کد خبر: 680298
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۳ - ۰۰:۳۳
در حالي كه برخي كارشناسان مديريت بحران معتقدند آسيب‌پذيري كشور در مقابل حوادث يك هزار برابر كشور ژاپن است و هر لحظه كشور آبستن انواع و اقسام حوادث طبيعي و غيرمترقبه است، در حوزه مديريت بحران همچنان با حركت لاك‌پشتي پيش مي‌رويم.
بيژن سوراني
 در حالي كه برخي كارشناسان مديريت بحران معتقدند آسيب‌پذيري كشور در مقابل حوادث يك هزار برابر كشور ژاپن است و هر لحظه كشور آبستن انواع و اقسام حوادث طبيعي و غيرمترقبه است، در حوزه مديريت بحران همچنان با حركت لاك‌پشتي پيش مي‌رويم. اين در حالي است كه به دليل بافت خاص جغرافيايي،‌شهري و روستايي بروز انواع تهديدات موجب بروز خسارت‌هاي جاني و مالي بسيار در كشور مي‌شوند.
براين اساس، لازم است تا نگاه جامع، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي به بحث مديريت بحران داشته باشيم و اين مديريت در حوزه گفتمان بازتعريف شود. در شرايط كنوني مديريت بحران در كشور به عنوان يك استراتژي و بستر لازم براي گام برداشتن به سوي محور توسعه پايدار به حساب مي‌آيد و هرگونه اخلال در اين حوزه مي‌تواند موانع بسياري ايجاد كند.
از آنجايي كه در كشور ما به اصول ايمني و فني و حرفه‌اي كمتر توجهي صورت مي‌گيرد و با كوچك‌ترين بي‌دقتي و نقص، يك حادثه و آسيب كوچك تبديل به بحراني بزرگ مي‌شود، اين موضوع نشان از كم‌كاري و كم‌توجهي اساسي به حوزه مديريت بحران دارد.
اينكه تاكنون نتوانسته‌ايم به رغم تلاش‌هاي صورت گرفته توفيق چنداني در كاهش خسارات جاني و مالي ناشي از حوادث داشته باشيم، ريشه در نوع نگاه ما به مديريت بحران دارد.
از يك سو در جنبه‌هاي فردي، پيش آمدن حوادث را فقط براي ديگران مي‌دانيم نه براي خود و از جنبه سيستمي نيز تاكنون قادر نبوده‌ايم بحران را به شكل واقعي مديريت كنيم.  سرمايه‌گذاري فكري، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي براي تقويت مديريت بحران و جلوگيري از بحران‌زدگي در زمان بحران يك سرمايه‌گذاري بلندمدت براي بيمه كردن تك‌تك افراد و در كل بيمه كردن كشور در مقابله با حوادث احتمالي به حساب مي‌آيد. در اين زمينه مي‌توان گفت كه گاه براي كنترل و ايمن‌سازي و مقابله با حوادث احتمالي با كوچك‌ترين تدبير و مديريت مي‌توان جلوي خسارت‌هاي سنگين جاني و مالي را گرفت و از ميزان خطر و ريسك حوادث كاست.
نكته اين است كه رفتار مديريتي در حوزه بحران در كشور ما دچار آشفتگي شده و نيازمند ساماندهي اساسي براساس اولويت‌هاست. در كشور ما مقوله بحران در ميان مثلث نگاه جزئي، كلي و نگاه سيستمي در حال درجا زدن است و گفتمان مشخصي براي حوزه مديريت بحران به‌رغم اذعان مسئولان و كارشناسان صاحب‌نظر وجود ندارد. براين اساس است كه شاهد تغييرات در نوع مديريت بحران‌زدگي در مديريت بحران هستيم.
تصميمات و نگاه‌هاي سليقه‌اي و ناقص، خود گواه اين امر است كه گاه سبب بي‌تأثير شدن و زاويه پيدا كردن اقدامات مديريت بحران در حوادث احتمالي مي‌شود. نبود گفتمان در حوزه مديريت بحران نيز سبب شده است تا مباحث مديريت بحران در كشور ما سليقه‌اي و چند‌گانه اعمال و مديريت شود؛ به عنوان مثال جنگل‌ها به عنوان طلاي سبز در آتش مي‌سوزد و به خاكستر تبديل مي‌شود و ميليون‌ها تومان سرمايه با ارزش طبيعي ملي از بين مي‌رود، ولي مسئولان حاضر نيستند براي اين بحران كه هر ساله با آن مواجه هستيم، كاري اساسي بكنند يا به دليل بي‌دقتي وقتي يك حادثه اتفاق مي‌افتد چندين حادثه مشابه نيز خسارت جاني و مالي فراواني را بر جا مي‌گذارد و از سوي ديگر به گفته كارشناسان در زمان بحران به خوبي وارد عمل مي‌شويم ولي پس از آن اقدامات و مديريت را نيمه‌كاره رها مي‌كنيم؛ اتفاقي كه در زلزله‌هاي اخير به دفعات شاهد آن بوده‌ايم.
مي‌توان نتيجه گرفت علاوه بر توجه به گفتمان مديريت بحران بايد اين مديريت نيز در تمامي دستگاه‌ها به شكل واقعي بازتعريف شود؛ براين اساس مي‌توان تعامل و زبان مشترك و اولويت‌بندي مديريت بحران كه در كشور ما بحران‌زده تعريف مي‌شود با گفتمان بحران را بيمه كرد تا در اين مسير شاهد پيشگيري، مقابله و كاهش خسارت‌هاي جاني و مالي باشيم و سرمايه‌گذاري‌ها براي جبران خسارت‌ها را نيز بايد به پيشگيري و مقابله با حوادث و همچنين استفاده از امكانات و تجهيزات جديد و به روز دنيا اختصاص داد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار