بازيهاي آسيايي اينچئون در حالي به روز پايانياش رسيده كه هر روز ميتوان صحنههايي جذاب و ديدني را در مسابقات آن شكار كرد؛ صحنههايي مانند اشك و گريه ورزشكاران كه برخي از سر شادي است و بعضي از سر غم. سختيهايي كه ورزشكاران براي آماده شدن جهت اين بازيها ميكشند، آن قدر زياد است كه وقتي به موفقيت ميرسند بغضشان ميتركد و واكنشهاي احساسي از خودشان نشان ميدهند، مانند سعيد حسنيپور كاراتهكايي كه اشكهايش در پايان مسابقه فينال وزن منهاي 75 كيلوگرم كاراته خيليها را تحت تاثير قرار داد؛ اشكهايي كه در قاب دوربينها هم ثبت شد تا حسنيپور يكي از چهرههاي ويژه ايران در سيزدهمين روز بازيهاي آسيايي اينچئون باشد. حسنيپور وقتي پس از مبارزه با حريف هنگ كنگي به مدال طلا رسيد، در حالي با پرچم ايران روي شياپ چانگ دور افتخار زد كه گريه امانش را بريده بود. اين كاراتهكاي گيلاني كه اولين طلايي كاراته ايران در بازيهاي آسيايي بود در گفتوگو با «جوان» از راز آن اشكها و سختيهايي كه براي رسيدن به مدال كشيده ميگويد.
وقتي مقابل حريف ازبك در فينال برنده شدي و داور دستت را به عنوان برنده بالا برد، فقط اشك ميريختي، در اين باره صحبت ميكني؟
اشك شوق بود و خوشحالي. خوشحال بودم كه توانستهام جواب زحمات مربيان و خانوادهام را بدهم. وقتي مبارزه پاياني را برنده شدم همه اينها در ذهنم گذشت و باعث شد نتوانم خودم را كنترل كنم و بغضم بتركد، بغضي كه نتيجه سالها سختي و تلاش براي رسيدن به مدال بازيهاي آسيايي بود؛ مدالي كه از آرزوهاي بزرگم بود.
و آرزويي كه بعد چند سال سعيد حسنيپور به آن رسيد؟
هشت سال بود كه براي رسيدن به چنين روزي لحظهشماري ميكردم. براي رشته كاراته كه مسابقات قهرماني جهان و المپيك ندارد، بازيهاي آسيايي خيلي اهميت دارد و مدال آن با ارزش است. در اين سالها به اين مدال فكر ميكردم و خوشحالم كه سرانجام به آن رسيدم.
از روزهاي سختي كه پشت سر گذاشتي تا به اين مدال برسي صحبت ميكني؟
ما نزديك به شش ماه براي بازيهاي آسيايي اردوهاي شبانهروزي داشتيم و فقط فكر و ذكرمان تمرين بود. در اين مدت فشار زيادي هم روي من و خانوادهام بود و واقعا روزهاي سختي بود؛ روزهايي كه خانوادهام هم با توجه به اردوهاي مداومي كه داشتم سختيهاي زيادي كشيدند.
به نظر ميرسد طلاي بازيهاي آسيايي ارزش آن همه سختي را داشته باشد.
صددرصد همين است. زماني كه تمرين ميكردم و براي اين مسابقات آماده ميشدم تنها به خوش رنگترين مدال يعني طلا فكر ميكردم. اين فكر همه روزهاي تمرين با من بود. به همين خاطر بود كه وقتي در فينال پيروز شدم لذتي را كه بعد از اين تمرينات سخت به دست آوردم احساس كردم و فشاري كه رويم بود برداشته شد و انگار سبك شده بودم.
و بغضي كه شكسته شد.
خوشحال بودم كه توانستهام به هدفم برسم و نميتوانستم جلوي خودم را بگيرم و از ته دل شروع كردم به گريه كردن و اشكهايم به خاطر مدالي بود كه سالها در آرزوي آن بودم.
وقتي روي سكوي اول بازيهاي آسيايي قرار گرفتي به چه چيزي فكر ميكردي؟
اين رقابتها هم با يك مسابقه سخت برايم شروع شد. در مبارزه اول با نماينده ازبك تا لحظات آخر عقب بودم و تنها چند ثانيه با حذف فاصله داشتم اما خوشحالم كه خدا اين فرصت را به من داد و توانستم با يك ضربه سه امتيازي برنده شوم و در ادامه بازي به بازي بهترعمل كردم تا اينكه در فينال نتيجه سختيهايم را ديدم. به همين خاطر روي سكو تنها خدا را شكر ميكردم، شكر به خاطر اين مدال.
گماري: اشكهايم نتيجه زحماتم بود
علاوه بر سعيد حسنيپور، در روز پنج شنبه اشكهاي ديگر مدالآور ايران سونيا گماري پس از رسيدن به مدال برنز قايقراني اسلالوم بازيهاي آسيايي هم نگاهها را به خودش جلب كرد. گماري پس از اينكه به مدال برنز رسيد همان جا روي قايق سجده شكر به جا آورد و از خوشحالي اشك از چشمانش جاري شد؛ گريههايي كه باعث شد عكاسان خارجي كه مشغول عكاسي از مسابقات ديگر قايقراني بودند لنز دوربينهايشان را به سمت گماري برگردانند و اشكهاي او را ثبت كنند. گماري درباره واكنشش به كسب مدال برنز اين طور صحبت ميكند: «اشكهايم به خاطر زحماتي بود كه كشيده بودم، زحماتي كه امروز نتيجه داد. من از رشته كانوپولو به اين رشته آمدم و تا هفت ماه پيش اصلاً اين رشته را بلد نبودم. احساسم قابل توصيف نيست. فقط يك ورزشكار ميتواند بفهمد كه چه احساسي دارم.»
او در ادامه ميگويد آن قدر براي اين مسابقه استرس داشته كه نتوانسته قبل از مسابقه حتي لب به غذا بزند: «فشار زيادي روي من بود و به خاطر استرسي كه داشتم دو روز نخوابيدم و غذا نخوردم. براي اين مدال حسابي زحمت كشيدم. كسب اين مدال واقعاً برايم ارزشمند بود، ارزشمند به خاطر همه اين سختيها كه باعث شد وقتي از خط پايان جلوتر از رقيبم عبور كردم ناخودآگاه از فرط خوشحالي گريه كنم.»