کد خبر: 683529
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۳ - ۱۳:۳۷
سناريوهاي غربي با تربيت بومي كمرنگ مي‌شود
با باز كردن در ورودي آپارتمان، صداي آواز بچه‌اي به گوشم رسيد كه فضاي مجتمع را پركرده بود.
ايوب خرمي

صاحب اين صدا و واحد سكونت خانواده كودك را از خانواده‌ام جويا شدم كه گفتند «پسر يكي از همسايه‌هاست كه رؤياي خوانندگي و استار شدن دارد به اميد اينكه يك روز براي مسابقه خوانندگي يك شبكه ماهواره‌اي به خارج از كشور سفركند...». شنيدن همين چند جمله كافي بود تا ذهنم پر از سؤالاتي شود كه هر كدام مي‌توانستند جوابي براي ابهامات من باشند و فكرم را به طرفي ديگر جهت دهد.

اما سؤالي كه بيش از همه ذهنم را به خود مشغول كرد، عاملي بود كه بزرگ‌ترين نقش كليدي خود را به اين نوجوان تحميل كرده بود. مي‌خواستم بدانم چه چيز باعث شده كه خوانندگي و رفتن به يك مسابقه ماهواره‌اي همه فكر و مهم‌ترين آرزوي دست‌يافتني‌ اين كودك بشود؟

پديده‌هاي نوظهوري در چند سال اخير به تدريج سبك زندگي خانواده‌هاي ايراني را نشانه رفته‌اند و مانند تيرهاي رها شده‌اي مركز سيبل خانواده‌هاي فرهنگي و مذهبي ايراني را نشانه رفته‌اند؛ هدف‌هايي كه هيچ مانعي را در مسيرشان نمي‌بينند. همه اين پديده‌هاي نوظهور و مخرب حاصل حاكميت فرهنگ غرب بر فضاي مجازي و رسانه‌هايي است كه در پوشش رسانه‌هاي همزبان ما روي كانال‌هاي ماهواره يا امواج اينترنتي مي‌روند. با يك تأمل ساده مي‌شود به اين نتيجه رسيد كه اين فرهنگ ماهواره‌اي، مجازي و وارداتي توانسته برخي از جوانان ما را به يك عضو منفعل تبديل كند كه براي رسيدن به آمال واهي‌ به همه تعلقات خود در داخل كشور پشت پا بزند و به اميد ديدن خود در دنيايي از تصوير خود‌ساخته پوشالي راهي كشوري غريب شود.

مصداق‌هايي از اين قبيل هرچند انگشت‌شمار در چند سال اخير در كشور ما ديده و باعث شده ساختار زندگي ايراني ـ اسلامي قالب فرهنگ غرب به خود بگيرد.

فرهنگ وارداتي كه دم از به‌روز شدن و تغيير زندگي پويا و منفعل و سالم مي‌زند عاري از هر نوع تناسب با فرهنگ، آداب، رسوم و عرف جامعه ايراني است. با اين تفاسير كار چندان آساني براي فرهنگ‌سازي بومي قشرجوان نداريم و خطري جدي بنيان خانواده و نسل آينده را تهديد مي‌كند. پيروي نوجوانان و جوانان از فرهنگ غرب بدون هيچ قانوني انجام مي‌شود و بخش كوچكي از اين قشر متأسفانه معيارهاي اخلاقي و حقوقي خانواده و جامعه را مراعات نمي‌كند. ادامه اين روند رفتاري از سوي جوانان باعث مي‌شود كانون‌هاي ارتباطي او با اعضاي خانواده و جامعه براي او بيگانه، غيرقابل اعتماد و غريب شود.

دامنه تأثيرپذيري اين هنجارها كه به قول نسل جوان، مدرن هم هست آنقدر فراگير و پوياست كه مي‌تواند تربيت چندين ساله نهاد خانواده (والدين) را زير سؤال ‌برد. اما سؤال اينجاست كه در اين موارد چاره كار چيست؟ براي نسل جوان كه در كمترين زمان بيشترين تناسب و پذيرش را با هر نوع فرهنگ غربي از خود نشان مي‌دهد بايد چه چاره‌اي در پيش گرفت؟ در اين مورد بهتر است از اصل مهارپذيري يا پيشگيري قبل از درمان استفاده كنيم.

متأسفانه با فراگير شدن ورود اين نوع فرهنگ به زندگي جوانان شاهد هستيم كه سبك زندگي جوانان ايراني در واقع به معجوني از خرده فرهنگ‌هاي غربي تبديل شده است؛ خرده فرهنگ‌هايي كه جوانان را به فريب‌خوردگان تبديل مي‌كند. مطابق با اين ديدگاه، جهاني شدن فرهنگ‌هاي جوانان به معني همگون شدن آنها با فرهنگ جوانان غربي است و اين فرآيند طوري نمايان مي‌شود كه اين فرهنگ تحميلي است و به جوانان راهكار و ايده مي‌دهد و به عنوان رهبري مقتدر تمام سبك زندگي و نيازهاي ارزشي او را برآورده مي‌كند. خرده فرهنگ‌هاي غربي كه در شخصيت رفتاري جوانان ديده مي‌شود باعث پديدار شدن نوعي بيماري به نام آنومي و به عبارتي بي‌هنجاري در زندگي جوانان مي‌شود.

ابزارهاي سنگين غرب‌ مانند اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي، پوشش و عادات غذايي اين جوانان را تغيير داده است. اين مسئله باعث شده هجمه فرهنگ وارداتي بر جوانان حالت مضاعف به خود بگيرد و جوانان تحت تأثير قهرمانان فيلم‌‌هاي خارجي و خوانندگان قرار گيرند و به تقليد از سبك زندگي آنان تشويق و ترغيب شوند.

نهادها و سياستگذاران فرهنگي كشور در وهله اول بايد جوانان را در برابر تهاجم فرهنگ غرب حمايت و حراست كنند. در اين راستا حمايت‌گرايي فرهنگي بايد در منشور تربيتي نسل جوان به وسيله حفظ هويت و انتقال فرهنگ كشور از طريق اتكا به فرهنگ بومي، دور نگه‌داشتن جوانان از تشبيه، همانندگردي و مظاهر نامناسب فرهنگ و تمدن غربي باشد. راهكار ديگر ارزش‌گذاري روي شخصيت‌هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي و ورزشي داخلي است كه از محبوبيت شخصيت‌هاي غربي نزد نسل جوان بكاهد. بومي‌سازي فرهنگي به فراخور نيازهاي ارزشي نسل جوان مانعي مستحكم بر فرهنگ وارداتي ارزشي است و با تكيه بر بومي‌سازي فرهنگ، خلأهاي نيازي و ارزشي نسل جوان بايد مورد توجه قرار گرفته و بررسي شود.

بر اين اساس نسل جوان هنجارهاي ارزشي خود را از طريق فرهنگ داخلي تطبيق و رفع مي‌كند. صدا و سيما به عنوان يك نهاد ارزشي و فرهنگي مي‌تواند شخصيت‌هاي بارز و مردمي را به عنوان الگويي فاخر به نسل جوان معرفي كند. اين نهاد مي‌تواند براي جواناني كه هنجارهاي ارزشي خود را در خوانندگي مي‌بينند و براي دستيابي به آرمان‌هاي خود به فرهنگ بيگانه اعتماد مي‌كنند، خوانندگان سنتي و انقلابي خوبي را به عنوان الگو معرفي كند و با برگزاري همايش و جشنواره‌ها اين قشر از هنرمندان داخلي نيز مورد حمايت قرار گيرند.

توجه كردن به اصول اعتقادي مردم يكي از راهكارهاي اساسي است كه مي‌تواند هنجار ارزشي جوانان را تقويت و نهادينه كند. تعهد و پايبند بودن به اين اصول اعتقادي كه ريشه در اديان و مذهب ما دارد و قرار دادن الگوهاي رفتاري مناسب براي نسل جوان در جهت مورد نياز، باعث پديد آمدن رفتار و افكار ارزشي مي‌شود و اين قشر از جامعه تمام نيازهاي خود را در فرهنگ بومي پيدا مي‌كند. با چنين روندي اتكا بر فرهنگ‌هاي بومي بيشتر براي ما فرصت زاست و ورود فرهنگ وارداتي تهديد‌زا به شمار مي‌رود.

اگر ما فرهنگ را مجموعه‌اي از باورها، ارزش‌ها، نگرش و رفتارهاي آدمي بدانيم، بهترين راه‌حلي كه مي‌تواند اين باورها و رفتارها را اصلاح و فرهنگ را مهندسي كند، سن كودكي و نوجواني است. از آن منظر كه شخصيت افراد در اين سال‌ها شكل مي‌گيرد، دستگاه‌هاي رسمي آموزش و پرورش، دستگاه‌هايي كه در قالب سازمان‌هاي مردم نهاد و نهادهاي مردمي فعاليت مي‌كنند، بايد از ديد فرهنگي به موضوع نگاه كنند. در واقع هر يك از راهكارهاي فرهنگ‌پذيري داخل، نسل جوان را از قالب‌هاي ارزشي غرب طرد مي‌كند و اين قشر را به سوي قالب‌هاي تعريف شده سبك زندگي ايراني - اسلامي هدايت مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها