کد خبر: 677556
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۷
اشك‌ها و لبخندهاي كلاس اولي‌ها
اين بچه‌ها بعد‌ها دلشان مي‌خواهد يادشان بيايد اولين بار با چه كسي حرف زده‌اند و چه كسي زود‌تر از همه فضاي اين خانه را برايشان خواستني كرده است اما حالا چيزي جز ترس و اضطراب درونشان نيست و چيزي جز نگراني ته چشم‌هايشان ديده نمي‌شود.
ليلا مقدم فر
وقتي هم آنها را به امان خدا رها مي‌كنيد و برمي‌گرديد، بي‌شك قطره‌هاي اشك از گوشه چشم‌هايشان جاري مي‌شود آنها نمي‌خواهند در اين خانه رنگارنگ بمانند، آنها هيچ جاي ديگري را جز خانه‌اي كه شما در آن هستيد دوست ندارند. آنها به اين فكر مي‌كنند كه كاش اينجا هم مي‌توانستند حرفشان را به كرسي بنشانند، پا بر زمين بكوبند و بگويند همه آن چيزهاي خوبي كه وعده‌اش را داده‌ايد نمي‌خواهند، فقط بگذاريد با شما به خانه برگردند. خانه‌اي كه مدرسه نيست! اينها احساسات اوليه هزاران كودكي است كه اين روزها محيط امن خانه‌هايشان را ترك كرده‌اند تا پشت نيمكت‌هاي چوبي بنشينند و دانش بياموزند، آنها نه مي‌دانند دانش چيست و نه مي‌دانند آينده چه مفهومي دارد. حالا هم از اينكه گفته‌اند دلشان مي‌خواهد پزشك و پليس شوند، پشيمانند. براي كلاس اولي‌ها شادي خريدن لباس‌هاي مدرسه، كيفي كه بايد به اندازه كافي سبك و جادار باشد، دفترهايي با جلدهاي قشنگ، جعبه مداد رنگي و ليوان آبخوري تمام مي‌شود، وقتي روزهاي اول مدرسه ديگر مادر و پدر در كنارشان نيستند و حالا بايد بزرگترشان را خانم صدا بزنند! بايد هر دو يا سه نفر پشت ميزي بنشينند و تمام وقت با دقت رو‌به‌رو را نگاه كنند. براي اين بچه‌ها ثانيه‌هاي زندگي جديد، خيلي دير مي‌گذرد. همان‌طور كه اجازه گرفتن براي آب خوردن و دستشويي رفتن را تجربه نكرده‌اند، خيلي ديگر از قوانين را نمي‌شناسند و گاه از همين جا ياد مي‌گيرند كه از قانون بگريزند اگر با آنها درست تا نكنيم.
پدر و مادرهاي شاد اما نگران

پدر و مادرها هم اين روزها دلهره‌اي عجيب دارند، چطور كودكشان را بايد چندين ساعت در يك اجتماع جديد با قوانين خاص رها كنند و برگردند خانه؟ ساعت‌هاي اول براي مادرها هم سخت مي‌گذرد، مدام به ساعت نگاه مي‌كنند تا مطمئن شوند هنوز وقت برگشتن كودكشان نرسيده است. هزار سؤال آنها را در روزهاي اول از پا در مي‌آورد ! يعني كودك من از پس درس و مدرسه برمي‌آيد؟ درسخوان مي‌شود يا بازيگوش؟ نكند از كودكان ديگر چيزهايي ياد بگيرد كه نبايد ياد بگيرد؟ نكند وسايلش نسبت به بقيه بچه‌ها كمتر يا بدتر باشد، نكند يادش برود خوراكي‌اش را بخورد، اگر دستشويي داشت چه! به نظر مي‌رسد والدين هم، به‌خصوص جوان‌تر‌ها روزهاي اول مدرسه حال دگرگوني داشته باشند، به‌خصوص اگر خودشان خاطره خوبي از روزهاي اول مدرسه نداشته باشند.

شور در شهر شلوغ

شهر هم از روزهاي نخستين مهر بي‌بهره نيست، كودكان هم شور را به سطح شهر مي‌كشانند، هم احتياط بيشتري را از جامعه طلب مي‌كنند، احتياط راننده‌ها، احتياط فروشنده‌هاي خوراكي، امنيت پياده‌روها و البته شلوغي مضاعفي كه در ساعات شروع و پايان مدرسه، كودكان در فضاي اجتماع ايجاد مي‌كنند تا همه بدانند يك ميليون كلاس اولي جمعيت اين دوازده ميليون دانش‌آموز كشور را تشكيل مي‌دهند. شور ورود بچه‌ها به فضاي اجتماع در كنار تغييرات و دگرگوني‌هاي فصلي، همه و همه خبر از تغييري مهم مي‌دهد، اين در حالي است كه كودك تاكنون بيشتر روزهايش را در خانه و محيط مطبوع و آرام سپري كرده است و شايد اين همه تغيير به مذاقش خوش نيايد.

روزهاي اول درس ندهيم

«مراجعاني داشتم از پدر و مادرهايي كه كودك كلاس اولي داشتند. اين افراد ابهام زيادي درباره شيوه‌هاي برخورد با بچه‌هاي كلاس اول داشتند.» اين جمله را دكتر محسن ايماني روان‌شناس به روزنامه جوان مي‌گويد. به همين دليل آقاي روان‌شناس و به پيشنهاد برخي پدر و مادرهاي دانش‌آموزان تلاش مي‌كند در اين‌باره كتاب بنويسد تا از اين راه تجربه‌هاي روان‌شناسي در حوزه رفتار با كودك دانش‌آموز منتقل شود. از ايماني درباره روش‌هاي برخورد با كودكان كلاس اولي مي‌پرسم كه مي‌گويد:روزهاي اول سال تحصيلي بايد براي دانش‌آموز روزهاي خوبي باشد، استقبال از دانش‌آموزان از طرف معلم‌ها و دادن يك تصوير خوب از مدرسه توسط پدر و مادرها بايد صورت بگيرد. به عقيده اين روان‌شناس در روزهاي اول نبايد درس داده شود و بايد بيشتر فضاي كلاس صرف صحبت و تعريف قصه شود، يا بازي‌هايي طراحي شود كه دانش‌آموز با انجام آنها بتواند با مدرسه ارتباط برقرار كند. به اعتقاد اين كارشناس در صورتي كه روزهاي اول رفتارهاي درست با كودك طراحي نشود ممكن است دچار بيماري ترس از مدرسه
(SCHOOL -PHOBIA)
شود.

وسواس در نوشتن

از آنجا كه زمان توجه و تمركز در كودكان پايين است به اعتقاد دكتر ايماني، نبايد، زمان درس دادن به كودكان طولاني شود. نوشتن تكليف يكي ديگر از مواردي است كه دانش‌آموزان را دچار مسئله مي‌كند، بنابراين بايد تكاليف به تدريج اضافه شوند. نظارت بر تكليف نوشتن كودكان بايد جايگزين دخالت در اين كار شود. اينكه پدر و مادر كنار دست كودك بنشينند و مدام به او امر و نهي كنند، روش درستي نيست. ايماني به پدر و مادرهايي كه نگران زيبايي‌نويسي كودكان خود هستند توصيه مي‌كند ابتدا سرعت نوشتن را در آنها تقويت بعد به زيبا‌نويسي توجه كنند. وي مي‌گويد برخي از خانواده‌ها كنار دست بچه‌شان مي‌نشينند و هر چه مي‌نويسد مي‌گويند قشنگ نشد كه اين باعث مي‌شود كودك دچار كند‌نويسي و وسواس در نوشتن شود.

16 بار گوش بچه را پيچاندم!

جدا از تمهيداتي كه در مدارس درباره كودكان دانش‌آموز بايد لحاظ كرد، به نظر مي‌رسد يكي از بزرگ‌ترين معضلات كودكان برخوردهايي است كه از جانب پدر و مادرهاي ناآگاه مي‌بينند. مصداق اين موضوع، مادري است كه نگران درس ديكته فرزند خود بوده است و در جريان املا گفتن براي كودك، به ازاي هر اشتباه كودك، يك بار گوش او را پيچانده است. جالب است كه نمره املاي اين كودك تحت چنين شرايط استرس‌زايي در نهايت 4 شده است. ايماني روان‌شناس در اين زمينه توصيه مي‌كند والدين فضايي مشابه مدرسه ايجاد كنند، يعني به همان شكل كه در مدرسه كودك اين سمت ميز و معلم سمت ديگر است و برگه بچه‌ها را نمي‌بيند در خانه هم به همين شكل رفتار شود.

كودكان نگران مشق شب هستند

بيشترين نگراني و معضل كودكان دبستاني، نگراني به خاطر مشق‌هاست. اين نگراني از يك طرف به خاطر زياد بودن مشق‌هاست و از سوي ديگر به اين دليل كه كودك حس مي‌كند از عهده اين تكاليف برنمي‌آيد. اتفاقي كه در برخي خانواده‌ها مي‌افتد اين است كه خودشان به جاي كودك مشق مي‌نويسند، اين كار به شدت نهي مي‌شود. به اعتقاد كارشناسان بايد اين احساس به كودك منتقل شود كه تكليف نوشتن كار ساده‌اي است. البته آزار‌دهنده نبودن تكاليف نيز بايد از سوي مدرسه رعايت شود.

خشت اول گر نهد معمار كج

مي‌گويند آنچه بر ذهن كودك نقش مي‌بندد همانند نقشي است كه روي سنگ حك مي‌شود. به همين دليل به اعتقاد روان‌شناسان چون بچه‌ها ذهن‌هايي قوي دارند و اتفاقات سال‌هاي اول مدرسه را سال‌ها در ذهن خود نگه مي‌دارند، بايد بهترين معلم‌ها براي كلاس اول به كار گرفته شوند. رفتار معلم‌ها سر كلاس درس آنچنان در روح كودكان جاي مي‌گيرد كه مي‌تواند مسير زندگي آنها را مشخص كند، بنابراين يكي از وظايف اصلي خانواده‌ها توجه به معلمي است كه براي كلاس اول فرزندشان انتخاب مي‌شود.

چطور بيشتر و بهتر ياد بگيرد؟

تحقيقات نشان مي‌دهد شادي، ميزان يادگيري را بالا مي‌برد بنابراين مدارس بايد تلاش كنند فضاهاي شادي را براي كودكان خلق كنند. يكي از راه‌هاي افزايش نشاط و شادي در كودكان، فعال نگه داشتن آنهاست. در واقع فعاليت بدني باعث ايجاد و ترشح هورموني مي‌شود كه احساس شادي و نشاط را افزايش مي‌دهد. يكي از ابعاد مهم شادي، توجه به شادي روحي و معنوي است، اين كار از راه اميد‌بخشي به كودك در زمينه‌هاي مختلف، خلق موقعيت‌هاي شعر‌خواني و همچنين فعاليت‌هاي ديني و دعا كردن صورت مي‌گيرد. توجه به زيبايي‌هاي بصري از راه زيباسازي فضاي مدارس و استفاده از عنصر رنگ نيز در افزايش يادگيري كودك مؤثر است.

فرهنگ‌پذيري قطره‌اي

هرچه از روزهاي ابتدايي مدرسه رفتن كودكان مي‌گذرد و به همان ميزان كه بر دانش جديد آنها در حوزه‌هاي مختلف افزوده مي‌شود، خانواده‌ها شاهد نوعي فرهنگ‌پذيري كودكان هستند، در اين حالت ممكن است تحت تأثير صحبت معلم، والدين را از انجام برخي كارها منع كنند. اين موضوع اما حالت‌هاي ديگري نيز خواهد داشت و آن فرهنگي است كه كودك از خلال تعامل با همكلاسي‌هاي خود مي‌آموزد كه گاه برخي از اين فرهنگ‌ها مطلوب خانواده‌ها نيست. شركت در جلسات اوليا و مربيان و تعامل با اولياي مدرسه مي‌تواند از بروز چنين مسئله‌اي جلوگيري كند. شايد يكي از بارزترين اين مسائل تغيير فرهنگ خورد و خوراك يا نحوه صحبت كودكان باشد. علاوه بر اقدامات نصيحت‌گونه خانواده بايد برنامه‌هاي فعالي دراين زمينه داشته باشد. مثلاً براي اينكه كودك از بوفه مدرسه يا مغازه‌هاي بين راه تغذيه نكند بايد خوراكي‌هاي سالم و خوشمزه برايش از سوي خانواده طراحي شود.

آموزگار آنلاين يك امكان تازه

ارتباط هرچه بيشتر خانواده با مدرسه مسلماً در افزايش توانايي كودكان مؤثر است، سال‌ها پيش وقتي كودكان به مدرسه مي‌رفتند، معلمان خود را تنها در مدرسه مي‌ديدند و اگر روزي از سر اتفاق معلم خود را جاي ديگري مي‌ديدند برايشان خيلي جالب بود. ديدن معلم سال قبل هم براي آنها در حد سلامي ساده، خلاصه مي‌شد. اما امروزه به ياري فناوري‌هاي جديد ديده مي‌شود معلمان زيادي با فعاليت در فضاي مجازي تلاش مي‌كنند ارتباط خود را با دانش‌آموزان حفظ كنند و از سوي ديگر تجربه‌هاي خود را به ديگران با وبلاگ‌نويسي منتقل كنند. اگر شما امروز عبارت كلاس اولي‌ها را در يكي از موتورهاي جست‌وجو بنويسيد به راحتي مي‌توانيد به خانه‌هاي مجازي اين معلم‌ها راه پيدا كنيد. با آنها ارتباط برقرار كنيد و سؤالات خود را بپرسيد.

بچه‌ها به آموزگار مي‌چسبند

با اينكه از ناراحتي كلاس اولي‌ها موقع جدا شدن از خانواده و پيوستن به مدرسه گفتيم اما يك آموزگار بازنشسته كلاس اول با 27 سال سابقه تدريس كلاس اول ما را به نتايج ديگري نيز رساند. اكرم خوش‌بين درباره عمده‌ترين تفاوت نسل جديد كلاس اولي‌ها با كلاس اولي‌هاي گذشته به روزنامه جوان مي‌گويد: كمبود محبت در بچه‌هاي امروزي بيشتر است و اين باعث شده ما وقت بيشتري را صرف اين موضوع كنيم اين در حالي است كه به لحاظ آموزشي كار ما آموزگاران كمتر شده است. خوش‌بين درباره دليل اين دو اتفاق مي‌گويد از آنجايي كه امروزه كودكان از وسايل ارتباطي استفاده مي‌كنند و بازي رايانه‌اي انجام مي‌دهند و تبلت و موبايل دارند خيلي وقت‌ها بچه‌ها نوشتن و خواندن هم بلد هستند و مثلاً مي‌گويند خانم ما مي‌توانيم اسم‌مان را بنويسيم. اين آموزگار با‌سابقه درباره دليل كمبود محبت كودكان مي‌گويد اين موضوع تا حدي است كه گاهي اوقات بچه‌ها نمي‌خواهند به خانه بروند. خوش‌بين دليل اين حس بچه‌ها را دوري از پدر و مادر و شيوع اختلافات خانوادگي مي‌داند. او همچنين معتقد است يكي ديگر از دلايل اين موضوع تك فرزند شدن خانواده‌هاست و در گذشته كه بچه‌ها چند خواهر و برادر داشتند، بخشي از اين محبت و توجه را از آنها دريافت مي‌كردند. اما الان چنين چيزي وجود ندارد تا از لحاظ بازي و محبت ارضا شوند. خوش‌بين مي‌گويد الان خانواده‌ها مي‌خواهند بچه را به مدرسه بسپارند تا راحت باشند، بعد از مدرسه هم كودك را در كلاس‌هاي ديگر ثبت‌نام مي‌كنند. وقتي از اين آموزگار با‌تجربه درباره دليلش براي كمبود محبت كودكان كنوني مي‌پرسم، مي‌گويد اين را از مقايسه نسل‌ها و همچنين حالت‌هاي افسردگي و بي‌حالي كودكان متوجه مي‌شوم و اينكه بچه‌ها خيلي احساس وابستگي به معلم نشان مي‌دهند و توجه طلب مي‌كنند. او مي‌گويد گاهي اوقات بچه‌ها به معلم مي‌چسبند چون نمي‌خواهند از او دور شوند و به خانه بروند.

مدارس خانواده

خوش‌بين مي‌گويد از بين 13 شاگرد دوره آمادگي سال گذشته سه تا از آنها در خانواده‌هايي بودند كه پدر و مادر جدا شده بودند، نمونه‌هاي اين چنيني را در سال‌ها و كلاس‌هاي ديگر داشته‌ايم كه گاهي ما با برگزاري كلاس براي خانواده‌ها و داشتن جلسه با آنها توانستيم موارد اختلاف را حل كنيم. اما به اعتقاد اين آموزگار براي برطرف شدن چنين معضلي دولت بايد از طرفي دست مدارس را باز بگذارد و از سوي ديگر با تاسيس مدارس خانواده و اختصاص بودجه شرايطي را فراهم كند كه در هفته يك بار خانواده كنار كودك در مدرسه باشد. چنين اقدامي علاوه بر رفع اختلافات خانوادگي به نفع كودك، مي‌تواند راهي باشد تا والدين نحوه آموزش به كودك را بياموزند. به گفته اين آموزگار، پدر و مادرهايي وجود دارند كه با وجود سطح بالاي تحصيلات توان پاسخگويي به نيازهاي آموزشي فرزندشان را ندارند.

مشاور خوب نداريم

مشاوره كودك و خانواده، يكي ديگر از موضوعاتي است كه اين روزها و با توجه به تغييرات اجتماعي نسبت به آموزش صرف علمي مهم شده است؛ اين در حالي است كه اين مورد حتي در مدارس غير‌انتفاعي وجود ندارد. به نظر مي‌رسد وزارت آموزش و پرورش بايد امكاني فراهم كند تا آموزگاران با‌تجربه بتوانند اين نقش را ايفا كنند. اين در حالي است كه به اعتقاد خوش‌بين اگر آموزگاران خود وارد شوند ممكن است در جاهايي از سوي خانواده‌ها طرد شوند و آن را دخالت در امور خصوصي خود تلقي كنند.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها