من هم مثل خيلي از افراد از بوي خون بدم ميآمد و از ديدنش ترس داشتم اما يك اتفاق باعث شد كه كمي جرئت پيدا كنم و هنگام مواجهه با اين قطرههاي سرخرنگ كنترلم را از دست ندهم. هيچ وقت از خاطرم نميرود كه همه خانهمان غرق در خون بود و با هر قدم برادرم به سمت در خانه ميزان خونريزي شديدتر هم ميشد. زماني اين ترس و دلهره از بين رفت كه براي تهيه هر كيسه خون بايد به اين در و آن در ميزديم تا هرطور شده عمل جراحي انجام شود.
ديگر ترس از سرنگ آمپول، محيط بيمارستان و ديدن خون معنا نداشت و جان يك نفر در ميان بود اما هم گروه خوني نادر بود و هم اهداكننده خون كم. با ديدن اين روزهاي تلخ و تجربهاي كه كسب كرده بودم اصلاً از هيچ يك از اين مسائل واهمه نداشتم، به همين دليل هم بود كه با اعتماد به نفس زياد در 16 سالگي به يكي از مراكز اهداي خون مراجعه كردم و خواستم داوطلبانه خون اهدا كنم.
اينقدر انگيزه داشتم كه خالهام را هم تشويق كردم تا خون بدهد و پس از معطلي بسيار موفق شديم وارد اتاق مخصوص شويم. تازه موقع فرم پر كردن و جواب دادن به سؤالات مسئول مربوطه فهميدم كه سن اهداي خون 18 سال تمام است و نميتوانم خون اهدا كنم. مدتي كم بعد از آن اتفاق، همه خانواده متوجه شدند كه گروه خوني خالهام نادر است و دو ماه پس از اهداي خون، از سازمان انتقال خون ايران نامهاي به دستمان رسيد كه اين مسئله را عنوان كرده بودند. در واقع حدود صد سال است كه از كشف گروههاي خوني توسط كارل لندشتاينر ميگذرد و طي اين سالها اهميت انتقال خون در كل جهان به خوبي شناخته و باعث نجات جان بسياري در هر گوشه از دنيا شده است. شايد امروز دريافت خون و فرآوردههاي آن عملي ساده به نظر بيايد ولي اهدا و دريافت خون سالم براي بيماران نيازمند به قدري مهم است كه پايگاههاي متعددي در سراسر كشور براي اين كاردر نظر گرفته شده و از اولويتهاي وزارت بهداشت است. معمولاً درباره اهداءخون زياد مطلب ميشنويم اما اطلاعات مان درباره گروههاي خوني، شرايط خون دادن و اهداكنندگان كم است. درباره اين موارد با مردي همكلام شديم كه در زمينه اهداي خون ركوردار است.
انتقال خون در كشورمان سابقه چنداني ندارد و به اوايل دهه 20 برمي گردد. در آن زمان به دليل عدم آگاهي مردم، دريافت خون از داوطلبان بسيار سخت بود و بيمارستانهاي ارتش و جمعيت شيرخورشيد نخستين مراكزي بودند كه اقدام به جمع آوري خون از بين اعضا و داوطلبان ميكردند. البته آن زمان برخي مراكز براي دريافت خون مبلغي پرداخت ميكردند و مثل حالا اهداي خون رايگان نبود.
در سال ۱۳۳۱ به طور همزمان بانك خون ارتش و مركز انتقال خون شير و خورشيد سرخ سابق (هلال احمر فعلي) تأسيس و شروع به كار كرد و در سالهاي 40 به بعد در زمينه پالايش پلاسما و تهيه فرآوردههاي آن با انستيتو پاستور ايران همكاري ميكردند. سازمان انتقال خون ايران در سال ۱۳۵۳تأسيس شد و با تلاش بسيار بالاخره انتقال خون در ايران قانونمند شد. از سال ۱۳۵۳ به بعد مراكز زيادي در ايران با امكانات كم در بيمارستانها، براي تأمين خون بيماران نيازمند فعاليت ميكردند.
از آن زمان تاكنون سازمان انتقال خون ايران مسئوليت بزرگ تأمين خون را بر عهده گرفت و در حال حاضر اين سازمان در ايران بالاترين و تنها مرجع تصميمگيري در زمينه تأمين، توزيع خون و فرآوردههاي خوني سالم در سطح كشور است و همه مسائل مربوط به خون و تصميمگيريها در ارتباط با فرآوردههاي خوني مستقيماً زير نظر اين سازمان است. تنها در سطح شهر تهران 18 مركز انتقال خون فعال وجود دارد كه در همه ايام سال پذيراي داوطلبان اهداي خون است و كم و بيش با همين كيفيت و شرايط در سراسر كشور اين مراكز داير و مشغول به كار هستند.
آمار گروههاي خوني در ايران
به طور معمول چهار گروه خوني عمده در ميان انسانها وجود دارد كه به خاطر وجود آنتي ژنها در خون است. بعضي افراد آنتي ژن A بعضي B و بعضي افراد هر دو گروه آنتي ژن (AB) را دارند و افرادي كه هيچكدام از اين آنتي ژنها را ندارند گروه خوني O هستند. طبق آخرين اعلام سازمان انتقال خون ايران آمار گروههاي خوني در كشور به اين ترتيب است: 38 درصد مردم گروه خوني O، 33 درصد گروه A، 22 درصد B و 7 درصد گروه خوني(AB) دارند. جالبتر اين است كه كمتر از ۱۰ درصد مردم گروه خوني منفي دارند و ABمنفي نايابترين گروه خوني در كشور است و نياز به همه گروههاي خوني منفي مخصوصاً ABمنفي به خاطر ناياب بودنش بيشتر است.
طي گزارش اين سازمان، از مجموع خونهاي اهدايي در شش ماهه اول سال گروه خوني ABمنفي كمتر از يك درصد بوده است. انتقال خون ايران، گروههاي خوني Aمثبت را ۲۷ درصد، Aمنفي ۳ درصد، Bمثبت ۲۲ درصد، Bمنفي 5/۲ درصد، ABمثبت ۷ درصد، Oمثبت 5/۳۳ درصد و Oمنفي ۴ درصد از مجموع خونهاي اهدايي در اين مدت عنوان كرده است. بيشترين آمار گروه خوني مربوط به Oمثبت است كه ميتواند به همه گروهها خون اهدا كند و نايابترين نيز ABمنفي است.
شرايط مناسب براي اهداي خون
معمولاً افرادي كه قصد دارند خون اهدا كنند، بايد از نظر جسمي و روحي شرايط مناسبي داشته باشند. اهداكننده بايد داراي شرايط لازم و مطابق با استانداردهاي ملي سازمان انتقال خون ايران باشد تا خون سالم به گيرندگان برسد و از بروز عوارض انتقال خون و بيماريهاي منتقله از طريق انتقال خون جلوگيري شود.
بررسي شرايط اهداكننده شامل مصاحبه پزشكي درباره سوابق سلامتي، رفتارهاي فردي و انجام يك معاينه مختصر است و در صورتي كه فرد داوطلب اهداي خون، تمامي شرايط لازم براي اهداي خون را داشته باشد ميتواند خون اهدا كند. البته قبل از همه اينها مواردي مثل سن، تعداد و دفعات اهداي خون، وزن، نبض، فشارخون و حرارت بدن و مصرف دارويي خاص را مدنظر قرار ميدهند.
حداقل سن قابل قبول براي اهداي خون 18 سال تمام و حداكثر سن 60 سال تمام است. البته ميتواند حداكثر سن براي اولين اهداي خون 60 باشد و براي دفعات بعدي اهداكننده مستمر بايد حداكثر 65 سال داشته باشد. همچنين براي اهداكنندگان مستمر بالاي 65 سال فقط با مجوز مدير پزشكي پايگاه خونگيري اين كار انجام ميشود.
به طور معمول هم فواصل اهداي خون كامل 8 هفته (56 روز) است و اهداكننده با فاصله 8 هفته ميتواند مجدداً خون بدهد. اين موضوع هم شرايط خودش را دارد و با نظر پزشكان تعداد دفعات اهداي خون طي 12 ماه براي آقايان چهار بار و براي خانمها سه بار است و بهتر اين است كه آقايان با فواصل سه ماهه و خانمها با فواصل چهار ماهه نسبت به اهداي خون اقدام كنند.
اهداكنندگان خون بايد در صورت وجود هرگونه مشكلي يا شك داشتن به مسئولان واحد انتقال خون اطلاع دهند و از مطرح كردن آن ترس نداشته باشند و از آنها مشورت بخواهند. در واقع داوطلباني كه معاف ميشوند با عدم اهداي خونشان، نقش مهم، مسئولانه و اخلاقي در سلامت جامعه و بيماران ايفا كردهاند. اين افراد شايد نتوانند خون اهدا كنند اما ميتوانند با تشويق ساير افراد خانواده، دوستان و آشنايان به اهداي خون، در اين امر انساندوستانه مشاركت داشته باشند.
ساري اصلاني: بيماري دوستم زمينه ساز اهداي خون شد
بيش از هفتاد سال از نخستين اهداي خون در ايران ميگذرد و با گذشت سالهاي زياد اين فرهنگ نيكو در ميان مردم رشد كرده است. حسين ساري اصلاني متولد 1322 در كنگاور كرمانشاه است كه از 22 سالگي به تهران آمد و در صنايع كاغذسازي نوظهور مشغول به كار شد. او سالها قبل از اينكه سازمان انتقال خون تأسيس شود خون اهدا ميكرد و ركورددار اهداي خون است. در حال حاضر بازنشسته شده و به دليل شرايط سني ديگر نميتواند خون اهدا كند. ساري اصلاني درباره انگيزهاش براي كار ميگويد: «روزي كه از شهرستان كنگاور كرمانشاه براي پيدا كردن كار وارد تهران شدم يكي از دوستانم كه در بيمارستان ميثاقيه (مصطفي خميني) بستري بود نياز به خون داشت؛ ولي متأسفانه بعد از آزمايش مشخص شد كه گروه خوني من به او نميخورد. با اينكه نتوانستم به دوستم خون اهدا نمايم ولي تصميم گرفتم براي كمك به ديگر نيازمندان هميشه خون اهدا كنم. فرداي آن ماجرا با هر زحمتي بود به مركز انتقال خون در خيابان ويلا (استاد نجات اللهي) رفتم و به گفته يكي از مسئولان آن جا من اولين كسي بودم كه خون دادم. در آنجا دفتري را پيش روي من گذاشتند كه مشخصاتم را در آن نوشتم و يك قطعه عكس هم كه همراهم بود به آنها دادم و كارتي به نام من صادر شد و از من خواستند هر سه ماه يك بار براي خون دادن به آنجا بروم و من هم دريغ نكردم. انگيزه من فقط انساندوستي و رضايت خداوند بدون هيچگونه چشمداشت ديگري بوده است.»
مدال 100 سازمان خون جهاني را دارم
اصلاني از مردم درخواست ميكند همه افراد و حتي مسئولان از اهداي خون دريغ نكنند چون عدهاي در بيمارستانها نيازمند خون هستند و ممكن است گروه خوني شما به آنها بخورد وباعث نجاتشان شود. وي تنها فرزندش و همچنين اطرافيانش را تشويق به اين كار ميكند، موفق شده تا افراد زيادي را به اين كار نيكو جلب كند. ركورددار اهداي خون در اين سالها مقدار زيادي خون به هموطنانش هديه كرده و تاكنون در مجموع 151 ليترخون داده است. اصلاني با شور و حرارت خاصي بر اين مسئله تأكيد ميكند و معتقد است: « از سال40 به طور مرتب خون اهدا كردم كه تا سال 86 ادامه داشت و آخرين مرتبه آن هم 1/10/86 بود. به دليل پوكي استخوان و بالا رفتن سن از من خون نميگيرند؛ اما در آستانه 70 سالگي بازهم ميل به اهداي خون در وجودم از بين نرفته است. همه را به اين امر خداپسندانه تشويق ميكنم و هيچ بعيد نيست شما هم در اين راه پيشگام شويد و شايد روزي خود شما ركوردشكن اهداي خون باشيد.» وقتي در اين مورد حرف ميزند، ياد خاطرهاي ميافتد و ميگويد: «چند سال پيش هم در جشني كه در سالن همايشهاي برج ميلاد برگزار شد مجري تلويزيون با من مصاحبه كرد. من را با همان كارتي كه از سازمان انتقال خون داشتم به حاضرين در سالن و بينندگان تلويزيون معرفي كردند و با حضور برخي مسئولان مدال 100 (بالاترين رقم سازمان خون جهاني ) را به گردن من آويختند.»
تشويق همه براي اهداي خون
منزل اصلاني در غربيترين نقطه پايتخت قرار داشت و او مجبور بود هر بار براي اهداي خون مسافت زيادي را طي كند. اصلاني در اينباره ميگويد: «منزلم در تهرانسر بود و هر دو ماه يكبار با وجود مشكلات زياد به خيابان استاد نجات اللهي ميرفتم و يك كيسه خون اهدا ميكردم. تا زماني كه مركز انتقال خون به خيابان وصال شيرازي منتقل شد به طور مرتب سالي6 ـ 5 بار خون دادم، حتي آن زمان گروهي از آلمان و سوئد آمده بودند و مرا مورد تشويق قرار دادند.»
او ادامه ميدهد: «من همه اطرافيانم را هم تشويق ميكردم كه خون اهدا كنند، حتي مديرعامل شركتمان هم آمد و در پايگاه انتقال خون، خون اهدا كرد. در آن سالها اهداي خون در ايران و ديگر كشورها اقدامي جا افتاده نبود، مراكز اهداي خون معدود بودند و امكانات محدودي هم داشتند. ولي من به سلامت جسمي خودم اطمينان داشتم و اين كار را فقط براي كمك به بيماران نيازمند به خون انجام ميدادم، نه تنها نگران نبودم بلكه احساس رضايت خاطر هم ميكردم. در اين سالها اهداي خون هيچ عارضهاي براي من نداشت بلكه پس از هر بار اهداي خون احساس سبكبالي، شادابي و رضايت هم به من دست ميداد.»