
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه يازدهم فروردينماه امسال پسري به نام ناصر همراه پدرش در حالي كه مردي افغان را دستگير كرده بودند، او را به مأموران كلانتري مشيريه تحويل دادند. ناصر گفت: احتمال ميدهيم مرد افغان كه «بسم الله» نام دارد و به ميثم معروف است، مرتكب قتل شده باشد. او توضيح داد: مدتي قبل با ميثم آشنا شدم تا اينكه ساعتي قبل تماس گرفت و گفت حاضر است در قبال حمل يك قطعه فرش به ورامين يك ميليون تومان پرداخت كند. من هم با ماشينم به نشاني كه داده بود رفتم و از داخل خانهاي، فرشي را كه طنابپيچ شده بود داخل خودروي پرايدم منتقل كرد. بعد هر دو به طرف ورامين حركت كرديم تا اينكه در بين راه خواست به جاده فرعي بروم. من به رفتارش مظنون شدم و به بهانهاي پياده شدم و با پدرم تماس گرفتم و ماجرا را شرح دادم. نشاني جاده را به پدرم دادم و به مسيرمان ادامه داديم. لحظاتي بعد به درخواست مرد افغان كنار كانال آب توقف كردم و او فرش را به داخل كانال انداخت. همان لحظه متوجه قطرههاي خون در فرش شدم. در راه بازگشت بوديم كه پدرم همراه دوستانش از راه رسيد و مرد افغان را بازداشت كرديم. حالا هم احتمال ميدهيم او كسي را به قتل رسانده باشد.
بعد از مطرح شدن شكايت، مأموران پليس در محل حاضر شدند و بعد از كشف فرش و گشودن طنابهاي آن، با جسد مردي جوان، در حالي كه با ضربات چاقوكشته شده بود، مواجه شدند.
بعد از كشف جسد، مرد افغان مورد تحقيق قرار گرفت. او با طرح ادعايي گفت: ساعتي قبل مردي از من خواست تا در قبال دريافت 2 ميليون تومان فرش را از شهر خارج كنم. من هم قبول كردم.
در شاخه ديگري از بررسيها مأموران با كمك شاهد ماجرا، راهي خانهاي شدند كه فرش را از آن خارج كرده بودند. بررسيها نشان داد كه جسد متعلق به مرد صاحبخانه است كه سهراب نام دارد. همسرم مقتول وقتي مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: عصر امروز شوهرم وقتي از خانه خارج شد گفت براي خريد زعفران با يكي از دوستانش قرار دارد. بعد از آن هرچه با تلفن همراهش تماس گرفتم گوشي او خاموش بود تا اينكه از ماجراي قتل باخبر شدم. ثريا گفت: من مرد افغان را نميشناسم و او را نديده بودم.
مأموران پليس بعد از بررسي تماسهاي ثريا متوجه شدند كه او از مدتي قبل با مرد افغان تماس داشته است و براي اجراي نقشه قتل برنامهريزي كرده بودند. پس از آن بود كه هر دو به قتل اقرار كردند.
مرد افغان گفت: مدتي قبل بود كه شماره ثريا را به دست آوردم و مدام با او تماس ميگرفتم تا اينكه موفق شدم او را فريب دهم. ثريا ميگفت شوهرش او را اذيت ميكند به خاطر همين پيشنهاد دادم تا او را به قتل برساند.
ابتدا مخالفت كرد اما وقتي اصرارهايم را ديد موافقت كرد. عصر روز حادثه كليد خانهشان، همراه ميلهاي آهني در اختيارم گذاشت و خودش راهي پارك شد. من در حالي كه چاقو تهيه كرده بودم وارد خانه شدم و منتظر سهراب ماندم. وقتي وارد خانه شد با ميله به او حمله كردم اما مقاومت كرد. بعد چاقو كشيدم و چند ضربه به او زدم تا اينكه كشته شد. بعد از حادثه راهي پارك شدم و ماجرا را براي ثريا تعريف كردم. ثريا از من خواست براي خارج كردن جسد هم به او كمك كنم كه قبول كردم. دوباره راهي خانهاش شدم و جسد را ميان يك فرش طنابپيچ كردم و با ناصر تماس گرفتم. ادعا كردم كه قصد دارم فرش را به خانه يكي از دوستانم ببرم اما در ميان راه به من مظنون شد و سرانجام مرا تسليم پليس كرد.
ثريا هم وقتي مورد تحقيق قرار گرفت حرفهاي مرد افغان را تأييد كرد. بعد از كامل شدن تحقيقات، بازپرس مرد افغان را به اتهام مباشرت در قتل و رابطه نامشروع و ثريا را به اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع مجرم شناخت و پرونده با صدور كيفرخواست روي ميز هيئت قضايي شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. دو متهم به زودي پاي ميز محاكمه حاضر ميشوند.