
سرانجام با پايان بنبست سياسي ناشي از كشمكش طولاني انتخابات رياست جمهوري در افغانستان، رضايت دو رقيب سياسي اين كشور به تشكيل دولت وحدت ملي منجر شد. اشرف غني احمدزي رئيسجمهور منتخب پس از اعلام پيروزي در اولين سخنراني مردمي خود در دوشنبه 31 شهريور، وعده داد ضمن تقويت دولت وحدت ملي و استقرار صلح و ثبات در كشور از توسعه اقتصادي در اين كشور جنگ زده نيز غافل نخواهد ماند. از اينرو، تلاش براي متقاعد كردن شبه نظاميان طالبان در متوقف كردن اقدامات خشونت آميز و پيوستن به مسير اصلي جامعه افغان مأموريتي دشوار براي دولت وحدت ملي كابل محسوب ميشود.
اكنون تنها سؤال مهم و چالشي جامعه افغانستان اين است كه دولت جديد كابل چگونه ميتواند به اقدامات شورشيان طالبان پايان دهد. به گزارش برخي خبرگزاريها نظير شينهوا از كابل، ناظران سياسي با ارائه تحليلهاي بدبينانه معتقدند طالبان در فرصت مناسب با ايجاد آشوب، روابط حسنه دو دشمن سياسي قديمي را از يكديگر متلاشي خواهند كرد و ضربات محكمي بر پيكر دولت جديد كابل وارد خواهند آورد.
در حقيقت، شبه نظاميان طالبان با ارسال پيامي به رسانهها طي روزهاي گذشته، مخالفت صريح خود را با تشكيل دولت وحدت ملي در افغانستان ابراز كردهاند. گروه طالبان در افغانستان با انتشار اطلاعيهاي، ضمن به رسميت نشناختن دولت وحدت ملي، آن را حاصل دخالتهاي امريكا دانسته و دولت وحدت ملي را يك شركت سهامي تلقي كرده است. طالبان مدعي است جنگ عليه دولت آينده كابل و نيروهاي خارجي را ادامه خواهد داد و انتخاب اشرف غني براي رئيسجمهوري قابل قبول نيست.
در بخشي از بيانيه طالبان آمده است: اشرف غني احمدزي و دولت نمادين جديد وي مورد قبول مردم افغانستان نخواهد بود و از نظر ما، آنان هيچگونه جايگاهي در اين كشور ندارند. سران طالبان همچنين تأكيد كردند، افغانستان متعلق به مردم افغانستان و مجاهدين يا همان جنگجويان مقدسي است كه تا پايان خروج نيروهاي نظامي خارجي در اين كشور به جنگ با آنان ادامه ميدهند.
واقعيت آن است اگر دكتر عبدالله هم به عنوان رئيسجمهور انتخاب ميشد طالبان همين موضع فعلي را ميگرفت و اساساً آنان به دليل نگاه مطلقگرايانه، قدرتطلبي و تماميتخواهي، مخالف تشكيل دولت وحدت ملي يا هرگونه دولتي كه به ثبات افغانستان كمك كند، هستند. در واقع طالبان به دليل سرنگوني حكومتشان توسط غربيها و به ويژه امريكا، نسبت به آنان نگاه انتقامجويانه دارند و تاكنون در مقابل سياستهاي غربيها از ديد خودشان مقاومت كردهاند و براي خود واليها، شهردار و... منصوب ميكنند و هنوز سقوط از قدرت را نميخواهند باور و قبول كنند. البته بايد به آن، حمايتهاي عربستان،اياساي پاكستان وحتي سياستهاي مبهم امريكا و ناتو در حمايت پنهاني از تروريسم و گروههاي افراطي را افزود.
با توجه به اين مسائل بعيد به نظر ميرسد با تشكيل دولت وحدت ملي، تحركات طالبان كاهش يابد، اما نكته قابل توجه اين است: 1- هماهنگي و همگرايي رياست جمهوري و رئيس شوراي اجرايي در دولت وحدت ملي، ميتواند چشمانداز روشني را در مهار طالبان ترسيم كرده و به نوعي مقدمه استقلال، حاكميت، تأمين امنيت و ثبات باشد.
2-دولت وحدت ملي به نوعي با وساطت احزاب و گروههاي سياسي داخلي به ويژه با پادرمياني رهبران جهادي، حامد كرزي به دست آمده و همين امر حاكي از پيامدهاي مثبت بيشماري است.
3- اگر كشورهاي منطقه، از توافق حاصل شده استقبال كرده و از آغاز روند مثبت در افغانستان حمايت كردهاند اين براي دولت و ملت افغانستان نويدبخش است.