشان علی رغم آنکه هیچ گاه نفرین نکرده بود، بعد از شهادت حضرت علی اکبر(ع) بر لشکریان یزید نفرین کرد و فرمود: «قطع الله رحمک» و نفرین کرد که خدا عمرسعد را مقطوع النسل کند.
نوشتهاند تا اصحاب زنده بودند، تا يك نفرشان هم زنده بود، خود آنها اجازه ندادند يک نفر از اهل بيت پيغمبر، از خاندان امام حسين، از فرزندان، برادر زادگان، برادران، عموزادگان به ميدان برود. مىگفتند اجازه بدهيد ما وظيفهمان را انجام بدهيم، وقتى ما كشته شديم خودتان مىدانيد. اهل بيت پيغمبر منتظر بودند كه نوبت آنها برسد.
وقتی آخرين فرد از اصحاب اباعبد الله شهيد شد، يك مرتبه ولولهاى در ميان جوانان خاندان پيغمبر افتاد. همه از جا حركت كردند. نوشتهاند: «فجعل يودع بعضهم بعضا» شروع كردند با يكديگر وداع كردن، خداحافظى كردن، دست به گردن يكديگر انداختن، صورت يكديگر را بوسيدن.
از جوانان اهل بيت پيغمبر اول كسى كه موفق شد از اباعبد الله كسب اجازه كند، فرزند جوان و رشيدش على اكبر بود. اين جوان خدمت پدر آمد و گفت: «پدر جان! به من اجازه جهاد بده.» درباره بسيارى از اصحاب، مخصوصا جوانان، روايت شده كه وقتى براى اجازه گرفتن نزد حضرت مىآمدند، حضرت به نحوى تعلل مىكرد (مثل داستان قاسم كه مكرر شنيدهايد) ولى وقتى كه على اكبر مىآيد و اجازه ميدان مىخواهد، حضرت فقط سرشان را پايين مىاندازند و جوان روانه ميدان شد.
سلام بر حسین
یا جدا سلام
منتظر تشکیل سپاه سادات هستیم تا بیاییم وانتقام خونت را از فرزندان یزید که خود را داعش معرفی میکنند بگیریم.
سردار سیلیمانی عزیز چشم امیدمان به شما است تشکیل لسگر سادات را فرا خوان بدهی.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است