
هر چند اين روزها افكار عمومي داخلي از سكوت مقامات بلندپايه دولتي در مقابل برخي اتفاقات صورت گرفته در نشست مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك كه مهمترين آن سخنان گستاخانه و توهينآميز سياستمداران غربي و از جمله ديويد كامرون نخست وزير انگليس است به شدت ناراحت و عصباني هستند اما اين واقعه نبايد منجر به آن شود كه از برخي مواضع بحثبرانگيز دولتمردان در اين سفر چشمپوشي كرد؛ مواضعي كه نه تنها كمكي به پيشبرد منافع جمهوري اسلامي ايران در عرصه بينالملل نميكند، بلكه هزينههاي بسياري را هم با خود به دنبال خواهد داشت.
يكي از اين مواضع هزينهزا سخناني بود كه محمد جوادظريف در انديشكده شوراي روابط خارجي امريكا و در پاسخ به چهره نشانهداري همچون هاله اسفندياري مبني بر « تاثير گفتوگوهاي هستهاي بر مسائل سياسي داخلي ايران » بر زبان آورد: «ما روندي را شروع كردهايم كه هدف از آن تغيير فضاي سياست خارجي كشور است. اگر با وجود تلاشهاي ما براي تعامل، اين تلاشها بينتيجه بماند، مردم ايران اين فرصت را خواهند داشت تا ۱۶ ماه ديگر كه انتخابات پارلماني در ايران برگزار ميشود، به اين عملكرد ما (با آراي خود) پاسخ دهند. وقتي قبلاً در تعامل و مذاكرات درباره توافق هستهاي با جامعه بينالمللي در سالهاي۲۰۰۴ و۲۰۰۵، توافقهايي كرديم و تلاشهاي ما براي عملكرد شفاف، از جانب اتحاديه اروپايي رد شد، مردم جواب ما را با انتخاب رئيسجمهوري متفاوت دادند كه مرا هم زود بازنشسته كرد.»
وزير امور خارجه كشورمان در ادامه ميافزايد: « البته بايد توجه داشت كه اتحاديه اروپايي به تنهايي فعاليت نميكرد و مقامات كاخ سفيد و وزارت خارجه امريكا مانع از هرگونه توافق شدند، همانطور كه حالا هم كساني هستند كه نميخواهند هيچگونه توافقي حاصل شود، قطع نظر از اينكه مفاد آن چه باشد. حالا من بار ديگر زنده شدهام (خنده حضار). به نظر من، در پيامي كه جامعه بينالمللي و به ويژه غرب ميخواهد به ايران منتقل كند بايد بسيار دقت كند. بايد ديد تعامل از جانب ايران و تلاش ايران براي باز بودن و نگاه به آينده داشتن با پاسخ مثبت مواجه ميشود يا اينكه بار ديگر، رد ميشود. من فكر ميكنم مردم ايران پاسخ خود را در صندوقهاي رأي نشان خواهند داد.»
شباهت ظريف 2004 با ظريف 2014هر چند سخنان تأملبرانگيز ظريف در ميان توهينهاي ديويد كامرون نخست وزير انگليس به خوبي به جامعه ايراني انتقال داده نشد و تلاش گسترده براي سانسور آن صورت گرفت اما يادآور مواضعي چالشبرانگيز است كه وي سال 2004 و در مذاكرات سعدآباد در ديدار محرمانه با محمد البرادعي اتخاذ كرد.
در آن ديدار دو نفره ظريف در حالي نگرانيهاي جرياني و حزبي خود را با البرادعي در ميان ميگذارد و از آثار و تبعات شكست مذاكرات كه مهمترين آن پيروزي جريان رقيب در انتخابات آتي است ياد ميكند كه البرادعي بدون توجه به نظرات طرف گفتوگو همچنان بر «تعليق» فعاليتهاي هستهاي ايران تأكيد ميكند.
سابقه ظريف در مواضع چالش برانگيز و هزينهزا البته در كارنامه يك ساله محمد جواد ظريف ميتوان نمونه فراواني از مواضع هزينهزا و تأملبرانگيز يافت كه به نمونههايي از آن اشاره ميشود.
1- «... اين وظيفه ما نيست كه اسرائيل را به رسميت بشناسيم يا نه، بلكه فلسطينيان بايد درباره اين موضوع تصميمگيري كنند... ما از اين منطقه دور هستيم.»
2- «... آزادي آنها (كروبي و ميرحسين) فقط منوط به نظر مساعد و تصميم رهبري نيست و روند دموكراتيك خود را دارد. نهادهاي مختلفي در اين تصميم دخيل هستند... روحاني به تعهداتش (دراينباره) وفادار است.»
3- «ايران هرگز هولوكاست را انكار نكرده است. مردي كه هولوكاست را انكار ميكرد، رفته است. سال نو مبارك!»
4- «همه گروههاي و مسلح در سوريه از جمله حزبالله لبنان بايد از اين كشور خارج شوند.»
5-«هولوكاست را نميتوان انكار كرد... كشتار جمعي يهوديان را نميتوان انكار كرد و بايد از تكرار چنين جنايتي جلوگيري كرد.»
6-«آيا فكر كرديد امريكا كه ميتواند با يك بمب تمام سيستم دفاعي ما را از كار بيندازد از سيستم دفاعي ما ميترسد؟ آيا واقعاً به خاطر قدرت نظامي، امريكا جلو نميآيد؟ بر اساس كدام سند فكر ميكنيد امريكا نميتواند به اطلاعات نظامي ما دست پيدا كند؟»
نگاه حزبي به منافع مليآخرين نمونه از اين دست اظهارات هزينهزا همانگونه كه اشاره شد سخناني است كه وي چهارشنبه گذشته در پاسخ به سؤال هاله اسفندياري ابراز كرده بود كه تفاوت اساسي آن با گفتههاي مورد اشاره وي «اولويت قرار دادن مطالبات حزبي به جاي منافع ملي» است، آن هم در شرايطي كه وظيفه عمده وزير امور خارجه كشورمان پيشبرد سياستهاي كلان جمهوري اسلامي ايران در سطح بينالملل است نه ابراز ترس و هراس از روي كار آمدن احتمالي جريان مقابل در انتخابات آتي، آن هم در تريبونهاي بينالمللي كه عقل و درايت ضرورت ميداند سياستمداران كشور پيام وحدت و يكدلي را از آن طريق به جهانيان مخابره كنند.
به راستي وزير امور خارجه كشورمان چگونه بدون در نظر گرفتن عواقب اينگونه سخنان، تلاش دارد ضمن رقيبهراسي و امتيازگيري به هر شكل ممكن از غربيها، مقامات اين كشورها را براي توافقات هستهاي نهايي – كه ميتواند برگ برنده وابستگان به اين جريان در آوردگاههاي انتخاباتي پيش رو باشد- ترغيب و تحريك نمايد.
جامعه چگونه ميتواند بپذيرد كه وزير امور خارجهاش به جاي پيگيري مطالبات ملي و ميهني كه نمونهاي از آن احقاق حقوق ايران در پرونده هستهاي است - كه به رغم «اعتمادسازي» همهجانبه و پرحجم ايران در پرونده هستهاي طي يك سال طرف غربي به تحريمهاي بيشتر و تهديدات دامنهدارتر روي آورده – به بحثهاي درون كشوري و تضعيف كننده جايگاه بينالمللي ايران روي بياورد.
قطعاً حاميان دولت هم معتقدند كه اينگونه بازي با منافع ملي از سوي وزير امور خارجه كه با هدف پيروزي در رقابتهاي حزبي داخلي صورت ميگيرد به هيچ عنوان با تدبير و آيندهنگري همخواني نداشته، چراكه اهميت و ارزش منافع ملي و دستاوردهاي بينالمللي قابل قياس با موفقيتهاي موقت جناحي و حزبي نيست و ايجاد سنجش نابرابر ميان اين دو موضوع كاملاً متفاوت، دور از مباني سياست خارجه و اصول ديپلماسي است.
بايد به آقاي ظريف و دوستان وي يادآور شد كه افكار عمومي داخلي در صورت هرگونه نتيجهاي كه در مذاكرات با گروه 1+5 اتفاق بيفتد، هيچگاه نوع نگاه و تفكراتشان نسبت به ايالات متحده و متحدانش تغيير نخواهد كرد و برهمين اساس به جرياني كه مسبب تحقير و توهينهاي دامنهدار عليه جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي پس از انقلاب شده هم اقبال نخواهد كرد. اما سنجيدهتر اين است كه آقاي ظريف و همفكرانش به جاي نگراني در حوزه مسائل داخلي و نگرانيهاي حزبي، تمام تلاش خود را معطوف به مذاكرات هستهاي كنند تا بتوانند به همراه دستياران خود، بيشترين و بالاترين دستاورد را براي منافع ملي كشورمان داشته باشند تا پاسخ حداقلي در با پرسشهاي فراوان ملت داشته باشند.
چرا غرب به دنبال روي كار آمدن جرياني خاص در ايران است؟اما نكته ديگري كه ميتوان از سخنان اخير غرب استنباط كرد آن است كه دنياي غرب به دنبال روي كار آمدن جرياني خاص در انتخابات ايران است؛ آنگونه كه مستندات و موضعگيري سياستمداران غرب طي سالهاي متمادي آن را تأييد ميكند.
سال 76 پس از روي كار آمدن جريان دوم خرداد، ريچارد كلمن، ديپلمات برجسته امريكايي پس از موفقيت اصلاحطلبان درسال 76 و همچنين انتخابات مجلس ششم ميگويد: «ظاهراً روزهاي تلخ و سردرگمي ما با روي كارآمدن اصلاحطلبان سپري ميشود. اصلاحطلباني كه حتي توانستهاند كرسيهاي مجلس را كه دژ تسخيرناپذيري بود، فتح كنند. ما از اين پس بايد شاهد فروريختن ستونهاي اين نظام سركش و مهار نشدني باشيم؛ نظامي كه در يك قلم امريكا را با اين همه قدرت هستهاي و تكنولوژي به پشت ديواري از تحقير رانده است. من به همه مردم دنيا ميگويم كه ما به ايران باز خواهيم گشت.»
سناتور تامس داشل، رهبر فراكسيون اكثريت كنگره هم در سال 81 چگونگي مذاكره با مقامات كشورمان را اينگونه اظهار ميكند: «امريكا بايد فشارهايش را زياد كند تا اصلاحطلبان در ايران بتوانند مردم را بترسانند و خواستههاي ما را تبليغ كنند... امريكا بايد در اين راستا تهديد كند و راه را براي مذاكره باز كند و البته انجام مذاكره را براي مذاكرهكنندگان اعلام برائت آنها از حكومت ديني ولايت فقيه بدانند.»
شخصيتهاي مختلف دوم خرداد همراه با ارگانهاي مطبوعاتي خود – در آن مقطع زماني - در كنار بحرانآفريني در داخل كشور به شدت بر تجديد روابط ميان ايران و امريكا تأكيد كرده و به صورت پرحجم و متراكم اين را در تريبونهاي مختلف عنوان ميكردند، به گونهاي كه كمتر روزي را ميشود در آن روزها پيدا كرد كه روزنامههاي زنجيرهاي از دستاوردهاي تغيير سياستهاي ايران در قبال امريكا مطالب يا مصاحبههايي را به تيتر يك خود تبديل نكرده باشند.
راديو دولتي انگليس در سال 82 تأكيد ميكند: يكي از اولويتهاي فعلي دولت بوش جلب اعتماد نيروهاي اصلاحطلب در ايران است.
ژاك شيراك، رئيسجمهور اسبق فرانسه در همان سال تصريح ميكند: من اروپاييان را براي حمايت از اصلاحطلبان بسيج ميكنم.
مادلين آلبرايت وزير سابق امور خارجه امريكا در اظهاراتي جالب بيان ميكند: شاگردان خوب من! اصلاحات را در ايران دنبال ميكنند.
اصول سياست خارجه ايران اصولي تغيير ناپذير اما در پايان بايد تأكيد كرد كه برخلاف باور برخي دولتمردان تغيير دولتها در ايران هيچ تغيير بنياديني در سياست خارجه جمهوري اسلامي ايران صورت نداده و تنها تاكتيكها و برخي روشها در مواجهه با نظام سلطه تغيير ميكند و اين نبايد به تغيير رفتار كشورمان در مقابل غرب معنا شود، آن هم در شرايطي كه جامعه در طول سالهاي گذشته نشان داده كه اقبالي نسبت به روي كار آمدن جريان هواخواه ليبراليسم در داخل نداشته و با توجه به رفتارهاي توهين آميز و تهديد محور غربيها در يكسال اخير نسبت به شخصيتها و گروههايي كه متمايل به غرب باشند رويگردان شده و آراي خود را پس خواهد گرفت.