کد خبر: 679519
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۹
در حاشيه انتشار بزرگداشتنامه استاد دكتر ماهيار نوابي
دكتر محمدرضا نصيري

 

فقيد سعيد، استاد دكتر يحيي ماهيار نوابي، مورخ، زبان‌شناس، اديب برجسته و نكته‌ياب صاحب‌نظر از چهره‌هاي سرشناس و فرهيخته علمي و فرهنگي معاصر ايران است كه در زمينه زبان‌شناسي، لهجه‌شناسي، فرهنگ و تمدن ايران باستان و شعر و ادب فارسي آثار ارزنده و در‌خور توجه و تعمقي از خود به يادگار گذاشته است.

زنده‌ياد دكتر نوابي در سال 1291ش. در شيراز متولد شد. پس از پايان تحصيلات دانشگاهي به آلمان سفر كرد و در دانشگاه گوتينگن به يادگيري زبان‌هاي تخاري و تركي قديم پرداخت و پس از بازگشت به ايران در دانشگاه‌هاي تبريز و تهران به تدريس مشغول شد. چندي رياست دانشكده ادبيات دانشگاه تبريز و مديريت گروه زبا‌ن‌هاي باستاني تهران را به عهده گرفت و به عضويت فرهنگستان زبان ايران درآمد و در دانشگاه‌هاي امريكا به تحقيق و مطالعه پرداخت و سرانجام در سال 1352 با كوله‌باري از تجربه و دانش خود را بازنشسته و سپس به عنوان مشاور رئيس دانشگاه شيراز و رئيس مؤسسه آسيايي به شيراز عزيمت كرد و در زمينه زبان‌هاي كهن ايران به تحقيق و مطالعه پرداخت و تربيت دانشجويان اين رشته را عهده‌دار شد. پس از انقلاب به تهران كوچ كرد و در دهم مهرماه 1379 در سوئد درگذشت.

صاحب‌نظران و علاقه‌مندان استاد در مقالات متعدد به شرح زندگاني استاد پرداخته‌اند كه برخي در يادمان منتشر شده توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگي آمده است كه خوانندگان ارجمند با مطالعه آن، از سرگذشت استاد به تفصيل آگاه خواهند شد. در يكي از روزهاي پاييز سال 1373 بود كه به‌اتفاق دوست مشتركمان دكتر بهمن سركاراتي استاد دانشگاه تبريز و عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي، خدمت ايشان رسيديم. لطف و عنايت، تواضع و فروتني استاد چنان بود كه از آن تاريخ به بعد در هر فرصت مناسب به خدمت استاد مي‌رسيدم، ايشان با گشاده‌رويي هميشگي استقبال مي‌كرد و در همان فرصت كوتاه با شوق و ذوق فراوان از منابع و مآخذي كه از گوشه و كنار جهان گرد آورده بود سخن مي‌راند و از اهميت مطالعات ايران‌شناسان و توجه آنان به مسائل ايران بحث مي‌كرد. در حقيقت هر ديدارش كلاس درسي سودمند و آموزنده بود.

در يكي از اين ديدارها كه در اوايل سال 1379 رخ داد، تصميم انجمن را مبني بر تجليل از خدمات علمي و فرهنگي ايشان به اطلاع استاد رساندم. استاد با شوخ‌طبعي و مزاح خود فرمودند بگذاريد «پس از وداع ياران».

سرانجام با اصرار بنده و مددگيري از لطف و محبت همسر مهربان و وفادارشان برگزاري مجلس بزرگداشت را پذيرفتند، اما به بازگشت از سفر اروپا موكول كردند. اگر سماجت بيش از حد من و حمايت و پشتيباني همسرشان نبود هرگز استاد راضي به اين بزرگداشت نمي‌شدند، اما دريغ و درد پس از چندي مطلع شديم استاد وداع ياران گفته و به ديار باقي شتافته است. به ياد شعر مفتون اميني افتادم كه:

دل مي‌تپد به سينه كه جانان وداع كرد

خود راست گويي از تن ما جان وداع كرد

استاد ماهيار كه فرزانه پير ماست

با مكتب جنون جوانان وداع كرد

آنان كه با استاد معاشر، جليس و آشنا بودند نيك مي‌دانند ايشان فردي بسيار متواضع، آداب‌دان، سخن‌سنج، شوخ‌طبع و مهربان بودند. درِ سراي استاد به روي همگان باز بود. با پير و جوان و عارف و عامي مي‌جوشيد. فاصله سني براي وي مطرح نبود، همه كس را يكسان مي‌نواخت.

بسيار صميمي، خوش‌صحبت و خوش‌برخورد بود. هرچه مي‌گفت به دل مي‌نشست. استاد قامتي كشيده و بلند داشت، شيك‌پوش و اهل مزاح بود و در عين حال در مباحث علمي بسيار جدي و سختگير. آثار به‌جا مانده از وي همچون مقالات تحقيقي در زمينه لهجه‌هاي آذري، شيرازي و هرزني كه هم‌اكنون در گلن‌تپه، هرزن قديم و بابره با آن گفت‌وگو مي‌شود يا تحقيق تخصصي روي رساله مولانا روحي انارجاني كه به لهجه محلي مردم تبريز نوشته شده است يا لغات و كلماتي كه به لهجه شيرازي در دواوين شعرايي همچون شمس پُسِ ناصر شاعر شيرازي قرن هشتم، حافظ و سعدي كه زبان مردم شيراز و نواحي اطراف آن شهر را در سده‌هاي هفتم و هشتم نشان مي‌دهد يا پژوهش در منابع پهلوي شاهنامه و لغات شاذ و دشوار شاهنامه يا كتاب‌هايي چون درخت آسوريك، يادگار زريران، ديوان وقار شيرازي و گنجينه دست‌نوشته‌هاي پهلوي در 57 جلد با همكاري زبان‌شناسان پارسي و هندي را نام برد. اين اثر بخش بزرگي از ميراث بازمانده از زبان‌هاي اوستايي و فارسي ميانه بود كه به ايران آورده شد و بي‌شك يكي از مهم‌ترين و بهترين يادگارهاي ماندگار استاد خواهد بود. همچنين كتابشناسي مقالات ايران‌شناسي در 10 جلد كه يكي از مراجع بسيار سودمند در زمينه تحقيقات ايران‌شناسي است كه يك‌تنه به سامان رسانيدند و مقالات ديگر و سخنراني‌هايي كه در مجامع علمي و فرهنگي داخلي و خارجي ايراد كردند نشان از پختگي، چيرگي و عمق اطلاعات وي دارد و همين تجربه سرشار علمي و اطلاعات چندجانبه وي از استاد چهره‌اي شاخص در مجامع بين‌المللي علمي و فرهنگي ساخته بود. به تعبير دكتر رستگار فسايي: «دكتر مردي دانا و انديشمندي توانا و باذوق، پرتوان و فعال بود. در تمام هستي پربار و ثمربخشش لحظه‌اي از هدف‌ها و توانمندي‌هاي علمي خويش غافل نبود». از اين‌روست هرگز از ياد گرفتن بازنماند. هر جا بود به دنبال مطلبي نو مي‌گشت، عطش سيراب‌نشدني داشت، عشق به ميهن و كهن سرزمين ايران در گفتار، كردار و رفتار وي موج مي‌زد.

استاد به مفهوم واقعي كلمه يك جستجوگر، محقق و پژوهشگر بود و همواره مطالعه و آخرين دستاوردهاي علمي مربوط به مسائل ايران‌شناسي را جمع‌آوري مي‌كرد. روح نوجويي و نوخواهي داشت، علاقه‌مند بود جوانان را با موضوعات ايران‌شناسي آشنا سازد. هر جا اثري از متون قديم مي‌يافت به سراغش مي‌رفت. در گردآوري منابع و مآخذ مربوط به ايران سختكوش بود و از اين نظر كتابخانه شخصي وي يكي از غني‌ترين كتابخانه‌هاي ايران‌شناسي ايران محسوب مي‌شد. البته در حال حاضر كتابخانه استاد در تملك فرهنگستان زبان و ادب فارسي است.

دكتر ماهيار علاوه بر تخصص در زبان، فرهنگ و تمدن ايران باستان در شعر و ادب فارسي نيز متبحر بود. نيك شعر مي‌گفت، اما از روي تفنن. سرودن شعر براي استاد نوعي نگرش به درون خويش بود. ذهن خلاق استاد همواره در پي طرحي نو بود و مدام سخن تازه براي گفتن داشت و خستي در كارش نبود. در انتقال آموخته‌هاي خود به ديگران سخي و گشاده‌دست بود.

نكته آخر اين‌كه استاد خدمتگزاري صديق و آگاه، محققي توانمند و شمع پرفروغ محفل دوستان و ياران بود. هرگز كينه كسي را به دل نگرفت. از تنگ‌نظري‌ها و حسادت‌ها كه معمول روزگار ماست به دور ماند و از خود چهره‌اي انساني، نامي نيك و شخصيتي فرهيخته در عرصه علم و ادب به‌جا گذاشت. بي‌شك نام و ياد استاد همواره جاودانه خواهد ماند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها