نتايج چشمگير بانوان در بازيهاي آسيايي 2014 خيليها را به فكر انداخته كه كمبودهاي ورزش در بخش بانوان را برطرف كنند؛ كمبودهايي كه همواره سد راه افتخارآفريني آنها ميشود.
اولين مدال كاروان كشورمان را در بازيهاي آسيايي كه نجمه خدمتي به ارمغان آورد اميدها براي تاريخساز شدن بانوان زنده شد. خوشبختانه انتظارها زياد طول نكشيد و دختران ورزشكار پا به پاي مردان پيش رفتند و مدال گرفتند. در پاراآسيايي نيز شرايط به همين شكل بود و بانوان معلول مدالهاي خوشرنگ زيادي به نام ايران ثبت كردند و شايستگيهايشان را بار ديگر نشان دادند. با اين حال همچنان كمبودهاي زيادي در اين بخش وجود دارد و مسئولان هم فقط وعده و وعيد ميدهند.
وزير ورزش ديروز در جمع بانوان شاغل در دستگاههاي اجرايي به نكاتي اشاره كرد كه ما را برآن داشت تا به برخي از تبعيضهاي موجود در فدراسيونها و رشتههاي مختلف اشارهاي داشته باشيم. همانطور كه دكتر گودرزي گفته، زنان بيش از نيمي از جمعيت جوان كشور را تشكيل ميدهند اما در زمينه توزيع امكانات و منابع در بخش ورزش مظلوم واقع شدهاند و نگاه مردسالارانه به توزيع اين امكانات در كشور حاكم بوده است. البته همين كه مرد اول ورزش كشور وجود تبعيض در اين عرصه مهم را قبول دارد و قصد پنهان كردن واقعيت را ندارد، جاي خوشحالي است منتها هنوز معلوم نيست كه براي از بين بردن اين تبعيضها چه اقداماتي انجام شده است! البته پيدا كردن فرقهايي كه بين مردان و زنان ورزشكار گذاشته ميشود كار چندان سختي نيست.
كافي است سري به تمرينات تيمهاي بانوان در رشتههاي مختلف بزنيد و چند دقيقهاي پاي درد دل آنها بنشينيد تا از حال و روزشان باخبر شويد. بدون شك بسياري از آنها از بيتوجهيها گلايه ميكنند و اينكه چرا همه مسئولان به يك فوتباليست نيمكتنشين بيش از كل بانوان ورزشكار يك تيم ملي كه اتفاقا همگي مدالآور هم هستند توجه ميكنند. زمان توزيع امكانات كه ميرسد ابتدا تيمهاي مردان تجهيز ميشوند و اگر از بودجه چيزي باقي مانده باشد شايد فكري هم به حال بانوان كنند. توجيه هميشگيشان نيز عدم موفقيت دختران در تورنمنتهاي برونمرزي است. در حالي كه توزيع عادلانه امكانات، توجه كافي و برنامهريزي مناسب قطعاً رشد و شكوفايي بانوان را به همراه خواهد داشت.
زماني كه پيش از المپيك لندن سري به اردوي تيم ملي قايقراني بانوان زده بوديم يكي از مليپوشان اين تيم براي گرفتن يك وعده غذايي با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم ميكرد، آن هم تنها به اين خاطر كه بايد به حرف سرمربياش گوش ميداد و طبق برنامه تمرين ميكرد. همين چند روز پيش پاي دردودلهاي ليلا رجبي بانوي نقرهاي ايران در اينچئون نشستيم و او هم از نداشتن مربي گلايه داشت. اوضاع ورزشكاران معلول كه به مراتب بدتر از اينها هم است، هرچند فدراسيون جانبازان و معلولان تلاشي جدي براي مهيا ساختن شرايط ورزشكارانشان انجام ميدهد. از اين دست نمونهها در ورزش ما فراوان پيدا ميشود و اگر مسئولان عزم جدي براي حل مشكلات داشته باشند به راحتي آب خوردن ميتوانند مشكلات را ريشهيابي كرده و در جهت رفع آنها وارد عمل شوند.
فراموش نكنيم كه با وجود تمامي اين تبعيضها و نگاههاي بعضاً فمينيستي حاكم بر ورزش مردم و مسئولان همگي انتظار كسب مدال طلا و قهرماني را از بانوان دارند آن هم بدون اينكه از شرايط حاكم بر اردوها خبر داشته باشند. به علاوه اينكه اوضاع ورزشهاي همگاني نيز تعريفي ندارند. امكانات مردان در مقايسه با زنان به مراتب بيشتر است. اگرچه بر ورزش همگاني به ويژه در بخش بانوان تأكيد فراواني شده اما در همين شهر تهران كه سرانه ورزش براي هر فرد 33 سانتي متر است چند ورزشگاه مختص بانوان است؟ چند بوستان تهران براي ورزشهاي همگاني بانوان در نظر گرفته شده؟ بدون شك با شعار و وعده نميتوان چالشها را حل كرد و تنها عزم جدي است كه ميتواند تحولي عظيم را در توجه به ورزش بانوان در پي داشته باشد.