ابوي ميگويد: چاي را دم كن من بروم تحقيق و زودي بر ميگردم!
ميگويم: پس بالاخره قبول كرديد كه بيايند خواستگاري من! من چايي نميآورم. گفته باشم.
ميگويد: پسر بزرگ كردهايم فكر ميكند دختر است! خير جانم. كاسبي كساد است. روزنامه هم كه وصل به خزانه دولت نيست. براي همين ميروم تحقيق كنم شايد در روزنامههاي همساده فرجي شد.
ميگويم: يعني فكر ميكنيد با اين لاطائلاتي كه مينويسيم زمينه همكاريمان با روزنامههاي وصل به خزانه تدبيريان جور است؟ كجاي عالم به اينجور كارها محل ميگذارند! تازه وقتمان كجا بود؟ پول زير ميزيمان كجا بود؟ سهميهمان كجا؟
ميگويد: هيس! دارم الگوبرداري ميكنم. گندش را بالا نياور! مگر نشنيدهاي رئيس انجمن سرمايهگذاريهاي مشترك ايراني وزارت صنايع و معادن ايران گفته زمينههاي سرمايهگذاري ايران در اقتصاد كشورهاي آسياي مركزي فراهم بوده اما نياز به تحقيق و مطالعات بيشتري دارد.
ميگويم: دختره نپره! خواستگار ديگه نيادش. مثل مالزي كه بازار روغن صادراتي ايران را در دنيا قبضه كرد! برويد... يا شانس يا اقبال.
ميگويد:وارد حوزه تخصصي من نشو. الان از آن يكي جهش كردم به اين يكي! حالا الگويم تركان شده است. آخر گفته مناطق آزاد كشور تخصصي شدهاند. مثلاً محور اصلي اقتصاد كيش صنعت گردشگري است و محور اصلي اقتصاد منطقه آزاد چابهار ترانزيت و حمل و نقل بينالمللي تعريف شده است.
ميگويم:اي عجب. پس چرا در خفا آن كار ديگر ميكنند؟
ميگويد: چه خفايي. خود تركان بعدش گفته مديريت اصلي اقتصادي با كسب و كار اصلي و محوري هر منطقه است اما هر منطقه بر حسب مورد وارد حوزههاي غيرتخصصي هم شدهاند.
ميگويم: پس به اين ميگويند مديريت جهشي. خوب است كه آدم با اين يال و كوپال بتواند از تخصصي بپرد روي غيرتخصصي و بالعكس!
ميگويد: در تأييد فرمايش تو جانم برايت بگويد كه نوبخت هم به جهش معتقد است. نوبخت گفته جهش در برنامههاي ششم و هفتم ضروري است؛ چراكه برنامه چهارم توسعه را پشت سر گذاشته و برنامه پنجم نيز سال ديگر تمام ميشود و به اين صورت نيمي از زمان اجراي افق چشم انداز 1404 كه بايد از 1384 تا 1404 طي ميكرديم را سپري كردهايم اما هنوز به نيمه راه نرسيدهايم. ميگويم: باز خدا را شكر براي جهش نياز به تحقيق نداريم. امر خير كه تحقيق نميخواهد!
ميگويد: اين يكي برعكس است. نوبخت گفته قطعاً نيازمند بازنگري در فعاليتهاي مربوط به حدود ربع قرن گذشته هستيم؛يعني بايد برويم به جاي تحقيق در آينده، تحقيق در گذشته كنيم! البته نميدانم اين حرف را در مورد جهش گفته يا علم جهش يا دستگاه جهش يا ...
ميگويم: اين تحقيق و تخصص و جهش و بازنگري عجب مقولات پيچيدهاي هستند! ميگويد: بله. به عنوان مثال اگر ما تحقيق ميكرديم در مورد توليد پارچه مشكي و تخصص توليدش را پيدا ميكرديم و جهش ميكرديم به سمت آن امروز مجبور نبوديم كه خودمان را بازبيني كنيم و به قول رئيس اتحاديه طاقهفروشان قماش 95 درصد پارچههاي مشكي براي دوخت چادر و لباس در كشور وارداتي باشد. ميگويم: حال آن هواپيمايي را دارم كه ظهر دوشنبه در فرودگاه مهرآباد به علت باز نشدن چرخهايش فرود اضطراري كرد. . .
ميگويد: كدام هواپيما؟ كدام فرود؟ كدام علت؟كدام مهرآباد؟ كدام دوشنبه؟ ميگويم: نگفتند. خبررساني در همين حد بود. بايد برويم تحقيق. البته تخصصش را نداريم. شايد يكي دو سال جهشي خوانديم. بعد بر ميگرديم و بازبيني ميكنيم صحنه را. البته اگر صحنه تا آن موقع به هم نخورده باشد. ميگويد: مقوله طنز از اقتصاد پيچيدهتر است. بيا جايشان را عوض كنيم! من طاقت ندارم...