ارزيابي عملكرد يكي از حوزههاي سازماني و تنها ابزاري است كه ميتواند در اصلاح كجيها و كاستيها و رسيدن به هدف و برداشتن گامهاي مؤثر در زمينه تحقق اهداف سازماني كمك كند. به عبارتي در نظارت هدف تحقق اهداف سازمان ( در اينجا آموزش و پرورش) است. از طرفي وجود نظارت و بازرسي لازمه حفظ، رشد و توسعه هر مجموعه و سازمان و موجب پيشرفت و تعالي كاركنان آن است. علاوه بر اين هر چه گستردگي و پراكندگي سازمان مد نظر بيشتر باشد به همان اندازه نظارت و ارزيابي اهميت ويژهاي دارد. اين در حالي است كه در بسياري از نهادها و ادارات ما نظارت و ارزيابي عملكرد به عنوان ابزار مچگيري به حساب ميآيد. به همين دليل برخوردهاي متفاوتي با آن ميشود.
آموزش و پرورش نيز يكي از همان نهادهايي است كه بازوان آن تا دورترين نقاط كشور رفته و براي اداره درست آن به شدت به پايش مداوم برنامههاي مبتني بر اهداف سازمانياش وابسته است.
براي تحقق فرآيند نظارت مؤثر، ابتدا بايد استانداردهاي آموزشي و پرورشي تعيين شوند و بر اساس آن عملكرد واحدهاي آموزش و پرورش اندازهگيري و مقايسه شوند. مرحله آخر كه انجام اقدامات اصلاحي است بسته به اهميتي است كه مديران ارشد يك سازمان براي امر نظارت و رسيدن به اهداف خود در بازههاي تعيين شده قائلند. بر اين اساس برنامههاي آموزش بايد به اهداف كوچك و قابل اندازهگيري تقسيم شوند.
از سوي ديگر، فرآيند نظارت به خودي خود بايد ويژگيهايي داشته باشد كه دقت، به موقع، مبتني بر هدف و مقرون به صرفه بودن و انعطافپذيري از جمله آنها هستند.
همچنين ارزيابي عملكرد واحدهاي تابعه يك سازمان بايد از حمايت مديران عالي سازمان برخوردار باشد تا به تعيين نتايج مورد انتظار يا بايدها، تعيين الگوهاي مطلوب، تعيين نحوه جمعآوري اطلاعات و ارزيابي اطلاعات و نتيجهگيري منجر شود.
اين در حالي است كه در حال حاضر آموزش و پرورش در اين رابطه به شدت ضعف دارد و مشاهده ميشود همواره رسانهها در كشف و بيان مسائل آموزش و پرورش از بخشهاي بازرسي اين سازمان عقب ميمانند.
اوضاع ارزيابي عملكرد واحدهاي آموزش و پرورش (كه عمدتاً منظور مدارس است) در شرايطي بر اين منوال ميگذرد كه قاعدهاي نانوشته آموزش و پرورش را بر آن ميدارد كه از فرهنگيان بازنشسته يا فرهنگياني كه ساليان پاياني خدمت خود را سپري ميكنند در سمت بازرس استفاده شود و در عين حال بهرهمندي از ظرفيتهاي بخشهاي خارج از بدنه دستگاه تعليم و تربيت ناديده گرفته شود. اين ظرفيتهاي خارج از مجموعه ميتواند اعضاي انجمن اوليا و مربيان يا اهالي رسانه و متخصصين و كارشناسان حوزههاي مرتبط باشد. این امر به نگاهی از درون به درون منجر می شود که آسیب های آن در گزارش هایی که گهگاه از مدارس، رسانه ای می شوند به چشم می خورد. همچنین مصون دانستن آموزش و پرورش و کادر آموزشی و تربیتی آن از تخلف، خطا و مسامحه کاری در مهم ترین مسئله کشور یعنی تعلیم و تربیت، پشتوانه ادامه روند ناقص نظارت و ارزیابی عملکرد در آموزش و پرورش است.
از بازرسي از ساير واحدهاي تابعه آموزش و پرورش اطلاعي در دست نيست اما در مورد بازرسي از مدارس بسيار ديده ميشود كه بازرسي از مدارس در فضايي انجام ميشود كه اولياي مدرسه از يك هفته قبل، از روز و ساعت مراجعه بازرس به مدرسه خبر دارند و براي آمدن وي مهيا ميشوند. يعني در اصل نمايشي از ايدهآلها در مدرسه در زمان حضور بازرس در مدرسه به نمايش در ميآيد. يعني معمولاً در نظارتها به ناظر اجازه بازديد از كلاسها و كار كاركنان مدرسه داده نميشود و در واقع ريزهكاريها از چشم و ديد ناظر دور ميماند. در صورتي كه رفع نقطهضعفها با بررسي كار تكتك دبيران كارسازتر است تا اينكه ما تنها از كلام و نظر مديران پي به همه چيز ببريم. معلمان بيشتر از مديران با مشكلات دانشآموزان درگير هستند و شايد بهتر بتوانند ما را در رسيدن به اهداف سازمان ياري كنند.
در نظام آموزش و پرورش نيز به خاطر ماهيت اين مجموعه كه هدف آن تربيت نسل جديد و آينده سازان مملكت است و در واقع مهمترين و بنياديترين ارگان مملكتي است بايد جهت اهداف با ارزش آن يك سيستم حفاظتي و متبحر برآن نظارت داشته باشد تا مشكل يا مشكلاتي سد راه آموزش و تحقق اهداف سازماني نشود. در هر نظارتي بايد در انتخاب ناظران دقت كافي به كار گرفته شود و ناظران بايد به اصول مديريتي آگاهي كافي بيابند تا بتوانند در كار مهمي كه بر عهده آنها نهاده شده است، موفق باشند.