جان ساورز، رئيس سازمان امنيت خارجي انگليس (MI6) يك بار به يك مسئول مذاكرهكننده هستهاي ايران گفته بود كه براي پايان دادن به فراز و نشيبهاي مذاكراتي و دشواريهاي آن، كافي است كه شما براي اينكه بهانهجوييها را ساكت كنيد، اعتراف كنيد كه در گذشته، انحراف كوچكي در برنامه هستهاي خود به سمت برنامههاي نظامي داشتهايد، بعد ما بررسي و اعلام ميكنيم كه بحران هستهاي ايران پايان يافته و همه چيز در شرايط عادي قرار ميگيرد!
امروز هم فيليپ هاموند، وزير خارجه انگليس به تقليد از ساورز جاسوس، طرف ايراني را قابل فريب انگاشته و در ديدار با دكتر ظريف از او ميخواهد كه واقعگرا باشيم و در مقابل 1+5، انعطاف از خود نشان دهيم! البته او در اين ديدار كه در حاشيه نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل انجام ميشود، نسبت به حقوق بشر در ايران هم اظهار نگراني كرده است، چرا كه يك تبعه انگليسي ايرانيالاصل به دلايلي كه معمولاً به جاسوسي ختم ميشود در تهران دستگير شده است.
آقاي كامرون، نخستوزير انگليس منظور آقاي هاموند را شفاف كرده و گفته اگر ايرانيها در بحث داعش با ما همكاري كنند و حمايت از بشار اسد را كنار بگذارند، موجب حل برخي بنبستها ميشود! داستان اين است كه انگليسيها كه از به نتيجه نرسيدن مذاكرات بسيار بيمناك هستند و منافع خود را در خطر ميدانند، به جاي درخواست نگاه عقلاني از اوباما و واقعگرايي غربيها نسبت به برنامه هستهاي ايران، با زباني فريبكارانه از ايران ميخواهند عقبنشيني كند و نام آن را انعطاف و واقعگرايي بگذارد. يعني واقعگرايي به مفهوم همكاري و همراهي با غربيهاست. ولي هم كامرون و هم هاموند و ساورز واقعگرايي را فراموش كردهاند زيرا آنها و امريكاييها در شرايطي نيستند كه قادر به اجراي سياستهاي استعماري گذشته بوده و آن را واقعگرايي هم بنامند.
شرايطي كه هم انگليسيها و هم امريكاييها از آن رنج ميبرند، اين است كه معادلات منطقهاي كاملاً به زيان آنهاست و اگر قرار باشد كسي از حقوق بشر نگران باشد، اين ما و تمام افكار عمومي منطقه و جهان هستيم كه بايد از انگليسيها سؤال كنيم و نگراني خود را كه «واقعيت كامل و تمام» است به آنها نشان دهيم.
آيا هاموند و كامرون از اينكه ديكتاتوريهاي دست نشانده آنها در بحرين و اردن و شاهنشينهاي مرتجع دست به سركوب حداقلترين مظاهر آزادي و حقوق بشر زدهاند و ملكه انگليس هم آنها را در كاخهاي انگليسي ميزباني ميكند، نگران نيستند؟ آيا از اينكه پس از جنايتهاي گسترده و آدمكشي و قتلعامهاي فراوان داعش در عراق و سوريه،هنوز BBC يا بنگاه سخنپراكني انگليسي آنها را تروريست نميداند و با نام دولت اسلامي (تعمداً براي تخريب چهره اسلام) از آنها ياد ميكند، نگران حقوق بشر نيستند؟ خصوصاً اينكه ردپاي برخي سران داعش در لندن هم پيدا شده و بنيان شكلگيري داعش در دست انگليسيهاست؟ آيا از اينكه اسكاتلنديها را با خط و نشانهاي شرمآور و تهديدهاي غيرقابل توجيه و چماق تنبيه تحت فشار قرار داديد تا نسبت به استقلال خود پشيمان شوند، نگران و شرمنده نيستيد؟
آيا از اينكه هنوز با انديشه استعماري 200 سال گذشته به خاورميانه و بقيه جهان نگاه ميكنيد، نگران و شرمنده نيستيد؟ آيا از اينكه پس از نقش اساسي در ايجاد رژيم صهيونيستي، در تمامي قتل و كشتار و جنگافروزيهاي اين رژيم و به ويژه سه جنگ اخير در غزه يا جنگ 2006 در لبنان با صحنههاي غيرانساني از سوي صهيونيستها روبهرو شديد، نگران حقوق بشر نيستيد؟ آيا از اينكه در هر تراژدي استعماري و غارتگرانه و جنايتمند بشري، رد پايي از شما پيداست، شرمسار و نگران نيستيد يا اينكه باز هم فكر ميكنيد تمام جرم و جنايتهاي شما، عين واقعگرايي و قابل دفاع است و آنچه بر ديگران روا كردهايد، يك تصور است؟! هاموند و مقامات انگليسي دغدغه زيادي دارند تا هر چه زودتر سفارت خود را در تهران بازگشايي كنند و همانطور كه به مجلس عوام نامه نوشتند، بايد دست به جاسوسي عميق و جمعآوري اطلاعات گستردهاي بزنند و نسبت به جريانسازي كه همان فتنهآفريني ذات وجودي خود را همچون گذشته نشان دهند.
ما از سرنوشت شما نگرانيم كه پايان كار چگونه خواهد بود.