اگر ما به عنوان بزرگتر كودك، به اصول واكنشدهي به كنجكاوي او، درست عمل كنيم؛ كنجكاوي كودك نتيجه منفي ندارد. بايد توجه داشته باشيم كه كنجكاوي، فقط پرسيدن نيست؛ هرگونه دستكاري در محيط و هرگونه رفتاري كه براي كشف و تجربهاي جديد، توسط كودك انجام ميشود، كنجكاوي است. اگر ما شرايط مناسب را براي كنجكاوي كودك خود، فراهم نكنيم، او خودش دست به كار ميشود كه ممكن است خطرآفرين باشد. وظيفه پدر و مادر و اطرافيان كودك، پاسخگويي با دقت و حوصله به سؤالات كودك است.
از طريق كنجكاوي كردن، دو تفكر در كودكان، فعال و تقويت ميشود. يكي، تفكر خلاق است؛ يعني اينكه فرد بتواند از امكانات موجود، تحليل و نتيجه درستي ارائه بدهد؛ ديگري، تفكر نقاد است. كودك بايد بداند كه سؤال كردن، نشانه ضعف نيست.
پرورش اين دو نوع تفكر در كودكان، موجب ميشود كه در آينده، وقتي آنها در موقعيتهاي نامناسب، مثل پيشنهادهاي ناسالم، قرار ميگيرند بلافاصله در ذهنشان سؤال كنند و جنبههاي مختلف آن پيشنهاد را بررسي و تحليل كنند؛ سپس تصميم درست را بگيرند. همچنين، تقويت تفكر خلاق و نقاد، موجب رشد مسئوليتپذيري رفتاري در كودك ميشود و ميتواند از آسيبهاي اجتماعي آينده، پيشگيري كند.
وقتي پاسخ سؤال كودك را نميدانيم، چه كار كنيم؟
يك راه حل براي مواقعي كه پاسخ سؤال كودك را نميدانيم يا نميدانيم چطور به او توضيح دهيم اين است كه اول، از خودش بپرسيم؛ يعني وقتي كودك پرسيد من چگونه به وجود آمدهام؟ يا كاركرد فلان وسيله، به چه صورت است؟ از او بپرسيم تو چه فكر ميكني؟ اگر پاسخ او، متناسب با سنش، خوب بود؛ بگوييم آفرين، همين درست است. پاسخ ما و كلمات و جملاتي كه استفاده ميكنيم، بايد متناسب با رشد شناختي و رشد كودك باشد تا بتواند كمككننده باشد. دادن توضيح اضافي و حاشيهپردازي، كمكي در فهم مطلب به كودك نميكند؛ بنابراين ما بايد ابتدا سطح رشد شناختي كودكمان را بدانيم، سپس ميتوانيم سؤال را به خودش برگردانيم و بپرسيم تو چگونه فكر ميكني؟ به اين دليل كه كودك، حتماً در ذهنش، راجع به موضوع مورد سؤال، پيشزمينه و ذهنيتي دارد؛ اگر هيچ تفكري در مورد آن موضوع، نداشته باشد اصلاً سؤال برايش پيش نميآيد.
وقتي پاسخ سؤالي را نميدانيم بايد بگوييم فعلاً جواب را نميدانم ولي به دنبال يافتن پاسخش ميروم. ميتوانيم با مشاركت كودك، به دنبال پاسخ در كتاب، مجله يا اينترنت بگرديم يا كتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به كودك بدهيم و از او بخواهيم آن را مطالعه كند و بعد با هم راجع به آن صحبت كنيم. اين راه، نحوه پاسخيابي و تحقيق براي يافتن پاسخ سؤالها را به كودك ياد ميدهد. علاوه بر اين، موجب پرورش خلاقيت و تفكر نقاد كودك و بالا رفتن مهارت و دانش وي ميشود، ضمن اينكه كودك با روند پيدايش سؤال، تحقيق، تحليل و ارزيابي كردن پاسخهاي موجود براي سؤال مورد نظرش، آَشنا ميشود. گاهي اوقات، با وجود اينكه پاسخ سؤال را ميدانيم نبايد پاسخ آماده به كودك بدهيم. دادن پاسخهاي آماده به كودك، جلوي خلاقيت او را ميگيرد. براي رشد خلاقيت، كودك بايد در شرايط مشكل و شَك قرار بگيرد؛ بنابراين بهتر است بعضي وقتها، به او بگوييم من هم نميدانم، توچه فكر ميكني؟ به نظر تو چگونه است؟ اين مطلب يا كتاب را بخوان، بعد با هم درباره آن بحث ميكنيم.
چگونه ميتوانيم كنجكاوي كودكان را پرورش دهيم و در مسير درست، هدايت كنيم؟
براي تقويت كنجكاوي كودك و هدايت صحيح آن، چند كار بايد انجام دهيم؛ ابتدا بايد به كودك براي برقراري درست ارتباط، آموزش دهيم. به او بفهمانيم كه پاسخ به سؤالات در برخي شرايط، امكانپذير نيست تا اگر در شرايطي قادر به پاسخگويي به سؤالاتش نبوديم مطلب را درك كرده و بپذيرد، نه اينكه موجب سرخوردگي و گوشهگيري او بشود.
در پاسخ به برخي سؤالات لازم است قوانين مربوط به آن را به كودك آموزش دهيم. قوانين بايد به صورت جزئي به كودك آموزش داده شوند؛ از كليگويي بپرهيزيم؛ براي مثال در مورد كبريت، نبايد به طور كلي، بگوييم تو نبايد به كبريت دست بزني بلكه بايد موارد استفاده از آن و چگونگي استفاده را براي كودك توضيح دهيم؛ سپس بگوييم كه از يك سن خاص، ميتواند به كبريت دست بزند و در حال حاضر، فقط ميتواند در بيرون از منزل و با حضور بزرگترها و براي موارد خاصي، از كبريت استفاده كند و شرايط انجام اين كار را هم براي او فراهم كنيم. در صورتي كه كودك، قوانين را به درستي رعايت كرد، براي او پاداش و در غير اين صورت، تنبيه مناسبي را مثل محروميت موقت از برخي چيزها، در نظر بگيريم.
هيچگاه نبايد كودك را از سؤال پرسيدن، منع كنيم. وظيفه والدين اين است كه به سؤالات كودكشان، پاسخ دهند؛ مگر در مواردي كه بدانند دليل سؤال پرسيدن كودك، چيز ديگري، مثل جلب توجه است. اين مشكل را هم بايد از راههاي خاص خودش، برطرف كرد. همچنين براي رشد كنجكاوي، بايد به كودك ياد دهيم كه خودش هم در يافتن پاسخ سؤالهايش، مشاركت داشته باشد.
قبل از 9 تا 10 سالگي، نبايد در پاسخها، از مفاهيم انتزاعي و فلسفي عميق استفاده كنيم. پاسخ ما بايد متناسب با سن كودك باشد؛ هر قدر كه پاسخ، انتزاعيتر باشد كودك را بيشتر دچار ابهام و گيجي و سؤالاتش را بيشتر ميكند. بايد از مفاهيم عيني، روشن و ملموس، براي پاسخ به كودك استفاده كنيم چراكه تفكر كودكان، عيني است نه انتزاعي.
راه بعدي براي رشد كنجكاوي كودك و هدايت درست آن، اين است كه وقتي پاسخ سؤالي را به كودك گفتيم؛ بعد از گذشت مدتي، درباره آن دوباره با كودك صحبت كنيم. در واقع، پيگيري كنيم كه آيا مطلب، در ذهنش باقي مانده است و در صورت لازم، دوباره آنرا تكرار كنيم. گاهي ممكن است كودك، منظور ما را درست درك نكرده باشد؛ با اين بررسي مجدد، ما متوجه اشكال و اشتباه پيش آمده ميشويم و آنرا تصحيح ميكنيم تا كودك، مطلبي را به اشتباه ياد نگيرد.
والدين بايد آمادگي و حوصله سؤالات بيشمار كودكان را داشته باشند. اگر حوصله پاسخ دادن به سؤالات كودكشان را نداشته باشند و پاسخ مناسب را به او ندهند؛ بخش زيادي از كنجكاوي و در نتيجه، خلاقيت كودك را متوقف ميكنند. كودك هم چون به پرسشگري و يافتن پاسخ براي سؤالاتش نياز دارد؛ براي يافتن پاسخ سؤالاتش به دنبال منابع ديگري مثل گروه همسالان خود، ميرود. گروه همسالان هم معمولاً پاسخ صحيح و مناسبي به كودك نميدهند و اين مسئله ميتواند آسيب جدي به كودكان بزند. بنابراين بايد والدين، خودشان اين وظيفه را به درستي انجام دهند.
*كارشناس ارشد روانشناسي