خاري كه به من در خَلَد اندر سفر هند
بِه چون به حَضَر در كف من دسته شببوي
دكتر فتحالله مجتبايي استاد تاريخ اديان و عرفان دانشگاه تهران و هندشناس برجسته، از معدود كساني است كه جريان علمي سنتي را كه در وجود او از خانواده، مكتب، مدرسه و دانشگاه ريشه دوانيده و با فرهنگ و انديشه غرب ممزوج شده، با توجه به مذاهب شرقي همچون هندوئيسم و بوديسم يك تعادل و هماهنگي در خود به وجود آورده است كه در هر جا به سخن لب ميگشايد عارف و عامي، شرقي و غربي زبان به تمجيد او باز ميكنند. در بسياري از مجامع علمي داخلي و خارجي با او همراه بودهام، از كنگرههاي بينالمللي خاورشناسان گرفته تا سمينارهاي ديني و مذهبي در هر جا كه اظهار عقيده ميكند و سخني ابراز ميدارد حاضران تعادل و هماهنگي خارج از افراط، تفريط، غلوّ و تقصير يا به قول غزّالي اقتصادي در اعتقاد او استنباط ميكنند. اين نظام موزون فكري او معلول چند علت است. نخست اينكه خانواده او كه از موهبت عرفان و هنر ـ كه هر دو مكمل يكديگرند ـ برخوردار بودهاند و مايه اوليه ذهني او از اين دو آبشخور مهم برخوردار شد. دوم استادان او كه معمولاً دانشجويان آنها را براي خود الگو و نمونه قرار ميدهند، هريك استوانهاي استوار بودند كه تأثير شگرفي در شكل دادن به شخصيت علمي ايشان داشتند. بديعالزمان فروزانفر، سيدمحمدكاظم عصار، جلالالدين همايي و مجتبي مينوي در تحقيق، تدريس و اخلاق علمي و عملي براي او اسوه بودند و او از هريك از آنان حصّه و بهره علمي و اخلاقي خود را به حد اوفر و اوفي گرفته است.
در خارج ايران نيز مجتبايي جذب شخصيتهاي بزرگ علمي و خود نيز مجذوب آنان شد، همچون پروفسور ويلفرد كانتول اسميث، رئيس مركز مطالعات اديان دانشگاه هاروارد كه از ايران دكتر مجتبايي و مرحوم دكتر مهدي حائري يزدي را برگزيده بود تا در آن مركز در جريان مطالعات و مباحثات ساير اديان قرار بگيرند و ديگران نيز بهوسيله آنان از دين اسلام، بهويژه بخش شيعي آن آگاه شوند. او گذشته از خدمات فرهنگي كه ساليان درازي را به تدريس در دبيرستان و دانشگاه سپري كرده در بيشتر نهادهاي فرهنگي از پايههاي قوي و استوار بوده است. از همكاري با دائرهالمعارف فارسي مرحوم دكتر غلامحسين مصاحب گرفته تا همكاري با مركز دائرهالمعارف بزرگ اسلامي كه بسياري از مقالات مهم اين مركز ساخته و پرداخته دانش و فضل دكتر مجتبايي است. در دوراني كه او به عنوان رايزن فرهنگي در هند خدمت ميكرد نهايت كوشش خود را در معرفي فرهنگ ايراني به آن ديار معطوف داشت. چنانكه بيشتر دانشمندان آن ديار به گفتهها و نوشتههايش استناد ميكنند و متقابلاً ايشان آگاهيها و اطلاعات فراواني را از آنجا در باره جريانهاي علمي، بهويژه ايرانشناسي و نيز نسخههاي خطي در شبه قاره براي جامعه علمي ما به ارمغان آورد.
دكتر مجتبايي از فضائل و سجاياي اخلاقي برخوردار است. به هيچوجه حاضر نيست از او تعريف و تمجيد شود و خود در معرفي خويش به حداقل اكتفا ميكند. از مقام و منصب گريزان است و مُلك قناعت را با هيچ رياستي مبادله نميكند. او هميشه حفظالغيب دوستان و همكاران، خصوصاً استادان و اهل فضل را دارد. اگر در حضورش غيبتي صورت بگيرد رخ در هم ميكشد و سخن را به سوي ديگري ميكشاند.
در كمك به اهل فضل و دانش دريغ نميورزد و در نهايت كمك خود را به دانشجويان مبذول ميدارد. بسياري از رسالههاي ارزشمند فوقليسانس و دكتري دانشكده الهيات با راهنماييهاي ارزنده او نوشته شده است و همه دانشجويان خاطر او را عزيز و گرامي ميدارند و از اينكه از خرمن فضلش خوشهچيني كردهاند به خود ميبالند.
استاد با وجود رنجهاي دروني و دردهاي بيروني هميشه نيملبخندي بر لب دارد و در برخوردها حُلوُ الفُكاهه را با مُرّ الجدّ در هم ميآميزد و بسياري از مطالب جدّي را در پوشش راز و رمز و اشاره و طنز بيان ميكند، گويي اين ويژگيها را از توغّل در آثار افلاطون به دست آورده است.