نيروهاي داعش مدتها است كه نبرد خونيني در اطراف كوباني به راه انداختهاند و گفته ميشود به مناطقي از حومه اين شهر نيز وارد شدهاند و در عين حال، نبردي را كيلومترها دورتر و در شهر ضلوعيه عراق پيش ميبرند. اين فاصله قابل توجه از شمال سوريه تا قلب عراق عرصهاي گسترده از فعاليت اين گروه تروريستي را نشان ميدهد اما شايد مسئله مهمتر در بيرون از حوزه تحت تصرف داعش باشد، حوزهاي بسيار گسترده از شمال آفريقا و اقيانوس اطلس تا آن سوي آسيا و اقيانوس آرام. موضوع به رابطه داعش با گروههاي سلفي- تروريستي مربوط ميشود كه با چشمگير شدن فعاليت داعش به آن نظر دوختهاند و تشكيل ائتلاف ضد داعش هم اين توجه گروههاي تروريستي به داعش را تشديد كرده است. اين توجه گروههاي همسنخ به داعش قبل از اين هم وجود داشت اما بيانيه اخير بخشي از طالبان پاكستان نشان از تحرك اين گروهها دارد كه ميتواند مقوله همگرايي آنها را در عرصه گستردهجهاني پيش بكشد.
اين بيانيه از حمايت علني داعش و اعزام نيرو به عراق و سوريه ميگويد و از ديگر گروههاي تندرو نيز ميخواهد با كنار گذاشتن اختلافات، با يكديگر متحد شوند. شهيدالله شهيد، يكي از سخنگويان تحريك طالبان پاكستان، هم در تماس تلفني به خبرگزاري فرانسه ضمن تأييد اعزام 1000 تا 1500 جنگجو به عراق و سوريه براي كمك به داعش، گفته كه اين روند از اعزام جنگجو ادامه خواهد داشت و از سازمانهاي تندرو خواسته تا در جنگ خاورميانه مشاركت كنند. اين حمايت طالبان پاكستان از يك وجه تازه نيست اما از وجه ديگري نكتهاي تازه را نشان ميدهد كه ميتواند بازگو كننده بعد جديدي از فعاليت اين دست گروهها باشد. در واقع، حمايت از داعش در پيش از اين و به خصوص بعد از تصرف موصل به دست اين گروه و اعلام خلافت توسط ابوبكر البغدادي اعلام شده بود. بعد از تصرف موصل بود كه ابوبكر شكاو، رهبر بوكو حرام در نيجريه، حمايت خود و حتي بيعت با البغدادي را اعلام كرد. گروه جند الخلافه در الجزاير هم گروه ديگري بود كه با انشعاب از القاعده حمايت و بيعت خود را از داعش و خليفه آن اعلام كرد و حتي مشابه داعش رفتار كرد و سر يك گروگان فرانسوي خود را در انتقام از حضور فرانسه در ائتلاف ضد داعش بريد.
دو شاخه ديگر القاعده در شمال آفريقا و يمن هم از داعش حمايت كرده و از گروههاي تندرو فعال در عراق و سوريه خواسته تا اختلافات خود را كنار بگذارند. جالب اينجا است كه اعلام حمايت از داعش و دولت به اصطلاح اسلامي آن تنها محدود به اين منطقه نميشود و گروههاي مشابه آن در شرق دور مثل گروه ابوسياف فعال در مالزي و فيليپين هم حمايت و همبستگي خود را از داعش و دولت آن را اعلام كرده بود. بنابر اين، اعلام حمايتها از داعش فرايندي از همگرايي در بين گروههاي تروريستي همسنخ با ايدئولوژي سلفي تندرو را نشان ميدهد كه گستردگي جهاني از اين سو در غرب آفريقا تا آن سو در شرق آسيا را دربر ميگيرد. اگر به ارتباط اعضاي خود داعش با شبكههاي پراكنده در اروپا توجه بشود، گستردگي اين فرايند بيشتر به چشم ميآيد و اين امر نشاندهنده اين است كه به بهانه حمايت از داعش، يك نوع همگرايي بين گروههاي تندرو در حال ايجاد است كه نه قبل از اين سابقه داشت و نه اينكه چنين گستردگي را داشت.
واقعيت و نحوه تحقق اين همگرايي قابل بحث و تامل است زيرا از مضمون بيانيهها چنين برميآيد كه آنها در مقطع فعلي بيشتر بر رفع اختلافات توجه دارند تا آنكه يك وحدت نظر و عمل واقعي بين آن باشد. بيانيه سابق شكاو به اين امر دلالت داشت و حالا هم در بيانيه طالبان پاكستان چنين چيزي ديده ميشود. اين موضوع نشان ميدهد كه اختلاف نظر بين اين گروهها هنوز با قدرت وجود دارد چنانكه در بيشتر اعلام حمايتها اصل بيعت يا قبول خلافت البغدادي مطرح نشده است. پس، اعلام حمايت در نظر اين گروهها به معناي رفتن زير بيرق البغدادي نيست و ميتوان گفت كه آنها تنها به دليل نحوه ائتلاف ضد داعش است كه احساس ميكنند بايد از گروه همسنخ خود حمايت كنند اما آيا مسئله تا همين حد از حمايت لفظي باقي ميماند؟ بيانيه طالبان و سخنان شهيدالله شهيد نكته تازهاي از اعزام نيرو و حمايت عملي از داعش را نشان ميدهد. اين نكته جديدي است كه تا پيش از اين ديده نشده بود و ممكن است نشاندهنده بعد جديدي از فعاليت اين گروهها باشد. بقاي داعش در عراق و سوريه احتمال ايجاد نقطه كانوني براي اين گروهها باشد تا نيروهاي خود را از عرصه گسترده جهاني به اين نقطه فرستاده يا حتي اين نقطه مبدل به مركز مبادله جهاني نيرو و تروريست بشود. به عبارت ديگر، هر چه كه داعش در برابر ائتلاف يا ديگر صفبنديها مقاومت كند اين امكان را به دست ميآورد كه مركز همگرايي گروههاي همسنخ خود بشود چه با رهبر آن بيعت كرده باشند يا رهبر خاص خود را داشته باشند. داعش به اين صورت ميتواند جرياني از تروريسم را هدايت كند كه ابعاد بسيار گستردهتري از خاورميانه دارد و شبكهاي از تروريسم جهاني است.