احمدي سابقه زيادي از حضور در بسيج اساتيد و بسيج طلاب دارد و تجربههاي زيادي از فعاليتهاي فرهنگي و علمي در اقشار بسيج دارد. با او درباره فعاليتهاي بسيج اساتيد و نقش آن در زمينه جنگ نرم و مقابله با هجوم فرهنگي دشمن گپ وگفتي انجام داديم كه در ادامه پيش رو داريد.
بسيج اساتيد و بسيج دانشجويي دو قشري از بسيج هستند كه در دانشگاه فعاليت ميكنند و به همين دليل اشتراكات زيادي با هم دارند. ولي وقتي به فعاليتهاي هر دو قشر نگاه ميكنيم بسيج دانشجويي را خيلي فعالتر از بسيج اساتيد ميبينيم. چه چيزي ميتواند دليل اين موضوع باشد؟
من چون شرايط حضور در هر دو قشر بسيج را درك كردهام اين را ميگويم كه شرايط بسيج اساتيد با بسيج دانشجويي تفاوتهاي بسياري دارد. حضرت امام در يك زمان و بعد از جنگ تحميلي دستور تأسيس بسيج طلاب و دانشجويي را داد ولي بسيج اساتيد بعد از مدتها شكل گرفت و پايگاه و جايگاه خود را پيدا و مستحكم كرد. زمان شروع كار بسيج اساتيد خيلي كمتر از بسيج دانشجويي است و از اين لحاظ نميشود اين دو را با هم مقايسه كرد. مثل اين ميماند كه بگوييد فردوسي بالاتر است يا سعدي. هر كدام در يك عرصهاي كار ميكنند و هر كدام بايد در جايگاه خودشان سنجيده شوند. بسيج اساتيد ميتواند كارهاي زيادي انجام دهد. بسيج اساتيد بايد راهكار دهد و به عنوان نمونه تهديدهاي موجود در شبكههاي اجتماعي را به فرصت تبديل كند. به واقع ميشود از شبكههايي مثل وايبر و واتسآپ و لاين استفادههاي ابزاري خوب و مفيد كرد. گروههاي مختلفي تشكيل شود و ارتباطات خوبي شكل بگيرد.
تفاوت عمده اين دو قشر در كجاست؟
اين دو قشر تفاوتهاي عمدهاي با هم دارند. بسيج دانشجويي در حوزه دانشجويي و دانشجويان فعاليتهاي ميداني دارد ولي در بسيج اساتيد فعاليت ميداني مدنظر نيست و بيشتر بر روي فعاليتهاي فكري و نظري تأكيد است. امروز مقام معظم رهبري دغدغههاي بسياري را در زمينه دانشگاه مطرح كردهاند و اساتيد بايد اين موارد را رصد كنند، در موردش مقاله بنويسند، قلم بزنند و مصاحبه داشته باشند. اين اتفاق الان هم در ميان اساتيد بسيجي در حال رخ دادن است. الان دورههاي جنگ نرم و فعاليتهاي خوبِ زيربنايي به خوبي انجام ميشود. در ضمن دانشجويان فراغت بيشتري از اساتيد دارند. چندين بار قرار بود اساتيد دور هم جمع شوند ولي امكانش به وجود نيامده است. نه اينكه نخواهند يا عشق نداشته باشند بلكه فرصتي پيش نيامده است. همكاران يا هيئت علمياند يا مشغول تدريس هستند و يا مشغول پژوهش و تحقيق.
رهبر انقلاب اساتيد را فرماندهان جنگ نرم معرفي كردهاند. بسيج اساتيد در حوزه جنگ نرم در چه زمينههاي ديگر اجتماعي ميتواند نقش داشته باشد؟
فعاليت اساتيد فقط معطوف به فضاي مجازي نيست. اساتيد ارتباط مستقيمي با دانشجويان دارند و اگر بدترين استاد سركلاس برود و دانشجو قبولش هم نداشته باشد تجربه چندين ساله من ميگويد كه دانشجو خود به خود الگويي را از استاد خودش ميگيرد. استاد در فضاي دانشگاه واقعاً ميتواند تأثيرگذار باشد. كافي است يك روز ولادت يا هفته دفاع مقدس را يك استاد فقط تبريك بگويد و يادي از شهيدان و رزمندگان بكند، اين كار تأثيرش خيلي بيشتر از همايشها و سخنرانيهاست.
به نظر شما بسيج اساتيد توانسته است از اين فرصت به خوبي استفاده كند؟
بسيج اساتيد ميتواند در اين عرصه نقش داشته باشد. ميتواند در عرصه گفتمانها و كرسيهاي آزادانديشي كه مقام معظم رهبري تأكيد زيادي روي آن دارد، فعاليت كند. ما ترم گذشته سه كرسي آزادانديشي برگزار كرديم. موضوع اولين كرسي اين بود كه «آيا ولايت فقيه تعريف جديدي از حكومت است يا خير» و خيليها ميگفتند وارد چنين بحثي نشويد. وقتي همه جا صحبت از دموكراسي و ديكتاتوري است ميخواستيم بررسي كنيم كه آيا تعريف سومي از مردمداري ديني و اداره جامعه وجود دارد يا نه. سه كلاس را تلفيق كرديم و اين موضوع را مطرح و اعلام كرديم خودمان هيچ نظري نداريم و افراد آزادانه ميتوانند حرفهايشان را بزنند. بعد از 10دقيقه بحث خوبي شكل گرفت. نكتهاي كه خيلي برايم جالب بود چند نفر كه مخالف تعريف جديد ولايت فقيه در حكومت بودند وقتي جلسه تمام شد آمدند رويم را بوسيدند و گفتند كه خيلي كيف كرديم. ميگفتند ما مريد ولايتيم. اتفاقاً ما به عنوان مخالف نظريه تعريف جديد ولايت فقيه در حكومت آمديم تا ببينيم دوستانمان چيزي براي عرضه دارند و اگر روزي قرار بر دفاع از ولايت فقيه باشد آيا توانايياش را دارند يا نه. گفتم وقتي مقام معظم رهبري روي اين موضوع تأكيد دارد معلوم است تأثيرش را اينگونه خواهد گذاشت. اساتيد به راحتي ميتوانند وارد چنين مباحث و جلساتي شوند و از هيچ چيزي هم نبايند بترسند. من چند تجربه داشتهام كه همگي خوب و موفق بوده است. اساتيد بسيجي ميتوانند در اين عرصه ورود كنند و متأسفانه كمي كم كاري در اين مورد ميبينيم.
امروز ميزان جذب اساتيد در دانشگاهها چه اندازه است؟ آيا اساتيد از حضور در بسيج استقبال ميكنند؟
پيشنهاد من اين است ابتدا بايد فضاي خوبي براي جذب آماده شود. اساتيد خاكستري دغدغههايي دارند و بايد مسائل برايشان روشن شود. موضوع مهم بعدي اين است كه پرچم بسيج اساتيد بايد در دانشگاه بالا باشد تا عدهاي زير اين پرچم بروند. از نظر بودجه بايد به بسيج اساتيد كمك شود. خودم چون در عرصه فرهنگي كار كردهام مسائل و مشكلاتش را ميدانم. اساتيد را نميشود در زمان استراحت بين كلاسها جذب كرد. ميشود به بهانه اردو يا نشستي استادان را دور هم جمع كرد و نظراتشان را جويا شد. اما وقتي بودجه نباشد نميشود كار زيادي انجام داد.