ابوي ميگويد: ول كام پليز آندرستند يو ميفور بانك كله پاچه زبان؟
ميگويم: كانال را عوض كردهايد؟ باز ويروسي شدهايد لابد! نكند پارازيت شدهايد خودتان! حالا حرف حسابتان چيست؟ ديلماج بياورم يا هنوز غدهتان بدخيم و لاعلاج نشده است؟
ميگويد: اين كلاسهاي زبان داخلي فايده ندارند. جيب آدم را خالي ميكنند و آدم نميتواند دو كلام با اولاد خودش اختلاط كند. بيا برويم بانك.
ميگويم: برويم بانك بزنيم براي پول كلاسهاي زبان شما؟ روي صورتمان جوراب هم بايد بكشيم يا اين روزها ديگر احتياجي به جوراب نيست؟ نقشه داريد يا بايد بكشيم؟ نقشه كش صدا كنم يا نكنم؟
ميگويد: نه پسرم. اين چه حرفي است؟ ما و دزدي؟ آن هم در روز روشن؟ ميرويم تا قدري زبان ياد بگيريم! آخر محمدرضا سبز عليپور رئيس مركز تجارت جهاني ايران گفته عدهاي از مديران ارشد بانكها، هزينههاي گزافي براي بانك ميتراشند. يكي از بانكهاي بزرگ كشور براي آموزش زبان انگليسي مديرعامل و اعضاي هيئت مديره خود مبادرت به عقد قرارداد با تعدادي مدرس از كشور انگليس كرده تا به اين حضرات زبان انگليسي آموزش دهند يا اينكه هيئت مديره بانكي ديگر با مجموعه ورزشي و سونا و استخر گران قيمتي در تهران قرارداد منعقد كرده و دسته جمعي به همراه جمعي راننده و باديگارد به آن مكان ميروند و ساعتها تفريح ميكنند.
ميگويم: آخ جون استخر! برويم باديگارد بازي!زبان ميخواهيم چكار؟
ميگويد: من و تو چقدر تفاوت فرهنگي داريم! خب پسرم ميرويم زبان را فرا ميگيريم و بعد بدون باديگارد ميرويم انگليس.
ميگويم: من اهل استخر مختلط آنور دنيا نيستم. همينجا مرد و مردانه ميرويم. آندرستند؟ مخصوصا حالا كه داريم از خروج، ركود ميشويم!
ميگويد: منظورت خروج از ركود است؟ پس نشانههايش هويدا شد. پيشقراولانش آمدند؟ ديگر زبان نخوانم؟
ميگويم: عضو هيئت نمايندگان اتاق بازرگاني ايران با تأييد اين موضوع كه آمار گمرك حاكي از آن است كه واردات مواد و كالاهاي واسطهاي 34 درصد افزايش داشته است، گفته به نظر ميرسد كه اين مسئله به منزله حركت صنعت براي خروج از ركود است.
ميگويد: پس هر كشوري خوب وارد كند يعني اينكه از ركود خارج شده است! عجب!آن وقت خودمان چه؟ نم پس دادهايم؟
ميگويم: معاون وزير صنعت، معدن و تجارت و رئيس سازمان توسعه تجارت ايران گفته در نيمه نخست سال جاري، 23 ميليارد و 200 ميليون دلار كالا از ايران به خارج صادر شده كه نسبت به مدت مشابه پارسال 19درصد افزايش يافته است.
ميگويد: خب اين كم است. بايد سرمايهگذاري مان را بيشتر كنيم. شايد اگر كلاس درس انگليسي و سونا روي بانكها نبود و بدهيهاي بدهكاران هم نبود، در توليد سرمايهگذاري بيشتري ميشد و...
ميگويم: نميشود كه بشود. اين يك چرخه است كه به هم مرتبط است. راه خلاصي هم ندارد!
ميگويد: يعني بدهكاران به بانكها مرتبطند؟ يعني انگليسيها در استخر كار خرابي كردهاند؟ يعني چه؟
ميگويم:معاون پژوهشهاي اقتصادي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت گفته به غير از انگشت شمار افرادي كه سوء نيت دارند بقيه افراد قصد پرداخت بدهيهاي خود به بانكها را دارند اما ركود آنقدر عميق است كه بازپرداخت با مشكل مواجه شده و اين امر يك بيماري در اقتصاد ما به شمار ميرود.
ميگويد: خب پس اين كشورهاي همسايه چطور اين همه وضعشان دارد خوب ميشود؟ اين كاميونهاي ترك را نديدهاي كه رژه ميروند در خيابان؟
ميگويم: لم دارد! اما شما نه آندرستنديد!
ميگويد: يكي از لمهايش را اگر بگويي ديگر انگليسي حرف نميزنم. پليز!
ميگويم: مديركل ترانزيت سازمان راهداري و حمل و نقل جادهاي گفته در حالي كه كاميونهاي ترك از گازوئيلهاي يارانهاي در ايران استفاده ميكنند، قيمت گازوئيل در تركيه براي هر ليتر براي كاميونهاي ايراني 6 هزار و 500 تومان تمام ميشود كه اين ۱۲ برابر قيمت گازوئيل در ايران است. ميگويد: عجب لمي! از فردا ميروم پيش معلم تركي! انگليسيها فقط كار خرابي ميكنند...