تابستان 1378 بود که پخش پوسترهاي «سلوک در تاريکي» نويد انتشار کتاب بيسابقهاي درباره عقايد فتحالله جيحونآبادي با اسم مستعار «نورعلي الهي» را ميداد. موافقان و مخالفان او، منتظراني بودند که خود را آماده تکذيب و تأييد ميکردند، ولي هنوز چند روزي از ورود سلوک در تاريکي به بازار نشر نگذشته بود که اخبار تکاندهنده از وحشيگريهاي اتباع وابسته به گروهک الهي به سرکردگي بهرام الهي با مراکز پخش به گوش رسيد. تلفنهاي نه فقط تهديدآميز بلکه فحاشيهاي دور از شأن يک انسان معمولي، توانست گروهي از فروشندگاني که سعي داشتند به هر وسيلهاي لقمه ناني در آورند را مجاب كند از هرگونه همکاري با نشر کتابي که وظيفه ديني و ملي هر فرد ايراني است، خودداري کنند. ناگفته نماند مراکز فروشي نيز بودند که در مقابل هرگونه تهديد و فشار ايادي گروهک وابسته به بهرام الهي شجاعانه پايداري کردند و هر نوع ضرر از قبيل شکستن شيشههاي مغازهها، به آتش کشيدن ماشين فروشندگان و برخوردهاي فيزيکي را ـ که هنوز آثار آن در برخي وجود دارد ـ به جان خريدند. در کنار اين حوادث بيسابقه آنچه شنيدني است، التجاي اين گروهک ضد انقلاب به نظام جمهوري اسلامي است که تاکنون به هر نوع ممکن آب بر آسياب دشمنان قسمخورده انقلاب ريختهاند. شکايت بر اساس اينکه چرا انتشارات مهتاب «سلوک در تاريکي» را منتشر کرده است به قوه قضائيه برده شد و خوشبختانه در قسمتي که به اين شکايات رسيدگي ميشد، انتشارات مهتاب را تبرئه کردند. آنها به اين اقدام قانوني اکتفا نکردند و شکايتنامههايي به وزارتخانههاي کشور، اطلاعات و فرهنگ و ارشاد اسلامي ارسال کرده بودند. خواننده که با مطالعه کتاب «سلوک در تاريکي» متوجه حيله و تزوير کارگردانان به اصطلاح مکتب الهي به سرکردگي بهرام الهي و همسرش شده بود، چون محرم خلوت و يار جلوت محسوب ميشد، به گفته خودش ميدانست اتباع اين گروهک به القائات بهرام الهي اعتقادي به نظام مقدس جمهوري اسلامي ندارند، ولي چگونه مزورانه مظلومنمايي ميکنند و استدعاي دادخواهي از نظامي که به آن اعتقادي ندارند کردهاند. اين بيدار شده از ما خواسته بود براي حفظ جانش اسمي از وي برده نشود و با ارسال نامه سپس در ملاقات حضوري اشاره کرد عدهاي که از دار و دسته بهرام الهي رئيس معلومالحال گروهک معروف به الهي هستند، توسط مسئول کتابفروشي... مقابل دانشگاه تهران که بنا بر ادعاي بهرام الهي روح حضرت علي بن موسي الرضا(ع) در قامت نحس و نجس او حلول کرده است، با ارسال نامههايي به وزارتخانههاي کشور، اطلاعات و فرهنگ و ارشاد اسلامي نه فقط از مدير انتشارات مهتاب شکايت کرده، بلکه مدعي شدهاند کوچکترين تعلل در جمعآوري کتاب سلوک در تاريکي، غرب کشور را به خون و آتش ميکشد که گذشت زمان ثابت کرد آب هم از آب تکان نخورد. در اين معرکه هم شکست رسوايي نصيب کسان، بلکه ناکساني شد که دستي بر کيسه بهرام الهي مدعي خدايي آن هم خداي فراري پناهنده به استعمار فرانسه داشتند و دارند و متقابلاً وقتي عدهاي متوجه خدعهها و نيرنگبازيهاي دستاندرکاران گروهک بهرام الهي شدند، از اين مسلک استعماري اعلام برائت کردند و به مروجان سلوک در تاريکي گرويدند. اينجا بود که مطلع شديم مخالفان سلوک در تاريکي توسط راهنمايي کتابفروشي به ظاهر مسلمان دو آتشه براي ملاقات با مراجع بزرگواري که حکم تحريم آثارالحق را داده بودند، عازم قم شدند تا شايد بتوانند به هر وسيله ممکن حضرات مراجع را وادار کنند فتواي تحريمشان را پس بگيرند و به تصور خام خود سختترين ضربه را به موقعيت سلوک در تاريکي وارد کنند که خوشبختانه حتي اجازه شرفيابي هم به آنها داده نشده بود. تأثيرگذاري سلوک در تاريکي بر اتباع فريبخورده مسلکي استعماري که بهرام الهي رياستش را عهدهدار بود و نتيجه ندادن تهديد مديران مراکز فروش، به آتش کشيدن چاپخانه و مرکز پخش، شکايت رسمي قانوني از ناشر و... مقدمهاي شد تا تصميم به تطميع اينجانب بگيرند که چون با شکست روبهرو شدند، رواج دادند مؤلف سلوک در تاريکي وجود خارجي ندارد. درست همين ايام از روش مسموم کردن عباسيان و سلاطين قاجاريه استفاده کردند و موفق شدند چنان ضربهاي به سلامتيام وارد سازند که حدود هشت سال است گرفتارش هستم و شکوهاي نيست، زيرا اين برخورد نيز توانست تأثيرات خوبي در بيدار کردن فريبخوردگان داشته باشد.